دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۵

پانل دوم همايش فضاي تعاملي جهاني- محلي و نهادهاي مجازي با رياست دكتر محسنيان راد و موضوع سياست و شهروند مجازي برگزار شد.
در اين بخش دكتر رها خرازي محمدوندي آذر رئيس مركز تحقيقات استراتژيك و بين‌المللي ارتباطات و رسانه‌ها به عنوان اولين سخنران با موضوع "سايبر ديپلماسي؛ ديپلماسي در عصر جامعه اطلاعاتي" سخنراني خود را ارائه كرد.
وي گفت: به موازات تحول جوامع، سناريوهاي جديدي در قلمرو روابط بين‌الملل محقق مي‌شود كه اولويت‌هايي نوين همراه با اتخاذ شيوه‌هايي نوين مي‌طلبد. اگر زماني ملتها تنها از طريق وزارتخانه‌هاي امور خارجه و تجارت خود با سايرين در ارتباط بودند، هم اينک "از طريق ميليون‌ها نفر که با به کارگيري فيبر نوري، ماهواره‌ها، تکنولوژي‌هاي بي‌سيم و کابل، در يک شبکه پيچيده و بدون کنترل مرکزي به هم متصل مي‌شوند، با هم در ارتباط هستند".
وي با اشاره به اينكه ارتباطات جهاني و پيشرفت‌هاي روزافزون تکنولوژي‌هاي نوين اطلاعات و ارتباطات ( ICTs ) روند سنتي روابط بين‌الملل را با چالشي نوين مواجه ساخته است گفت: در اين فضا دولت‌ها با شكل نويني از ديپلماسي مواجه هستند كه آنها را وادار مي‌كند عنصري استراتژيك را در كانون مركزي كنش‌هاي خود، در اداره امور بين‌المللي معاصر اتخاذ كنند.
افزايش توان دستيابي، ميزان دسترسي و سرعت انتقال حجم بالايي از اخبار و اطلاعات به مخاطبان جهاني، آن هم در زمان واقعي (Real Time)، مديريت سياست خارجي کشورها را بيش از پيش پيچيده ساخته‌است.
مدل‌هاي چند وجهي ارتباطات، جايگزين مدل سنتي سلسله مراتبي و يك سويه، يك فرستنده به گيرندگان بسيار در ارتباطات شده‌است. اين امر نشانه آن است که دولت‌ها به زودي لذت کنترل بر حجم گسترده‌اي از اطلاعات را از دست خواهند داد.
در نهايت موازنه جديد محصول فضايي مملو از پيشامدها و موقعيت‌هاي نوين حاصل از رشد و گسترش بهره‌گيري از تكنولوژي‌هاي نوين ارتباطات و اطلاعات است كه در نتيجه آن، پيچيدگي حاصل از وابستگي متقابل، جهاني شدن فرهنگ، امپراطوري افكار عمومي، انقلاب رسانه‌ها و علاوه بر اينها جريان بين‌المللي فرهنگ، عقايد و اطلاعات جملگي به عنوان عوامل نوين و در راس ساير عوامل، بر دولت‌هاي ملي فشار مي‌آورند و آنها را وادار مي‌سازند تا سريعاً به تجديد نظر در ساختارهاي مدل سياست خارجي و روند ديپلماسي خود و ايجاد تحول در آنها بپردازند. اين فشار آنها را وادار مي‌كند تا سايبر ديپلماسي را به عنوان كانون مركزي تلاش‌هاي ديپلماتيك خود، رشد و توسعه دهند.
وي با اشاره به تأثير تکنولوژي‌هاي نوين ارتباطات و اطلاعات (ICTs) بر ديپلماسي و سياست خارجي در مورد پيامدهاي تاثير تکنولوژي‌هاي نوين ارتباطات و اطلاعات بر ديپلماسي و سياست خارجي گفت: ظهور ارتباطات بين‌المللي همگان با همگان many to many، تسريع روند هاي ديپلماتيک فارغ از زمان، قابليت تصويرسازي، قدرت نرم، تقويت زيرساختهاي جهاني ارتباطات و اطلاعات از مشخص‌ترين نتايج حاصل از تاثيرات تکنولوژي‌هاي نوين ارتباطات و اطلاعات بر ديپلماسي و سياست خارجي است.
شايد پيش ازاين دولت‌ها براي اقناي افكار عمومي مجبور بودند سمينارها و مذاكرات متعددي را برگزار كنند اما براساس سياست قدرت نرم بايستي پيام‌هاي خود را به صورت غير مستقيم بيان كنند.
دكتر رها خرازي عضو هيات علمي دانشگاه افزود: به مرور زمان، مسائل مرتبط با تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات و تاثيراتي که بر مسائل بين‌المللي مي‌گذارند، همچنين نيازي که ديپلماسي و روند مذاکرات نسبت به آن پيدا مي‌کند، روشن‌تر خواهد شد و در پي آن امکان نياز به زير‌ساخت‌هاي تحقيقاتي جديد بيش از پيش نمايان خواهد شد.
بي شك شكاف ديجيتالي كنوني مانعي بزرگ براي دستيابي به سايبر ديپلماسي آرماني خواهد بود. در حالي که يک پنجم جمعيت جهان در حال مهاجرت به فضاي مجازي و پذيرش اصول عصر دسترسي The Age of Accessمي باشند، باقي جمعيت بشري هنوز هم گرفتار فقر و کمبودهاي مالي خود هستند.
وي با اشاره به اينكه تكنولوژي هاي جديد ارتباطي تيمهاي نوين ديپلماتيك را بوجود مي‌آورد گفت: ديپلماسي هاي فعال امروزي، به سوي خلق اشتراکات جديد ميان ديپلماتها و اعضاي سازمانهاي غيردولتي NGOs گام بر مي دارند.
بخش خصوصي و سازمان‌هاي غيردولتي NGOs در حال حاضر به رشد قابل توجهي در صحنه بين‌المللي دست يافته‌اند. عملکرد آنان به دليل داشتن پتانسيل همکاري، رقابت يا تخاصم، به گونه‌اي روزافزون به موضوعات قابل بررسي تبديل خواهد شد.
وي يكي از پديده هايي كه با گسترش ICT بوجود مي‌آيد را سفارتخانه‌هاي نوين نام نهاد و گفت: استقرار سفارتخانه هاي نوين و ايجاد مسئوليت‌هاي جديد ديپلماتيک زمان بر هستند. بايد به دنبال ايجاد رويه‌ها، واحدها و مسئوليت‌هايي با پتانسيل اجراء در زمان واقعي و فارغ از محدوديت‌هاي مکاني باشيم.
هم اينک بهره گيري از تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات، زمينه ايجاد سفارتخانه‌هاي ميکرو-مأموريت Micro-Missions را فراهم آورده‌اند. ساختار تشکيلاتي اين سفارتخانه‌ها شامل يک الي 2 نفر ديپلمات رسمي به انضمام 3 الي 5 نفر کارکنان محلي است.
سفارتخانه‌هاي ميکرو-مأموريت پتانسيل‌هاي بالايي براي حضور موثر ديپلمات‌ها در سراسر جهان فراهم مي‌آورند.
اين سفارتخانه‌هاي چمداني "Embassies in a Suitcase" به دليل کاهش قابل توجه هزينه ها، به ويژه براي انجام ماموريتهاي تجاري و ترويج روندهاي نوين تجاري بسيار مورد توجه قرار گرفته اند.
سفارتخانه‌هاي ميکرو-مأموريت همچنين براي هر چه سريع‌تر برافراشتن پرچم کشورهاي خود در دولت‌هاي تازه تأسيس جديد به کار گرفته مي‌شوند. نمونه اين مورد را مي‌توان در حضور ديپلماتيک کانادا در جمهوري تازه استقلال يافته اوکراين مشاهده کرد.
دكتر خرازي افزود: ديپلمات‌ها مشتري‌هاي لپ‌تاپ به‌دست اطلاعات رسانه‌ها هستند در عين اين که منابع خبري مهم آنها در عرصه ديپلماتيک به شمار مي‌روند .
تكنولوژي‌هاي ارتباطات بي‌سيم Wireless Communication، براي ديپلمات‌ها در عين ايجاد کردن يک چالش از سوي رسانه ها به عنوان نهادهاي خصوصي ديپلماتيک، يک امکان بي نهايت کاربردي براي برقراري سفارتخانه همراه، Online، فارغ از زمان و مکان، با گستره جهاني امروز و فراجهاني Cosmopolitan فردا هستند.

آسيب‌شناسي نظام حقوقي سايبر
كامبيز نوروزي حقوقدان دومين سخنران پانل دوم به آسيب شناسي نظام حقوقي فضاي سايبر پرداخت.
وي با اشاره به سابقه ورود رسانه‌ها به ايران و نحوه برخورد حكومت با آنها گفت: زماني مردم براي نصب آنتن راديو بر بام‌هايشان بايستي از دولت اجازه نامه كتبي در يافت مي‌كردند. اين نحوه برخورد با تمام رسانه در ايران تكرار شده است. به عنوان مثال ديگر وقتي فكس در دهه 60 وارد ايران شد ( با وجود اينكه فكس رسانه همگاني نيست) وزارت مخابرات افراد را از استفاده از آن بدون مجوز منع مي‌كرد.
اين مدرس دانشگاه افزود: اصولاً سياست دولت ايران در برخورد با رسانه‌ها مبتني بر دو قاعده ايجاد محدوديت و ناتواني در اجراي آن استوار است. اين در حالي است فضاي سايبر به دليل كيفيات آن قابليت محار شدن ندارد.
وي با اشاره به اينكه قانونگذاري يك امر عيني و تجربي است گفت: حقوق يك امر اعتباري است اما اين اعتباري بودن به معناي ذهني بودن مقرات نيست. قانونگذار بايستي موضوع را بشناسد و خصلت‌هاي كاركردي آن را بداند. سپس مقرراتي را وضع كند كه با اين خصوصيات سازگار باشد.
كامبيز نوروزي افزود: يكي از نقايص نظم حقوقي در ايران وجود انبوه قوانين با كمترين مناسبات با ساختار اجتماعي است.
وي با اشاره به دو مصوبه سال‌هاي 1381 و1385 شوراي عالي انقلاب فرهنگي و هيات وزيران در مورد فضاي سايبر گفت: فارغ از اين‌كه داشتن ديدگاه محدود كننده در فضاي سايبر قابليت اجرايي ندارد كاربران اينترنت كساني هستند كه براي هر محدوديتي راه حلي ارائه مي‌دهند. به عبارت ديگر فضاي ديجيتال قابليت دستور نا‌پذيري از ناحيه دولت دارد.
به اعتقاد اين حقوقدان قانونگذاري در حوزه فضاي سايبر بايستي داراي سه محور باشد. 1- مقابله با گستراندن اطلاعات كاملا غير اخلاقي ( به صورت مشخص پورنوگرافي) 2- حمايت از گروه‌هاي تحت خطر اجتماعي ( كودكان و نوجوانان ) 3- مقابله با تعرض به اطلاعات اشخاص در فضاي سايبر (تخريب و سرقت اطلاعات)
وي با اشاره به قانون، عرف، دكترين و رويه قضايي به عنوان منابع حقوق گفت: به دليل خصلت اقتدار گرايانه دولت و نابهنجاري نظم حقوقي به عرف به عنوان منبع حقوقي كمترين توجهي نشده است. قضاوت در مورد بسياري از امور را مي‌توان به عرف واگذار كرد
به اعتقاد كامبيز نوروزي حقوقدان ايجاد نظم حقوقي را در محيط سايبر مي توان به كاربران سپرد.
دكتر محسنيان راد استاد دانشگاه در پايان پانل دوم همايش فضاي تعاملي جهاني- محلي و نهادهاي مجازي گفت: كساني كه پيش نويس قوانين ارتباطات را مي‌نويسند علاوه بر اينكه اطلاعات كمي در مورد تحولات ارتباطي دارند ؛ ديدگاهشان نيز ارشادي است.
وي با اشاره به كنفرانس مجمع محققان ارتباطات در سال 1991 گفت: در آن كنفرانس مطرح شد عصري كه ما بايد فكر مي‌كرديم رسانه ها با ما چه مي‌كنند تمام شده است. از 15 سال پيش كارشناسان به اين فكر مي‌كنند كه ما بايد با رسانه‌ها چه بكنيم.
دكتر محسنيان راد افزود: در دنيا دو نوع قانون وجود دارد. بخشي پيشگيرانه است و حق دسترسي را محدود مي‌كند و بخش ديگر مبتني بر حفظ حقوق جامعه و مجازات پس از انتشار است. در ايران فضاي ارزشي حاكم مغاير با چنين چيزي است.
وي گفت:" از 179 سالي كه جامعه ايران انواع رسانهاي ارتباطي را داشته است 49 درصد مواقع رسانه‌ها منحصرا در اختيار دولت بوده است. 51 درصد بقيه يا به شكل ديكتاتوري (به مانند جوامع ديگر) و يك نوع نظام دلسوزانه حاكم بوده است. منها اين ديدگاه در شرايطي حاكم است كه به زودي آخرين ديوارها فروپاشده خواهد شد. اخيراً شنيده‌ام كه در كانادا ، چند رسانه برنامه‌هاي طنز خود را بر روي ايرانيان متمركز كرده‌اند. به زودي در ايران نيز اين برنامه‌ها پخش خواهد شد و چيزي جز شرمساري باقي نخواهد ماند. ياد آوري مي كنم كه وارد عصري شده‌ايم كه بايد بياموزيم رسانه‌ها با ما چه مي‌كنند بنابراين بايد شرايط اين آموزش را فراهم كنيم."
منبع: همشهري آنلاين