خلاصه کتاب «ارتباط، فنآوری و سالمندی؛ فرصتها وتهدیدها در آینده»2001 - معرفي و تلخيص: نگين حسيني

کتاب «ارتباط، فنآوری و سالمندی؛ فرصتها وتهدیدها در آینده» از 3 فصل و 11 بخش در 235 صفحه تشکیل شده است:
فصل 1: بررسی
1. سالمندی و ارتباطات: موضوع عوامل انسانی، نیل چارنس (Neil Charness)
2. کمانطباقی و بیشانطباقی با سالمندی، سوزان کمپر (Susan Kemper)
3. طراحی تهدیدهای مرتبط با سالمندی: از نقطهنظر صنعت، کرگ سپیزل و گری مولتن (Craig Spiezle and Gary Moulton)
4. اینترنت و بزرگسالان مسن: طراحی تهدیدها وفرصتها، سارا جی. چاجا و چین چین لی (Sara J. Czaja and Chin Chin Lee)
فصل 2: ارتباطات و موضوعات اجتماعی- فرهنگی
5. فرهنگ، سالمندی و جنبههای ادراکی ارتباطات، تری هدن و دنیس سی. پارک (Trey Hedden and Denise C. Park)
6. سالمندی، ضایعه حسی و عملکرد اجتماعی، هنس- ورنر وال و کلمنز تش- رومر (Hans-Werner Wahl and Clemens Tesch-Romer)
7. تاثیر استفاده از اینترنت بر زمان در بزرگسالان مسن: یک آزمایش میدانی، کارا ال. بیکسون و تورا کی. بیکسون (Karra L. Bikson and Tora K. Bikson)
فصل 3: آموزش و جبران خسارت
8. سالمندی، ارتباط، و طراحی فراگیر، لیلا اف. لاوکس (Lila F. Laux)
9. اکتساب مهارت حافظه شکلی، رینولد کلایگل، دوریس فیلیپ، ماتیاس لاکنر، و رالف ث. کرامپ (Reinhold Kliegl, Doris Philipp, Matthias Luckner, and Ralf Th. Krampe)
10. رویکرد سیستمها برای آموزش بزرگسالان مسن در استفاده از فنآوری، وندی ای. راجرز، ریگان اچ. کمپل، و ریچارد پک (Wendy A. Rogers, Regan H. Campbell, and Richard Pak)
11. سالمندی، بینایی و شکلپذیری مغز: بهدست آوردن عملکردهای ازدسترفتهی بینایی با آموزش مبتنی بر رایانه، دوروث ای. پاگل، تیلمان شولت، اریک کاستن، و برنارد ای. سیبل (Dotothe A. Poggel, Tilman Schulte, Erich Kasten, and Bernard A. Sabel)
خلاصه بخشها
بخش1: سالمندی و ارتباطات: موضوع عوامل انسانی
در بخش اول کتاب «ارتباط، فنآوری و سالمندی؛ فرصتها وتهدیدها در آینده»، علاوه بر تعریف سالمندی، و ارتباطات، چگونگی و چرایی ارتباط، به تغییرات مرتبط با سالمندی که روی نحوه ارتباط اثر میگذارد نیز اشاره شده و آمده است: «بهطورکلی، سالمندشدن همراه است با تغییرات منفی در تواناییهای شناختی و دریافتی که میتواند فرایند ارتباط را کاهش دهد. برای یک فرد، ناخوشی و معلولیت بهطورقابل ملاحظهای، با مسنشدن افزایش مییابد؛ و اثرات فاجعهبار عمدهای مانند سکته میتواند به دلیل نقص جدی زبان و گفتار، منجر به قطع کامل سیستم ارتباطی شود. بیماریهایی همچون زوال عقل (dementia) ممکن است شناخت را بهاندازهای ازبین ببرد که بخش عمدهی ارتباطات، غیرموثر شود (Kemper & Lyons, 1994).»
درادامهی بخش 1، با تشریح مشکلات شنوایی، بینایی، گفتاری و شناختی ناشی از سالمندی، به نکتههای لازم برای طراحی راهکارها اشاره شده و فواید و ضررهای فنآوریهای جدید ارتباطی بیان شده است.
بخش2: بیشانطباقی و کمانطباقی با سالمندی
بخش 2 کتاب به موضوع کمانطباقی و بیشانطباقی هنگام برقراری ارتباط با سالمندان پرداخته است.
بیشانطباقی نسبت به سالمند، اغلب عبارت است از: بهکار بردن لحن خاصی از گفتار، سخنگفتن به شیوهی کودکانه یا شبیه افراد پیر درهنگام تعامل جوانان با سالمندان. ویژگیهای بیشانطباقی، سرعت پایین حرفزدن، زبان ساده، محدودیت لغتی، و تلفظهای اغراقآمیزاست. گفته میشود که بیشانطباقی، حاکی از رفتار رییسمآبانه و بیاحترامی است، زیرا پیشفرض آن بر این است که فرد سالمند، نقص ادراکی دارد. به گفتهی رایان و دیگران (Ryan et al., 1986) بیشانطباقی نسبت به سالمندان، میتواند منجر به آن شود که افراد سالمند در مشارکت ارتباطی، خود را منفی ارزیابی کنند و در سراشیبی مارپیچ محدودیتهای اجتماعی ادراکی قرار گیرند.
کمانطباقی با سالمندان نیز همانقدر ضرر دارد که بیشانطباقی. باوجود درخواستهای زیاد برای نگارش روشن و زبان ساده، هنوز متون سختی در زمینههای مختلف نوشته میشود. نوشتههای غیرقابل فهم، مانند مدارک بیمه، دفترچههای راهنمای سلامت، ودیگر متون پزشکی و قانونی، نهتنها در اطلاعرسانی به خواننده موفق نیستند، بلکه افراد سالمند را به دلیل نیاز به کمکگرفتن از دیگران، سوژهی کلاهبرداری و سوءاستفاده میکنند.
در بخش2 کتاب، نتایج کلی چنین خلاصه شده است: «اززمانی که تحقیق رایان و دیگران (Ryan et al., 1986) درمورد "مخمصهی ارتباطی سالمندی" انجام شد، تحقیقات زیادی درطول این سالها، درباره زبان و سالمندشدن صورت گرفته اما به نظر میرسد کار اندکی برای حل این معما انجام شده است. درحالیکه پرستاران و ارائهکنندگان خدمات رفاهی هنوز اصرار دارند که هنگام برقراری ارتباط با افراد سالمند، برای ارتقای کیفیت ارتباط، از زبان سالمندی استفاده کنند، وکلا، نویسندگان پزشکی و طراحان اقتصادی همچنان برآنند که در مواجهه با افراد سالمند، اسناد ومدارک غیرقابلفهم ارائه کنند.
هردوشکل تطبیق: بیشتطبیقی و کمتطبیقی، ناشی از شکست در تشخیص دقیق ویژگیهای ارتباطی افراد سالمند است: بیشتطبیقی ناشی از شکست در تشخیص نقاط قوت ارتباطی؛ و کمتطبیقی ناشی از شکست در تشخیص محدودیتهای ارتباطی آنها است. کمپر و هامرت (Kemper and Hummert, 1997) این موضوع را به مثابه "منشاء/سررشته" (resources/competence) مفهومسازی کردند که نشانگر توازن متغیر میان فرایندهای کنترل ابتدایی/خارجی و فرایندهای کنترل ثانوی/داخلی است (Heckhausen & Schultz, 1995).
دربرخی مواقع، بزرگسالان هنگام برقراری ارتباط، میتوانند فرایندهای ابتدایی/خارجی را برای ارسال به دیگران به کارگیرند تا تنظیم دقیق گفتاری ایجاد شود. بزرگسالان مسنتر میتوانند وضوح پیام، دریافت یا دریافت اشتباه یک علامت را اعلام کنند، و الگوهایی از خیره شدن یا سایر حرکات بدنی را به عنوان بازخورد، در ارتباط با دیگران بهکار ببرند.
اما وقتی آنها در انجام این کار شکست میخورند یا نمی توانند انجامش دهند، مانند آنچه که در مورد مطالب چاپی یا برنامههای رادیو و تلویزیون اتفاق میافتد، باید از فرایندهای کنترل ثانویه/داخلی استفاده کنند. فرایندهای کنترل ثانویه/داخلی، این عناصر را بهکار میگیرد: آگاهی عملی از استفادههای اجتماعی زبان، اهداف و انگیزههای ارتباط، آگاهی محفوظ مفهومی و زبانی، اجبارهای معنایی و واقعی، و ساختار گفتمان. وقتی بزرگسالان مسن با اطلاعات ناآشنا، فنی و بیمعنا روبرو می شوند، شاید نتوانند چنین فرایندهای کنترلی ثانوی/داخلی را بهکار گیرند.
بنابراین، بیش تطبیقی و کم تطبیقی ممکن است به دلیل شکست دیگران در تشخیص دقیق این باشد که بزرگسالان مسن تاچه اندازه خوب میتوانند محدودیتهای حسی و تنگناهای فرآیند شناختی را جبران کنند (Backman & Dixon; Dixon & Backman, 1993)، مانند آنچه که حافظهی درحالکار، تحمیل میکند. ازسوی دیگر، کمتطبیقیها میتوانند به این دلیل بروز کنند که چنین راهبردهای جبرانکنندهای، ناکافی یا بیاثرند و بزرگسالان مسن نمیتوانند ذخیرههای کافی آگاهی اجتماعی و زبانی را جذب کنند.»
بخش 3: طراحی تهدیدهای مرتبط با سالمندی: از نقطهنظر صنعت
دربخش3 کتاب، به نقاط ضعف موجود در طراحیهای وسایل جدید پرداخته شده و این موضوع مورد تاکید قرار گرفته است که اگر فنآوری بهگونهای تجهیز نشده باشد که با تغییرات حسی دورهی سالمندی منطبق شود، طراحی ضعیفی دارد و حقوق مدنی بخشهایی از جامعه را تامین نکرده است. ابتدا وسایل طراحی میشوند و سپس برای جوابگویی به نیازهای مشتریان، تغییر مییابند. دربهترین حالت، این فرایند برای برخی از مشتریان کارایی دارد: افرادی که سازمانهای تجاری و کاریشان به عنوان مشتری، هدف قرار گرفتهاند. دربدترین حالت، افرادی که به عنوان مشتری تعریف نشدهاند، خارج از این حوزه قرار میگیرند.
مهندسان و طراحان وسایل و ابزارجدید، باید شناخت جامعی از گروههای مختلف کاربران و نیازهای احتمالی آنها داشته باشند؛ آنگونه که به عنوان مثال، در طراحی خدمات جدید بانکی، نیازهای همه مشتریان در 24 ساعت شبانهروز برطرف میشود، خدمات بانکی با وسایل مختلف (رایانه شخصی و موبایل) قابل دسترسی است؛ ضمنآنکه باجههای بانکی بهگونهای طراحی شدهاند تا افراد ویلچردار هم بتوانند از آنان استفاده کنند. شماره های روی صفحه کلید، درشت طراحی شدهاند و روی کلید شماره 5 ، یک برجستگی نقطه مانند (برای افراد نابینا) تعبیه شده است. برخی خودپردازها نیز پول را درقبال برداشت کارت اعتباری از دستگاه پرداخت میکنند؛ احتمالا به این دلیل که طراح وسیله میدانسته است که افراد، پول را میگیرند و بدون پسگرفتن کارت خود، می روند. بهراستی، آیا طراحی میتواند به گونهای صورت گیرد که نیاز آدمی را حین شتاب روزمره پوشش دهد؟ یقینا بله. مهندس طراحی که این سیستمها را طراحی کرده، کسی بوده است که مشکل را «گرفته است». اینکه یک وسیله چگونه کار کند، نیازمند بررسی از نقطهنظرات مالی، فیزیکی، اجتماعی و معنوی است؛ بهخصوص باتوجه به این نکته که انسانها موجودات پیچیدهای هستند وحل تمامی مشکلات یکایک آنها دشوار است.
دربخش 3، با ذکرنمونههایی از ابزاری که متناسب یا غیرمتناسب با نیازهای انسانها طراحی شدهاند، این نکته نیز مورد تاکید قرار گرفته است که: «کسب اطمینان از اینکه مهندسان و طراحان واقعا به چالشهای مرتبط با سالمندشدن پرداختهاند، معمایی برای آنها شده است که باید حل کنند؛ همچون ضرورتهای زیر هنگام طراحی یک وسیلهی جدید:
-
پاسخگویی کامل به نیازهای مشتریان
-
داشتن اندازه مناسب
-
قابلیت دسترسی با یک کلید روی تلفن
-
چندزبانه بودن
-
چندکاره بودن
-
برخورداری از قابلیت بازخورد چند حسی
-
نیازنداشتن به توانایی خواندن یا نوشتن
-
خودراهنما بودن»
بخش 4: اینترنت و بزرگسالان مسن: طراحی تهدیدها وفرصتها
در بخش 4 کتاب، به موضوع اینترنت و تهدیدها و فرصتهایی که برای سالمندان ایجاد میکند، پرداخته شده و آمده است: انفجار WWW (تارنمای جهانگستر) باعث افزایش چشمگیر سطح دسترسی عموم به اطلاعات شده است، اما درمورد بسیاری از افراد، از جمله بیماران یا افراد منزوی یا کسانیکه نوعی از محدودیتهای حرکتی دارند، مانند تعداد زیادی از افراد مسن، دسترسی به تارنمای جهانگستر نیازمند ارتقای میزان استقلال آنهاست و این کار با ایجاد دسترسی به کالاها و منابع، تسهیل ارتباطات، و ارتقای توانایی انجام امور معمول مانند خدمات بانکی و خرید، ممکن است. وب همچنین میتواند به افراد سالمند کمک کند تا به اطلاعات مربوط به سلامت و سایر موضوعات لازم دسترسی پیدا کنند و امور مالی خود را نیز اداره کنند. به موازات اینکه فنآوری وب پیشرفت بیشتری پیدا میکند، کاربران نیز میتوانند دسترسی سریعتری به راههای اطلاعاتی بیشتر دردهها شکل پیدا کنند.
متاسفانه به دلیل رشد سریع و وسیع فنآوری وب، در این حوزه نسبت به سایر زمینههای تعامل انسان-رایانه، فرصتکمتری برای توسعه و آزمون چالشها وجود داشته است. مشکل بااین واقعیت تشدید شده است که بسیاری از توسعهدهندگان وب، آگاهی محدودی درمورد چالشهای وب دارند (Ratner, Grose, & Forsythe, 1996).
درحال حاضر، تحقیقات تجربی محدودی درزمینه قابلیت استفاده از وب وجود دارد؛ بهخصوص درزمینهی کاربرانی که تبحر فنی کمتری دارند، دارای محدودیتهای جسمی یا شناختی اند، یا مسنتر هستند. برای اطمینان از اینکه تارنمای جهانگستر برای تمامی گروههای جمعیت دردسترس است، تحقیقاتی لازم است تا چالشهای موثر را شناسایی کند؛ همچنین آموزش کاربران در تمامی سنین و باهمهی قابلیتها ضروری است.
هرچند بیشتر افراد سالمند پذیرای استفاده از فنآوری جدید هستند، اغلب درتلاش برای انطباق با این سیستمها، با مشکلاتی مواجه میشوند. موانع سرراه انطباق موفقیتآمیز با فنآوری عمدتا مربوط است به شکست طراحان سیستم برای درنظرگرفتن افراد سالمند بهعنوان کاربران "فعال" فنآوری. غلبه براین موانع، بستگی دارد به آموزش و طراحی راهکارهایی برای انطباق با ضعفهای ادراکی، شناختی وحرکتی ناشی از سالمندی. ممکن است این کار شامل مثلا اصلاح نرمافزار، ابزار جایگزین، یا طراحی یک دستورالعمل استفاده باشد. توسعهی این راهکارها نیازمند فهم نیازها، ترجیحات و تواناییهای افراد مسن است. برای این منظور، درنظر گرفتن نکات زیر لازم به نظر میرسد:
الف. چرا استفاده از فنآوری سخت است؟ و چه زمانی سخت است؟
ب. چگونه فنآوری باید برای کاربرد آسانتر و موثرتر طراحی شود؟
ج. چگونه میتوان افراد را آموزش داد تا از فنآوریهای موجود، استفاده و بهرهبرداری کنند؟
بخش 5: فرهنگ، سالمندی و جنبههای ادراکی ارتباطات
در بخش 5 کتاب، نویسندگان به موضوع سالمندی و ادراک، ارتباطات و فرهنگ، تفاوتهای فرهنگی در ادراک، چهارچوب کار برای فهم سالمندی، فرهنگ و ادراک، وکاملکردن ارتباط پرداختهاند.
درنتیجهگیری این فصل آمده است: «ما دربخشهای گذشته، فرایند ادراکی سطح پایین را مطالعه کردیم... مطالعه ارتباطات در زمینه ادراک، میتواند از سه جهت مرتبط باشد:
اول، فهمیدن علم ارتباطات مهم است، بهخصوص از آن جهت که تلاش برای تفسیر تفاوتهای فرهنگی، حتی درمورد وظایف ابتدایی ادراکی، با علم روانزبانشناسی مرتبط است. این موضوع بهویژه هنگام پرداختن به گروههای فرهنگی که با زبانهای متفاوتی حرف میزنند، صدق میکند.
دوم، فرایندهای ادراکی ابتدایی، برای ارتباطات، شالوده ایجاد میکنند. ممکن است جنبههای مهمی از تفاوتهای حتی ابتدایی فرهنگی و زبانشناختی وجود داشته باشد که در فرایند ادراکی سطوح بالاتر، فیلتر میشود. میتوان گفت اثرات فرهنگی درسطح ابتدایی ادراک ممکن است بزرگتر شود، وقتی که تعاملات با دیگر فرایندهای شادراکی بهحساب میآید. هرچند تفاوتهای فرهنگی در سطح ابتدایی ادراک مشهود است، امکان دارد که این تفاوتها هنگام مطالعهی فرایندهای پیچیدهای که ادراک بالاتری را درست میکنند، مبهم شوند. بنابراین، تفاوتهای مهم فرهنگی ممکن است همیشه درسطح فرایندهای ارتباطی و سایر فرایندهای ادراک بالاتر مشهود نباشد.
سوم، شیوهی تعامل ما با یکدیگر، به عنوان یک فرهنگ، ممکن است فشار هدایتکنندهای ایجاد کند که تمایلات ما را بهسمت بهکارگیری سبکهای خاص ادراکی شکل دهد. اثرات فرهنگ بر ادراک میتواند مستقل از اثرات ادراک بر فرهنگ نباشد. آنگونه که فیسک و دیگران (1998) پیشنهاد دادند، روانشناسی فرهنگی «توصیف فرایندهایی را هدف قرار میدهد که بدان وسیله روانها و فرهنگها یکدیگر را میسازند، و روشن میکند که چگونه فرهنگها، فرایندهای روانی را میسازند، حمایت میکنند، بازتولید میکنند، و بعضی اوقات، نظامهای فرهنگی را تغییر میدهند (ص. 916). فرهنگ ممکن است بامکانیسمهای ادراکی، شکل داده شود و تحمیل شود، درست همانگونه که مکانیسمهای ادراکی ممکن است تحت تاثیر تجربیاتی قرار گیرد که فرهنگ تولید میکند. علاوه براین، به نظرما، پیامدهای عصبی (نورونی) سالمندی ممکن است فشارهای بیشتری روی حالتی وارد کند که فرهنگ و ادراک، یکدیگر را میسازند.
با فهمیدن اینکه چگونه اتصال ادراک و ارتباط، بر نحوهی انتقال اطلاعات در افراد اثر میگذارد، میتوانیم تعیین کنیم که چه تفاوتهای مهمی درمیان فرهنگهای مختلف، از نقطه نظر قلمروهای ادراک و ارتباط وجود دارد.
فرهنگ ملغمهای است از محدودیتهای زبانی، نُرمهای اجتماعی، اعمال مذهبی، ساختارهای سازمانی و مجموعهای از عوامل دیگر. بدون شک این عوامل، دلالتهای متفاوتی درمورد اعمال ادراکی و سبکهای ارتباطی دارند، و کسی نمیتواند توقع داشته باشد که فرهنگ در تاثیرات خود، یکپارچه عمل کند. وظیفه ما، دستهبندی آن گروه از عوامل مرتبط با فرهنگ است که روی ادراک اثر میگذارند، و بررسی اینکه چگونه آن عوامل با یکدیگر در تعامل اند.
علاوه براین، مطالعهی سالمندی ادراکی، میتواند کمک کند به شکلدادن اینکه ما چه رویکردی به مطالعهی فرهنگ و ارتباطات داریم؟ بهموازات اینکه مسن میشویم، تغییرات عصبی، منجر به برخی محدودیتها روی استراتژی ارتباط و انطباق ما می شود که میتواند در تمامی فرهنگها مشابه باشد. درآخر، دانستن اینکه چه چیزی در یک فرهنگ، برای افراد سالمند بهتر جواب میدهد، میتواند به استراتژیهایی منجر شود که مورد استفادهی افراد سالمند در سایر فرهنگها قرار گیرد.»
بخش 6: سالمندی، ضایعه حسی و عملکرد اجتماعی
در بخش 6 کتاب، تاثیرات نقص حواس انسانی روی عملکردهای اجتماعی و ارتباطی مورد بررسی قرار گرفته است. پیشفرضهای آغازین و برخی شواهد تجربی، عملکردهای بینایی و شنوایی و کارکردهای اجتماعی آنان، مباحث عمدهی این بخش است.
در نتیجهگیری پایانی بخش 6 آمده است: « نتیجهی اساسی ما این است که نقص در شنوایی و بینایی تاثیر منفی روی ارتباط دارد. درحالیکه نقص بینایی اثر قویتری روی تعامل فرد با محیط فیزیکی و فضایی او بهجا میگذارد، اثرات بد نقص شنوایی نیز عمدتا روی "ساختار سطحی" عملکرد اجتماعی در تعاملات هرروزه است. نقص بینایی همچنین ممکن است روی عملکرد اجتماعی، بهخصوص در ادغام اجتماعی و احساس مشارکت با "جهان" اثرقوی داشته باشد.»
نویسنده در پایان بخش 6، بار دیگر تاکید میکند که فنآوریهای نوین باید در مسیر پیشرفت هرروزهی خود، جنبههای "دردسترس بودن" و "قابلیت استفاده برای تمامی گروههای اجتماعی" را درنظر داشته باشند. انجام مطالعات تحقیقی درزمینهی ارتباطات و ضعف بینایی و شنوایی بهعنوان موضوعی میانرشتهای شامل روانشناسی، جامعهشناسی، روان-زبانشناسی و طب سالمندی پیشنهاد شده است.
بخش 7: تاثیر استفاده از اینترنت بر زمان در بزرگسالان مسن: یک آزمایش میدانی
دراین بخش محققان باانجام یک آزمایش میدانی، تلاش کردهاند پاسخ سه سوال را پیدا کنند:
-
آیا تعامل فزاینده میان بازنشستگان و کارمندانِ درآستانهی بازنشستگی میتواند به ارتقای نقشهای هردوطرف کمک کند؟
-
آیا دسترسی به سیستمهای رایانهای شبکهای، راه پایداری برای تعامل میان گروهها و تبادل اطلاعات ایجاد میکند؟
-
فنآوریهای جدید چگونه بهعنوان وسایل ارتباطی فردی یا اجتماعی عمل میکنند؟
براساس نتایج این تحقیق: «ارتباط اینترنتی میتواند روی الگوهای ارتباطی افراد بزرگسال بازنشسته، تاثیری قوی داشته باشد. مشاهده شده است که شالودهی اینترنت، جایگزین سادهای برای تماس بین فردی، تماسهای تلفنی، ارتباط مکتوب یا دیگر وسایل ارتباطی عرفی نیست. درعوض، آنگونه که آزمایش نشان میدهد، ارسال پیام {از راه اینترنت} راهی مشخص برای تبادل ایجاد میکند که ماهیت آن هنوز نامشخص و نوظهور است. محیط اینترنت، زمینهای است قوی که در آن، انجام فعالیتها و تسهیم فعالیتها، بطور مجازی غیرقابل تشخیص است، و تکرار و خودانگیختگی تعاملات، وظیفه و تبادل اجتماعی را بطور یکسان تسهیل میکند.
علاوه براین، وسایل ارتباطی الکترونیکی با ارتقاء نحوهی استفاده از تماسهای مستقیم، ایجاد دسترسی آسان به دادههای تسهیمشده، و اجازهی تولید کارآمدتر اسناد مکتوب، بعد تازهای به قابلیت کاربری خود اضافه کردهاند. آنگونه که کارکرد ابزار متکی به رایانه ثابت میکند و آنان بهتدریج با ضمائمی مانند ارسال صوتی پیام، دورنگار و فنآوریهای مرتبط، یکی میشوند، ما توقع داریم شاهد تمایل بهسوی تعامل چندرسانهای (multimedia interaction) از راه بسط این شالودهی مشترک و ارتقاء اجرایی آن باشیم. درعینحال، استفاده از سیستمهای کمتروابسته به فنآوری که دراین تحقیق مطالعه شد، نویدبخش بهنظرمیرسد، نهتنها برای حمایت از کار گروهی، بلکه برای تاثیرارتباطات و ایجاد و حفظ اتصالات اجتماعی هم ضعیف و هم بادوام.»
بخش 8: سالمندی، ارتباط، و طراحی فراگیر
در بخش 8، اهمیت طراحی صحیح وسایل ارتباطی برای استفادهی همهی گروههای جامعه، مورد توجه قرار گرفته است: وسایل ارتباطات راه دور هرروز مشتریپسندتر، چندکاره و درعینحال کوچکتر میشوند و همین باعث پیچیدگی بیشتر آنان شده است، باردیگر تاکید شده که طراحی این وسایل باید بهگونهای باشد که همهی گروههای جمعیتی، ازجمله افراد سالمند و دارای معلولیت بتوانند از آنان استفاده کنند.
نگاهی به اعلامیه ارتباطات راهدور (Telecommunications Act) مصوب کنگره امریکا (1996)، نیازهای کاربران در مورد ابزار جدید، اختلال عملکردهای مرتبط با سن در گیرندههای حسی، ذهنی، روانی و شناختی، لحاظ کردن لازمههای مرتبط با ضعف عملکرد سالمندی در طراحی ابزار جدید، روششناسی برای ارزیابی طراحی وسایل ارتباطات راه دور برای تمامی کاربران ازجمله سالمندان، از موضوعاتی است که در فصل 8 کتاب به آنها پرداخته شده و
در نتیجهگیری پایانی بخش آمده است: «پیچیدگی در ساخت وسایل جدید و عملکرد آنان متوقف نمیشود؛ همانطور که نیازها و تواناییهای افرادی که خواهان این وسایل و حتی نیازمند آنان هستند نیز خیلی پیچیده است. جمعیت جهان روبه سالمندشدن میرود و بنابراین آنها نیروی کار میشوند. افرادی با شرایط ناتوانی نیز درحال حرکت بهسمت نیروی کارشدن و زندگی مستقلتر هستند. درنتیجهی فشار اجتماعی و قانونگذاری، سالمندان و افراد با محدودیتهای عملکردی از هر نوع، حالا بهعنوان بخشی از جمعیت عمومی کاربران دیده میشوند که باید به فنآوری دسترسی داشته باشند.
امروزه بسیاری از ابزار ارتباطات راه دور، بجز برای آنهایی که این ابزار را طراحی کردهاند و درنتیجه آنان را میفهمند، بهطور کامل دردسترس همگان نیست. با بهکارگیری اصول ابتدایی مهندسی مرتبط با عوامل انسانی در مفهومسازی، طراحی تعامل، و طراحی ابزارهای جدید، نیازهای جمعیت در سطح وسیعی، ازجمله سالمندان، بطور متناسبتری تامین میشود. هدف ما باید ایجاد تعاملات موثر، کارآمد و راضیکننده بااستفاده از وسایلی باشد که همهی افراد نیازمند دسترسی به کارکرد این وسایل، بتوانند از آنان استفاده کنند.»
بخش 9: اکتساب مهارت حافظهی شکلی
بخش 9 کتاب، مربوط به اهمیت مهارت حافظه شکلی است: «وقتی از افراد سالمند پرسیده میشود که میخواهند کدامیک از مهارتهای حافظهای شان بیشتر تقویت شود، 61 درصد آنها، از میان چهار گزینهی مورد انتخابشان، "یادگیری و یادآوری اسامی" را انتخاب میکنند (Leirer, Morrow, Sheikh, & Pariante, 1990).
بهیادنیاوردن چهره یا اسم افراد، یک شکست در ارتباطات فردی تلقی میشود. اگر بتوانیم حافظهی شکلی و اسمی را بطور موثری تقویت کنیم، یا اگر دستکم بتوانیم فهم بهتری از شرایطی داشته باشیم که امکان این کار وجود دارد، میتوانیم مراقب حداقل یک جنبهی برجسته از مشکلات ارتباطی افراد سالمند باشیم.
محققان در بخش9، پیشینهای از تحقیق خود ارائه کردهاند: مروری بر تحقیقات انجامشده درزمینهی آموزش حافظهی اسمی- شکلی، جنبههایی از موفقیتها و شکستها در انتقال مهارت مربوط به حافظه از آزمایشگاه به زندگی، و رویکرد مهندسی شناختی آنها به فراگیری مهارت.
محققان بهطور خلاصه بیان میکنند که چگونه این برنامه، بهخصوص سه آزمایش آنها (آزمایش 1: انتقال یک مهارت مربوط به حافظه به حافظهی اسمی- شکلی، آزمایش 2: آموزش حافظهی شکلی- مکانی، آزمایش 3: پنج مطالعهی موردی در فراگیری مهارت حافظهی شکلی)، باید ادامه یابد تا به اهداف بلندمدت برسد.
در پایان این بخش آمده است: «مشکلات حافظه ی شکلی-اسمی، اصلیترین مشکل هرروزه است. هرراهکار عملی نیازمند آن است که افراد، به خصایص ظاهری و احتمالا موارد مرتبط با خصیصههای ظاهری و نیز به اسم، توجه خاصی داشته باشند. توجه به این جزییات، نیازمند تمرینکردن و عادتشدن است. واضح است که تحقیقات ما پیشنهاد میکند که اگر میخواهیم روی زندگی روزمره تاثیر بیشتری داشته باشیم، به سنجههای بیشتر و متفاوتتری نیاز داریم.»
بخش 10: رویکرد سیستمها برای آموزش بزرگسالان مسن برای استفاده از فنآوری
بخش 10 کتاب، به موضوعات: نیاز به آموزش استفاده از فنآوری، یک رویکرد سیستمی به آموزش، یک مطالعه موردی: دستگاههای سخنگوی خودکار (Automatic Teller Machines یا ATMs)، نیازهای آینده: تارنمای جهانگستر، و نیازهای آینده: پزشکی از راه دور (Telemedicine) پرداختهاست.
محققان دربخش 10 کتاب موکدا بیان کردهاند: «ما از یک رویکرد سیستمی برای آموزش افراد بزرگسال برای استفاده از فنآوریها دفاع میکنیم. این رویکرد، تمرینی کاملا استاندارد درزمینهی عوامل انسانی و ارگونومی است (ببینیدHelander, 1997). هرچند متاسفانه تمرینی استاندارد در محیطهایی نیست که بزرگسالان مسن درحال آموزشاند (مانند دستگاههای سخنگوی خودکار) ، یا آموزشی براساس تجربه و نظریه نیست (مانند آموزش آنلاین رایانه).
نکته مهم در رویکرد سیستمها، توجه به کاربر در داخل بافت وظایفی است که باید انجام شود. تحلیل مفصل وظایف و کاربران باید بر توسعه و انتخاب برنامههای آموزشی مقدم باشد. سالاس و دیگران (Salas et al., 1997) گفتهاند که یادگیرندگان، اغلب از مراحل تحلیلی فرایند بهسرعت میگذرند و مستقیما رهسپار انتخاب برنامههای آموزشی میشوند؛ بدون پایهای قوی برای این کار.
هدف ما در این بخش، نشاندادن رویکرد سیستمها برای آموزش استفاده از فنآوری به بزرگسالان مسن بود. ما فرایند را در داخل بافت یک برنامهی تحقیقی معین نشان دادیم که برای آموزش استفاده از دستگاههای سخنگوی خودکار به سالمندان علاقهمند به این کار، طراحی شده بود. تحقیق با مرحلهی نیازسنجی آغاز شد، هم درزمینهی تحلیل وظایف و هم تحلیل فرد. ما براساس نتایج این تحقیق، همراه با مروری بر برنامههای آموزشی، و ضوابط و تحقیقات موجود، برنامههای آموزشی زیادی را توسعه دادیم. نتایج این تحقیق ابتدایی، به توصیههای کلی برای آموزش و نیز تحقیقات تکمیلی برای اصلاح بهتر برنامههای آموزشی منجر شد.
ما برای نشاندادن عمومیت رویکرد، تصاویری نشان دادیم از اینکه چگونه رویکرد در دو دامنهی آموزشی خیلی متفاوت بهکار گرفته شدهاست: تارنمای جهانگستر و پزشکی ازراه دور. هرچند مطالعات پزشکی از راه دور هنوز درحال گسترش است، توجه ما به نشاندادن این نکته بود رویکرد سیستمها فرایندی است با عمومیت گسترده. این رویکرد، میتواند درهر محیطی، برای توسعهی یک برنامهی آموزشی، کاربرد داشته باشد.
بخش 11: مسنشدن، بینایی و شکلپذیری مغز: بهدست آوردن عملکردهای ازدست رفتهی بینایی با آموزش مبتنی بر رایانه
در بخش 11 کتاب، موضوعات مسنشدن، بینایی و شکلپذیری مغز، پیامدهای ضعف بینایی، منابع و عملکردهای رسوبی، بهبود ضایعات بینایی و فرایندهای منظم آموزشی (شامل: بهبود خودبهخود، بهبود اجباری) بررسی شده و در نتیجه گیری پایانی آمده است: «درطول دو دهه گذشته، مطالعات بیشماری دراین زمینه انجام شده است که سیستم بینایی باوجود سازماندهی عصبی محکم و خاص بودنش، میتواند تحت تاثیر تغییرات مخرب تحمیلی قرار گیرد. پدیدههای شکلپذیری عصبی در سیستم بینایی، در سطح رفتاری، از نظر بهبود ضعف بینایی یا سایر موارد فقدان کارآیی که بهدلیل صدمهمغزی ایجاد می شود، قابل مشاهده است. بیمارانی که از ضعف بینایی رنج میبرند، میتوانند خودبهخود بهبود یابند، یا این کار میتواند با فرایندهای خاص انجام شود.
ما تاکنون روی مکانیسمهای سطح عصبی تمرکز کردهایم که مسئول توسعهی بخش بیناییاند و درسطح رفتاری دربیماران پیدا کردهایم. قابل درک است که این بازآراییهای عصبی مشخصا زمان بیشتری نسبت به فرآیندهای رایج آموختن ، مثل آموختن الگوهای حرکتی چشم نیاز دارند.
درمطالعاتی که دراین بخش اشاره شده است، نشان دادهایم که شکلپذیری، ویژگی اصلی مغز انسان است که درطول عمر آدمی و حتی به مدت طولانی (و شاید نامحدود) پس از آسیب، باقی میماند. فنآوریهای جدید، مثلا رایانههای شخصی، اینترنت و غیره، میتوانند بهعنوان شیوههای درمانی موثر برای بیمارانی بهکارگرفته شوند که از اختلال عملکردی رنج میبرند، حتی اگر آموزشی بسیار فشرده لازم باشد.
همانطور که دیدهایم، نقایص بینایی تاثیر بزرگی روی زندگی روزمره بیماران دارد و درمان منظم برای بازگرداندن دوباره بیماران، بهخصوص بیماران سالمند، به زندگی اجتماعی و فیزیکی آنها باید بهکارگرفته شود.
هرگونه عملکرد مغزی (شامل ظرفیتهای ادراکی) باید برای جلوگیری از بدترشدن وضع، تمرین شود. مطمئنا نهتمامی اثرات مسنشدن قابل پیشگیری است و نههمهی عملکردهای ازدسترفته قابل بازیابی؛ اما مهم، داشتن دیدگاهی مثبتتر نسبت به اختلال عملکرد است زیرا اغلب اوقات، روشهای متناسب میتواند برای حمایت از بازگرداندن دوباره بیمار به زندگی معمولی و روشی مستقلتر برای زیستن او، بهکارگرفته شود».
منابع:
* این متن، خلاصه ای است از کتاب "ارتباط، فنآوری و مسنشدن؛ فرصتها وتهدیدها در آینده" با مشخصات زیر:
Charness, Neil. Parks, C. Denise. & Sabel, A. Bernhard. (2001). Communication, Technology and Aging, Opportunities and Challenges for the Future. Springer Publishing Company.
اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن، صلواتك عليه و علي آبائه، في هذه الساعة و في کل ساعة، ولياً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دليلاً و عيناً، حتي تسکنه أرضک طوعاً و تمتعه فيها طويلاً ×××××××××××××××××