چكيده

يكي از چالش‌هاي كنوني، جهاني شدن و پيامدهاي آن از ابعاد مختلف اقتصادي، ‌اجتماعي و فرهنگي براي كشورهاي جهان است. اين پديده در مقياس بين‌المللي و ملي و براي هر گروه از كشورهاي پيشرفته و در حال توسعه چالش‌ها و نگراني‌هايي را مطرح مي‌سازد كه مواجهه با آنها نيازمند بررسي كارشناسي و برخوردي منطقي است. جهان سوم بيش از هر چيز نگران تشديد فقر و ناتواني خويش در عرصه رقابت بين‌المللي است. اقتصاد اين كشورها در مرحله‌اي است كه حذف اقدامات حمايتي در آنها موجب وخامت و تضعيف اقتصاد ملي خواهد شد.

مقاله حاضر سعي كرده است با روش اسنادي و مراجعه به آراء موافقين و مخالفين جهاني شدن و تجارب موجود در اين زمينه، مشكلات و موانع كشورهاي در حال توسعه را در روند ادغام در اقتصاد جهاني شناسايي و پيش‌نيازها و بسترهاي مناسب براي ورود به اين عرصه را معرفي كند.

طرفداران معتقدند كه جهاني شدن با وابستگي متقابل اقتصادهاي جهان زمينه را براي پيشرفت اقتصاد و كاهش فقر در كشورهاي در حال توسعه فراهم مي‌كند. مخالفين نيز برآنند كه جهاني شدن ابزاري براي سلطه بيشتر بر كشورهاي جهان سوم است و قدرت رقابت اين كشورها را از بين برده و اقتصادها و افراد فقير را هر چه بيشتر به حاشيه مي‌راند. اما واقعيت اين است كه جهاني شدن نظير هر پديده ديگر فرصت‌ها و محدوديت‌هايي را در پي دارد، لذا كشورهاي در حال توسعه بايستي قواعد حاكم بر آن را بشناسند و با اتخاذ سياست‌هاي اقتصادي مناسب و شناسايي استعدادها و مزيت‌هاي نسبي خويش و تمهيد بسترها و پيش‌نيازهاي ورود به اين عرصه، مواجهه بهتري با آن داشته باشند.




مقدمه

دنياي امروز بيش از هر زمان ديگر با تحولات شگرفي در عرصه تكنولوژي حمل و نقل و ارتباطات مواجه شده است. سرعت مسافرت‌هاي بين قاره‌اي افزايش يافته و امكانات مخابراتي، تكنولوژي ماهواره، رسانه‌هاي بين‌المللي و شبكه اينترنت بيش از پيش تحقق روياي دهكده جهاني مارشال مك‌لوهان را گوشزد مي‌كند. اين وضع موجب افزايش تبادلات اجتماعي، فرهنگي و علمي بين‌ ملت‌هاي جهان شده و نوعي تقارب فرهنگي و گرايش به نوع خاصي از طرز تفكر و استانداردهاي زندگي را رقم زده است. بسياري از مسائل انسان امروز در حوزه‌هاي محلي، ناحيه‌اي و ملي يا حتي منطقه‌اي قابل حل نيست و تبديل به مسائلي جهاني شده‌اند كه رفع و حل آنها نيازمند مواجهه‌اي جهاني است. مسائل زيست‌محيطي جهان امروز بحران‌هايي هستند كه مرزهاي ملي را نمي‌شناسند.

از اين رو افزايش ميزان توليد گازهاي گلخانه‌اي در يك كشور به لحاظ اثرات سوء اقليمي كه براي كل جهان دارد، يك مسئله جهاني به شمار مي‌رود. فقر، قحطي و گرسنگي بسياري از كشورهاي در حال توسعه هر چند در نگاه اول بيشترين لطمه را به مردم اين كشورها مي‌زند، پيامدهاي ناگواري براي جهان دارد. در اين زمينه نگراني‌هاي زيادي از قبيل بروز جنگ‌ها و بحران‌هاي منطقه‌اي،‌گسترش و شيوع بيماري‌هاي مرگبار، مهاجرت انبوه به كشورهاي توسعه يافته و ثروتمند، بهره‌برداري‌هاي ناپايدار از محيط زيست و گسترش انگيزه‌هاي تروريسم وجود دارد. گستردگي ارتباطات و تبادلات بين‌المللي بيش از پيش بر پيچيدگي مسائل افزوده است، به نحوي كه هر رويدادي در هر گوشه‌اي از جهان تحت تأثير جريانات فراملي و جهاني بوده و به نوبه خود بر مسائل جهاني تأثيرگذار است. از سوي ديگر اقتصاد جهاني هم در عرصه توليد و هم در عرصه توزيع و مصرف دچار تحولات شگرفي شده است. توليد انبوه كالاها و خدمات در مقياسي به بزرگي بازارهاي جهاني عملي شده و مرزهاي ملي را درنورديده است. در سايه گسترش تكنولوژي حمل و نقل و كاهش هزينه‌هاي آن فرايند توليد يك كالا مانند اتومبيل يا كامپيوتر ممكن است در چند كشور متعدد تكميل شود. تعداد شركت‌هاي چندمليتي رو به تزايد است و پايين بودن هزينه‌هاي نيروي انساني و زيرساخت‌هاي مناسب اقتصادي در بسياري از كشورهاي در حال توسعه موجب رشد سريع اقتصادي و افزايش سرمايه‌گذاري خارجي در آنها شده است.

در عرصه مصرف نيز جامعه جهاني به مدد تكنولوژي ارتباطات و رسانه‌ها با يك تحول اجتماعي ـ فرهنگي مواجه شد كه در عمل به ايجاد يك همگرايي در سليقه‌ها و ذائقه‌هاي مصرف‌كنندگان در سراسر جهان انجاميد و بازاري به گستره نماي جمعيت جهان را براي توليدكنندگان به ارمغان آورد.

تبادلات فرهنگي و تأثيرگذاري رسانه‌ها موجب ترويج شيوه زندگي غربي در سراسر جهان شد. امروزه در دورافتاده‌ترين نقاط روستايي كشورهاي جهان سوم نيز نوشابه كوكاكولا مصرف‌كنندگان زيادي دارد و پوشيدن شلوار لي و جين جزو علائق جوانان محسوب مي‌شود، فرهنگ مصرف‌گرايي رواج زيادي يافته است و روحيه قناعت و صرفه‌جويي كه از ويژگي‌هاي بسياري از فرهنگ‌هاي شرقي بود، از بين رفته است. چنين وضعي، بازاري وسيع با سليقه‌هاي يكسان و يكنواخت را ايجاد مي‌كند كه تحولي نوين در جهاني شدن اقتصاد است.

همه نكات مذكور اشاره به برخي مواردي بودند كه زمينه‌هاي جهاني شدن را پديد آورده‌اند. به همين لحاظ برخي صاحبنظران، جهاني شدن را امري برنامه‌ريزي شده و سياستگذاري شده از سوي سياستمداران و برنامه‌ريزان نمي‌دانند، بلكه معتقدند جريان اصلي جهاني شدن، محصول تحولات تكنولوژيكي در عرصه حمل و نقل، ارتباطات، رسانه‌هاي جمعي و اينترنت است. بنابراين جهاني شدن را روندي محتوم و اجتناب‌ناپذير مي‌دانند كه خواه و ناخـــواه همه كشورهاي جهان و همه عرصه‌هاي زندگي اعم از اقتصاد، فرهنگ و سياست را در بر‌مي‌گيرد و توصيه مي‌كنند كه براي بهره‌گيري هرچه بيشتر از مزايا و اجتناب‌ از پيامدهاي منفي آن، كشورها بايستي با آشنايي به قواعد حاكم بر اين فرايند ساختارهاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي خويش را به تناسب آن متحول و با شرايط جديد سازگار سازند.

گروهي ديگر از صاحبنظران هرچند زمينه‌هاي تكنولوژيكي جهاني شدن را رد نمي‌كنند، اما اساسا آن را فرآيندي برنامه‌ريزي شده مي‌دانند كه محصول هم‌انديشي قدرت‌هاي بزرگ اقتصادي جهان و شكل‌گيري ساز و كارهاي بين‌المللي نظير گات (GATT) و سازمان تجارت جهاني (WTO) است.

اينان معتقدند كه جهاني شدن اقتصاد طبق اصول مورد نظر سازمان تجارت جهاني كه بر اصل تخصصي شدن توليد و مزيت نسبي كشورها در توليد و صدور كالاها تاكيد مي‌كند، به دليل نبود توان رقابت كشورهاي جهان سوم در بسياري از عرصه‌ها و زمينه‌هاي توليدي منجر به حذف آنها از بازار شده و بسياري از صنايع نوپاي آنها را با ورشكستگي مواجه مي‌سازد. اين گروه كه عمدتاً‌ از كارشناسان و صاحبنظران كشورهاي جهان سوم هستند، بر اين باورند كه حذف تعرفه‌ها و كاهش سياست‌هاي حمايتگرانه در اين مرحله از توسعه براي كشورهاي در حال توسعه نتيجه‌اي جز تضعيف اقتصاد ملي، ورشكستگي توليدكنندگان داخلي و محدودكردن اقتصاد كشور به فروش يك يا چند كالاي اوليه كه عمدتا مواد خام صادراتي از قبيل نفت، مس و روي است نخواهد داشت. لذا از ديد اين گروه نتيجه چيزي جز تضعيف دولت ملي و تشديد فقر دركشورهاي در حال توسعه نخواهد بود.

به هر حال يكي از چالش‌ها و نگراني‌هاي عمده كشورهاي در حال توسعه در قبال مسئله جهاني شدن تشديد فقر، تضعيف اقتصاد ملي و به رسميت شناختن و تن در دادن به شرايطي است كه توان بقا و امكان رقابت اين گونه كشورها در عرصه اقتصاد و تجارت بين‌الملل بسيار ناچيز است. با اين وجود جهاني شدن كه به تعبيري جريان آزاد كالا، سرمايه، نيروي انساني و حتي فرهنگ و انديشه به شمار مي‌رود، مزايايي را نيز در بردارد و فرصت‌هايي را پيش روي جهان رو به توسعه قرار مي‌دهد كه تصميم‌گيري براي ملحق شدن و يا دور ماندن از اين جريان را براي كشورهاي در حال توسعه مشكل و آن را نيازمند تأمل و تفكر بيشتري مي‌سازد.



مفهوم جهاني‌شدن

به همان ميزان كه جهاني‌شدن، مفهومي جديد و تازه به شمار مي‌آيد، تعاريف متعددي نيز از آن به چشم مي‌خورد. غالباً تعاريف موجود درباره جهاني‌شدن تحت تأثير ديدگاه‌هاي موافقين و مخالفين راه به افراط و يا تفريط برده‌اند. در بسياري موارد نيز تعريف صاحبنظران از جهاني‌شدن تحت تأثير ديدگاه كارشناسي و رشته تخصصي آنها قرار گرفته و ديدگاه‌هاي علوم مختلف از جمله اقتصاد، جامعــه‌شناسي، ارتباطات، تاريخ، علوم سياسي در ارائه تعريف از آن غلبه يافته است. اين امر سبب شده كه تعاريف متنوع و متعددي در اين زمينه وجود داشته باشد كه دستيابي به يك جمع‌بندي روشن از آنها را با مشكل مواجه سازد.


منبع: روزنامه اطلاعات

- پنجشنبه 5آذر 1388 -- 8 ذی الحجه 1430 --26نوامبر 2009 -- شماره 24627
- یکشنبه 8آذر 1388 -- 11 ذی الحجه 1430 --29نوامبر 2009 -- شماره 24628