جهانىشدن، عدالت و دولت دينى سه مؤلفه اساسى يك نظريه كلى را شكل مىدهند كه مىتوان از آن به «جامعه آرمانى اسلام» تعبير كرد كه بر محور اصول بنيادين توحيد و عدالت شكل گرفته است. در دنياى جهانى شده با امورى همچون اقتصاد، فرهنگ و سياست مواجهه هستيم كه دولت دينى حاكم بر جهان با تكيه بر اصل عدالت به تعامل با شهروندان حكومت جهانى واحد اقدام مىكند و امور گوناگون آنها را در ابعاد مختلف انسان و جامعه ساماندهى مىكند. بنابراين، در جامعه توحيدى و آرمانى اسلام همه چيز بستگى به رعايت و گسترش عدالت دارد كه توسط دولت واحد جهانى مديريت مىشود. اين مقاله با رويكرد نظرى و تحليلى و با هدف تبيين سه مقوله جهانىشدن، عدالت و حكومت جهانى اسلام تدوين يافته است.
کليدواژگان: : جهاني شدن ، عدالت ، حكومت جهاني واحد ، جامعه آرماني
معماري به عنوان بستر اتفاق زندگي بشر يكي از تاثيرگذارترين هنرها در جهت نماياندن فرهنگ عامه و الگوهاي ساختاري آن در هر دوره است، و اين امر باعث انعكاس كليتي قابل بررسي و قضاوت از فرهنگ، تفكر و ناخودآگاه ملي، در معماري مي شود . اين قضاوت ازطرف استفاده كنندگان محيط و نيز ساير ادوار تاريخي و فرهنگي نيز واقع مي شود . از طرفي، هنگامي كه جامعه همواره فضايي آشنا را تجربه كند، زمينه ساز خودباوري ملي و شكوفايي بيشتر افراد خواهد شد. اين نوشتار در جستجوي فراهم سازي زمينه حركت به سمت معماري ملي و تعيين زيرساخت هاي لازم جهت رسيدن به آن است. بدين منظور، پس از بررسي هويت فرهنگي، معماري ملي و تاثيرات متقابل آنها ، به بررسي چند نمونه از بناهاي تاريخي و مقايسه آنها با دو بناي معاصر پرداخته است، تا در نهايت به ارائه رويكرد جديدي جهت احياي معماري ملي منتج شود. نوع تحقيق، توصيفي و ابزار گردآوري اطلاعات، كتابخانه اي است تا دستيابي به زمينه سياست شكل گيري معماري ملي امكان پذير شود. پرسش طرح شده اين است كه بناهاي پرافتخار اين خاك و بوم بر چه شالوده اي اين گونه استوار پرداخته شده اند كه گذشت زمان آن را پخته و استوار مي سازد و مهم تر اينكه چرا پس از بررسي هاي فرهنگي دوران معاصر، به آن خميرمايه مهم دست نيافته ايم. فرض جستار بر اين است كه كالبد بناها در هر دو دست مايه روح فرهنگي زمان است . بنابراين اگر معماري معاصر ايران نتوانسته است بر هويتي آشنا محيط گردد، بايد در اجتماع بازشناسي و زيرساخت هاي لازم جهت ساخت كالبدي با روح ايراني فراهم گردد.
بررسي نقش برنامه درسي پنهان در ايجاد نگرش به اقتدار ، تقويت هويت ملي و جهاني شدن ( مورد مطالعه : دانش آموزان مدارس متوسطه ) صمد ايزدي ، محمود شارع پور ، راضيه قرباني قهرماني فصلنامه مطالعات ملي، شماره 39، پاييز 1388 ص 109
افزايش رقابت و انگيزه بقاء بسياري از سازمان ها را برآن داشته كه فعاليت هاي خود را بر توليدات اساسي و توانمندي هاي محوري متمركز كنند كه اين امر مستلزم سرمايه گذاري در تحقيقات و ايجاد نوآوري هاي تكنولوژيك مي باشد. انجام تحقيقات در سازمان ها با هدف حمايت از نوآوري صورت مي گيرد و فعاليت هاي R&D بايد فرصت هاي كسب وكار جديدي خلق كرده و يا كسب وكار فعلي سازمان را متحول نمايد. همچنين شدت يافتن رقابت موجب افزايش حمايت كشورها و سازمان ها از فعاليت هاي R&D شده است. پيچيدگي هاي تحقيقات مبتني بر دانش، تكنولوژي و نوآوري و نيز پويايي كسب وكار و بازار، سازمان ها را مجبور كرده تا در حجم، مقياس، موقعيت مكاني و جهت گيري فعاليت هايشان تجديدنظر كنند. امروزه R&D تاثير مستقيمي بر نوآوري، بهره وري، كيفيت، سطح استاندارد زندگي، سهم بازار و نيز ديگر عواملي كه در افزايش توان رقابتي سازمان ها موثر هستند، دارد. با ظهور پديده جهاني شدن روش هاي كسب تكنولوژي نيز تغيير كرده و روش هاي جديدي خلق گرديده كه به كشورها و سازمان ها امكان دستيابي به تحقيقات در سطوح مختلف را مي دهد. در اين مقاله سعي شده تا ضمن ارائه تعريفي از جهاني شدن و R&D، به بررسي تاثيرات جهاني شدن بر R&D شامل ظهور روش هاي جديد كسب تكنولوژي كه منجر به دسترسي به تحقيقات دانشي و توسعه اي مي گردد، بررسي شاخص هاي تاثيرپذير از R&D، لزوم مميزي R&D و نوآوري در سازمان ها، معرفي برخي از فاكتورهاي مرتبط با R&D نظير هزينه، بازار، تكنولوژي، مزيت رقابتي و چالش ها و فرصت هاي حاصل از فرآيند جهاني شدن بر فعاليت هاي R&D در كشورهاي در حال توسعه، پرداخته شود.
کليدواژگان: : جهاني شدن ، تحقيق و توسعه ، فناوري ، نوآوري
جهان وارد هزاره جديدي گرديده است و با تحولاتي بنيادين جوامع، اقتصادها و نظامهاي حكمراني را در همه جا دگرگون ميسازد. تمدن جديدي در حال ظهور است و بسياري از فرهنگها، نهادها و نظامهاي سنتي كه در گذشته بديهي و مفروض انگاشته ميشدند، تا مرز انقراض به چالش كشيده شدهاند. جهانيشدن با شكلگيري يك نظام جهاني تحت نفوذ سرمايهداري شركتي ظهور نموده و حكمراني جهاني حاكميت دولت ـ ملتها را با چالش مواجه ساخته است. تلاشهاي نهادي بينالمللي در جهت استقرار، تقويت و توانمندسازي نظام سرمايهداري به عنوان يك نظام ايدئولوژيك سياسي، اقتصادي و فرهنگي در سراسر جهان است. بدون شك، سرمايهداري داراي اثرات عرفيكنندهاي بر جهان است و اين روند در عصر جهاني شدن تشديد ميگردد. رهبري سوداگرايانه جهان را به سوي رويارويي و برخورد فرهنگها و تمدنها ميكشاند، مگر آنكه رهبران تحولگرا، اخلاقي و معنوي، مديريت جهان را در دست گيرند و با شكلدهي ترتيبات نهادي لازم، زمينهساز تحول معنوي جهان گردند.
شواهد نشان مي دهد كه ارتباطات و فناوري مربوط به آن تاثيري بسزا در توسعه و دگرگوني سازمانها و از جمله آموزش عالي داشته و تصوير تازه اي از سازمان در پيش چشم گشاده و سبب شكل گيري پديده جهاني شدن گرديده است. ارتباطات گشوده در اين مسير مي تواند متضمن ارتقاي كيفيت آموزش و پژوهش دانشگاهي باشد. از اين رو، بررسي ارتباطات سازماني جاري در ساختار كنوني آموزش عالي براي پي بردن به ميزان فاصله دانشگاههاي كشور با شرايط جهاني به منظور برنامه ريزي استراتژيك در اين حوزه امري ضروري است. ارتباطات سازماني رگهاي حياتي سازمان به شمار مى روند كه نقش تبادل اطلاعات و تسهيل جريان امور سازمان را، چه در درون و چه در بيرون از سازمان، برعهده دارند. شكل و نقشه جريان ارتباطات سازماني در ساختار سازمان هويداست. هدف از پژوهش حاضر بررسي ساختار ارتباطات سازماني در مراكز آموزش عالي دولتي خوزستان با توجه به فرايندهاي جهاني شدن بوده است. اين تحقيق با مدلسازي بر مبناي مدل دفت انجام شد. براي اين منظور، دانشگاههاي دولتي خوزستان شامل دانشگاههاي شهيد چمران اهواز، دانشگاه كشاورزي و منابع طبيعي رامين، دانشگاه علوم دريايي خرمشهر و مجتمع آموزش عالي فني و مهندسي جندي شاپور دزفول مورد مطالعه قرار گرفتند. روش پژوهش پيمايشي و كيفي بود و از ابزار پرسشنامه و مصاحبه براي جمع آوري داده ها استفاده شد. يافته ها حاكي از آن است كه ساختار سازماني دانشگاههاي دولتي خوزستان مكانيكي است و به سوي ساختار ارگانيك درحركت و درحال تقويت زيرساختهاي ارتباطي خود است.
کليدواژگان: : ارتباطات سازماني ، آموزش عالي ، ساختار سازماني و جهاني شدن
جمعيت دانشجويي در كشور ايران از مرز 4/3 ميليون نفر گذشته است. پيش بيني مي شود كه تا پايان برنامه چهارم توسعه تعداد دانشجويان به چهار ميليون نفر افزايش يابد، اما افزايش دسترسي به آموزش عالي و تاكيد بركميت بدون توجه كافي به كيفيت به پيشرفت كشور كمك چنداني نخواهد كرد. هدف از ارائه اين مقاله بررسي وضعيت دانشگاههاي شهر تهران در عصر جهاني شدن است. يافته ها بر گرفته از نظرهاى 800 نفر از دانشجويان در شش دانشگاه تهران ارائه شده است. نتايج وضعيت كنوني در شش محور تسلط علمي و فني استادان، مناسب بودن محتواي درسي استادان، تناسب شيوه هاي تدريس، ارزيابي پيشرفت تحصيلي دانشجويان و دسترسي به منابع علمي و فضاي فيزيكي را توصيف مي كنند. در پايان، پيشنهادهايى براي بهبود كيفيت دانشگاهها در عصر چالش برانگيز جهاني شدن ارائه شده است.
کليدواژگان: : دانشگاه ها ، جهاني شدن ، هيئت علمي ، دانشجويان ، كيفيت و تهران
هدف پژوهش حاضر تبيين منطق و مبناي استراتژي هاي طرح ريزي شده توسط بازيگران مطرح در معادلات امنيتي حوزه خليج فارس به منظور يافتن شكل مطلوب آينده تركيب امنيتي منطقه است. بازيگران درگير در فرايندهاي امنيتي خليج فارس شامل كشورهاي ساحلي اين منطقه با دسته بندي سه گانه ايران، عراق و كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس و نيز قدرت هاي فرامنطقه اي ايالات متحده، كشورهاي اروپايي، چين و روسيه در نظر گرفته شده اند. منطق راهبردهاي كلان امنيتي مدنظر هريك از اين بازيگران تحت تاثير سه عامل بررسي شده اند كه عبارت اند از: يك. اصل وابستگي متقابل فزاينده هم در سطح وابستگي هاي منطقه اي و جغرافيايي و هم از لحاظ وابستگي موضوعي؛ دو. قواعد مربوط به فرايند جهاني شدن؛ سه. قطب بندي هاي خاص موجود در هر نظام بينالمللي. مبناي چنين راهبردهايي نيز بسته به ميزان قدرت و اهداف هريك از بازيگران حاضر در منطقه مبين سه الگوي عام سياست بين الملل، يعني سياست خارجي حفظ وضع موجود، امپرياليسم و يا پرستيژ است. بر اين اساس، چنانچه يافته هاي تحقيق نشان مي دهد، با توجه به منطق و مبناي راهبرد امنيتي بازيگران مطرح در منطقه، كارامدترين نظام امنيتي در خليج فارس، نظامي خواهد بود كه بر پايه اصول منطقي نظريه واقع گرايي و نيز نوواقع گرايي همراه با اصلاحات صورت پذيرفته در آن استوار باشد.
کليدواژگان: : خليج فارس، راهبرد امنيتي، واقع گرايي، وابستگي متقابل، جهاني شدن، حفظ وضع موجود، امپرياليسم
طي سال هاي متمادي پس از جنگ جهاني دوم، اقتصاد كينزي و رفاهي در اروپا و بسياري از كشورها حاكم بود. با پيش آمدن ركود اقتصادي دهه 70 ميلادي و شكست دولت هاي رفاهي، اقتصاد بازار از سوي راي دهندگان و سياستمداران كشورهاي غربي مورد توجه قرار گرفت. هايك يكي از معدود انديشمنداني بود كه در قرن بيستم با مطرح كردن نظم خودجوش اقتصادي و اقتصاد بازار بطور نظري و عملي به مخالفت با دولت كينزي و رفاهي پرداخت. اين مقاله با استفاده از نظريه هنجاري و انتخاب عقلايي و با رويكرد انديشه سياسي، به دنبال اثبات اين فرضيه است كه نظم خودجوش اقتصادي هايك، يكي از عوامل مهم و تاثيرگذار در نزديكي ايدئولوژي هاي سياسي پايان قرن بيستم اعم از راست و چپ بوده است. فروپاشي بلوك شرق، ظهور جنبش هاي جديد اجتماعي و همه گير شدن بازارهاي مالي جهاني نيز از ديگر عواملي بودند كه در كاهش اختلافات ايدئولوژي هاي راست و چپ و پذيرش اقتصاد بازار و دولت حداقل تاثيري بسزا داشتند.
کليدواژگان: : نظم خودجوش اقتصادي ، ايدئولوژي هاي راست و چپ ، اقتصاد بازار ، نظريه هنجاري ، جنبش هاي جديد اجتماعي ، جهاني شدن
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر ۱۳۸۸ ساعت توسط جهانی شدن - عولمة - Globalization
|
اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن، صلواتك عليه و علي آبائه، في هذه الساعة و في کل ساعة، ولياً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دليلاً و عيناً، حتي تسکنه أرضک طوعاً و تمتعه فيها طويلاً ××××××××××××××××× اين وبلاگ به ارائه مقالات و كتب و اخبار مرتبط با حوزه جهاني شدن و جهان اسلام مي پردازد. مجموعه مقالات اين وبلاگ از گرايش هاي مختلفي انتخاب شده اند و بيان آنها لزوما به معناي پذيرش محتواي شان نمي باشد. اهداف وبلاگ علمي و معرفي مجموعه اطلاعات مفيد در زمينه جهاني شدن به دانشگاهيان محترم است كه پيش از آن به صورت پراكنده در اينترنت موجود بوده است.