رسانه هاي نوين ارتباطي و جهاني شدن
خبرگزاري ميراث فرهنگي
|
۱۳۸۵/۶/۱۱ - 12:52:00 | |
|
رسانه هاي نوين ارتباطي و جهاني شدن جهاني شدن يكي از كلمات جادويي روز است كه هنوز تعريف يکنواختي براي آن ارائه نشده است زيرا اين پديده به حد تكامل نهايي خود نرسيده و همچنان دستخوش تحول است. | |
|
خبرگزاري ميراث فرهنگي_ فرهنگ_ محمدمهدي فتوره چي_ با پيشرفت روزافزون و حيرتآور وسايل ارتباط جمعي در جهان و امكان دستيابي به تازه ترين خبرها و گزارشهاي نوشتاري و شنيداري و تصويري از دورترين مناطق جهان و استفاده بهينه از رسانه ها و ابررسانه ها، برخي از متفكران و صاحبنظران غربي وسايل ارتباطي نوين جهاني را به عنوان بسترساز تحقق شتابان و بي وقفه پروسه جهاني شدن دانسته اند.
در واقع تكنولوژي هاي نوين ارتباطاتي در جهان، ايده موسوم به دهكده جهاني را تحقق عيني بخشيده و مردم هم اينك در جهاني زندگي مي كنند كه از هر لحاظ تحت ديده تيزبين يكديگر قرار دارند. چه بسا اصطلاح ”اكواريوم جهاني“1 و يا ”جهان شيشه اي“ زاييده همين تصور باشد. در اين مقاله ضمن مروري بر مفاهيم و ويژگي هاي پديدة جهاني شدن تأثيرات پيدايش و گسترش وسائل ارتباطي نوين بر اين پديده از جنبه هاي گوناگون مورد بررسي قرار گرفته است.
مفهوم لغوي جهاني شدن
جهاني شدن، ترجمه اي از واژه گلوباليزيشن (انگليسي) گلوباليزاسيون (فرانسه) گلوباليتزويرونگ (آلماني)، پديدهاي است كاملاً مبتني بر تفكر رايج در غرب و نمي توان معادل صحيح و كاملي براي آن در زبان فارسي تعيين كرد.
جهاني شدن يكي از كلمات جادويي امروز است كه هنوز تعريف يكنواختي براي آن ارائه نشده است. زيرا اين پديده به حد تكامل نهايي خود نرسيده و همچنان دستخوش تحول است و هر روز وجه تازهاي از ابعاد گوناگون آن مشخص و نمايان مي شود. در ايران واژه Globalization به جهاني شدن، سياره اي شدن، كوچك شدن، دهكده جهاني، فراگير شدن جهان و يكپارچگي جهان ترجمه شده است.
مفاهيم جهاني شدن از چند ديدگاه
منظور از ”پديده جهاني شدن“ شكل گيري شبكة گسترده جهاني براي مبادله اطلاعات است. آقاي رجائي پيش بيني مارشال هربرت مك لوهان (80-1911 M.HMluhan) نظريه پرداز كانادائي را نقل مي كنند كه چگونه ”پيشرفت ارتباطات، دهكدهاي جهاني متشكل از بشر پراكنده در پنج قاره ايجاد خواهد كرد.“ از نظر برخي انديشمندان ”با شبكه جهاني كه چهار گوشة عالم را به هم مرتبط ساخت، اين پيش بيني تحقق يافت. اين فرايند را جهاني شدن ناميده اند.“ ايشان تأكيد مي كنند كه عصر اطلاعات و ارتباطات ابزارهاي دست يافتن به اين ارتباط را به چنگ آورده است، و مهمتر از آن، از اهميت مرزها فرو كاسته است. بر اثر انقلاب اطلاعات، جهان به راستي به يك گوي، يعني به همان دهكده جهان تبديل شده است. با توجه به نگرش هاي مختلف در اينجا به چند ديدگاه اشاره مي شود: «هلتن» جهاني شدن را يك تغيير مستقل مي پندارد كه بر متغير وابسته اي چون ملت ـ دولت تأثيرگذار است. به عبارتي تحولات موجود در چارچوب دولت هاي ملي تابعي از كيفيت فرايند جهاني شدن است. به نظر «مك گرو» جهاني شدن يعني افزايش شعار پيوندها و ارتباطات متقابل كه فراتر از دولتها دامن مي گسترد و نظام جديد جهاني را مي سازد و يا جهاني شدن به فرايندي اطلاق ميشود كه از طريق آن حوادث، تصميمات و فعاليتهاي يك بخش از جهان مي تواند نتايج مهمي براي افراد و جوامع در بخشهاي بسيار در كره زمين در برداشته باشد و يا جهاني شدن دگرگوني است از جغرافياي اجتماعي كه با رشد فضاهاي فراسرزميني مشخص مي شود: به عبارت ديگر، جهاني شدن ديناميك چند جانبه اي مي باشد همراه با محركهاي عمدهاي كه از دانش واقع گرايانه، توليد سرمايه، نوآوري هاي فناوريهاي مختلف و اقدامات ساماندهي حاصل مي شود.
«دانيش» در خصوص فرايند جهاني شدن معتقداست كه هم اكنون در يك دوران گذار زندگي مي كنيم كه سياست و اقتصاد قرن آينده را صورتي خواهد بخشيد كه در آن توليدات و فناوريهاي ملي، شركت هاي ملي و صنايع ملي وجود نخواهد داشت. «مك ايوان» جهاني شدن را گسترش بينالمللي مناسبات توليدي و مبادله سرمايه ميداند. به سخن ديگر جهاني شدن فرايند چند بعدي است كه طي آن كشورها و شهرها و مردم از طريق جريانات رو به گسترش، جمعيت، كالا، سرمايه، خدمات و ايدهها به هم ديگر نزديكتر شده اند. پس «جهاني شدن» بهترين سياست نيست، بلكه يك واقعيت غيرقابل اجتناب و جلوگيري است.
”آنتوني گيدنز“ معتقد است كه جهاني شدن در واقع فراگير شدن خصوصيات ذاتي مدرنيته و تجدد است كه با گسترش وسايل ارتباطي و ناتواني مرزها و حاكميت هاي ملي در كنترل رسانه هاي بينالمللي در تمامي نقاط جهان منتشر مي شود، به گونه اي كه اندك اندك كل مردم جهان داراي فرهنگ مشترك ـ كه از مدرنيته حاصل مي شود ـ مي گردند و همين ديدگاه را در كتاب”جهاني شدن زندگي مار را دوباره شكل مي دهد.“ اينگونه مطرح مي كند: «ما در دوران مهم انتقال تاريخي زندگي مي كنيم، به اين معني كه جهاني شدن، تمامي جوامع روي سياره زمين را نظمي مجدد مي بخشد و اگرچه برخي مواقع نتايج اين امر قابل پيشبيني نيست، اما به طور كلي در جهتي مثبت رو به پيشرفت است.» به اين ترتيب جهاني شدن از ديدگاه گيدنز، گرچه همواره رو به پيشرفت است، ولي در مسير خود با موانعي نيز روبه رو خواهد بود كه ميان تقابل سنت و تجدد به شمار مي رود.
گيدنز در كتاب جامعه شناسي، جهاني شدن را اينگونه تعريف كرده است: ”گسترش و روابط اجتماعي و اقتصادي در سراسر جهان در دوران كنوني، جنبه هاي متعددي از زندگي مردم از سازمانها و شبكههاي اجتماعي تأثير ميپذيرد كه هزاران مايل دورتر از جوامعي كه در آن زندگي ميكنند، قرار دارند. يكي از جنبههاي اصلي مطالعه جهاني شدن ظهور يك نظام جهاني است؛ يعني از برخي جهات ما ميبايد جهان را به صورت يك نظم اجتماعي واحد در نظر بگيريم.“1
زمينه پيدايش مفهوم جهاني شدن
جهاني شدن مفهومي از يك سو قديمي و از يك سو كاملاً جديد است. اگر جهاني شدن را مفهومي آرماني، انتزاعي، به معناي عدالت جهاني و گسترش حقوق بشر بدانيم، اين مفهوم توسط پيامبران و اديان مختلف بازگو شده است. پيگيري خط سير ديدگاه جهاني شدن در ميان نظريهپردازان و جامعهشناسان در آراي ماكس وبر، دوركيم، ماركس و والرشتاين قابل ريشهيابي است. عقلانيت صوري و خرد ابزاري كه ناشي از افسونزدايي است و ديگاه وبر به هرحال حكايت از يك روند دارد.
”وبر“ براساس يك اعتقاد بدبينانه به قانون كلي رسيده است كه در آن، يك روند را ميتوان ديد ... . ”دوركيم“ بحث تقسيم كار، تراكم مادي و اخلاقي و تبديل همبستگيهاي مكانيكي به ارگانيكي را مطرح ميسازد كه همگي ناظر بر نوعي جهاني و تقسيم كار بينالمللي نوعي جهاني شدن را طرح ميكنند. اما اگر جهاني شدن را در معناي عيني آن، با توجه به تعاريفي كه ارائه شده ايجاد تحولات عميق در عرصههاي گوناگون بدانيم، مفهومي جديد است كه از زمان فروپاشي كمونيسم و نظام دو قطبي و بالاخره پايان جنگ سرد عينيت يافته است. فضاي جنگ سرد مانع عمدهاي براي جهاني شدن به شمار ميرفت، زيرا هم از نظر فضاي فيزيكي، ايدئولوژيكي و نيز شرايط رواني و هم به لحاظ بلوك بنديهاي شرق و غرب موانع زيادي براي اطلاق حوزههاي وسيعتري از مفاهيم وجود داشت، به گونهاي كه بسياري از الگوهاي رفتاري از شمول جهاني شدن مستثني ميگرديدند.
به اين ترتيب تشديد روند جهاني شدن كه با پايان جنگ سرد همراه بوده است از يك سو باعث فروپاشي نظام دو قطبي و از طرف ديگر با مورد سؤال قراردادن پايهها و اصول روشنگري موجب به هم ريختن سه مفهوم بنياد، وحدت و هدف غايي شده است و همين امر چند گانگي، تنوع و كثرت را به همراه داشته است.
تحت اين شرايط مردم سالاري كثرت گرايانه كه عمدتاً با تفاوتها و تعارضها سروكار دارد، در مقابل مردم سالاري اجتماعي ـ كه حالت سلطهگرايانه داشته و با حذف تفاوتهاي اصلي امكانپذير است ـ قرار ميگيرد.
ويژگي بارز جهاني شدن
ويژگي اين پديده و اين دوره تاريخي جديد را ميتوان وحدت در كثرت و كثرت در وحدت، يا به تعبيري ”يك تمدن تمدنهاي بسيار“ دانست.
جهان گستري (جهاني شدن) مرحله تازهاي را كه بر شيوه توليد اطلاعات مبتني است، در تمدن بشر آغاز كرده است. اين شيوه برخلاف شيوة توليد صنعتي كه يك جهان صنعتي مبتني بر تجدد را ايجاد كرده، ظاهراً به سمت جهان تناقض نماي يك تمدن تمدنهاي بسيار ميل ميكند. جهاني كه در آن در خصوص مفروضات بسياري اشتراك نظر هست. اما هريك از مفروضات جلوههاي گوناگون پيدا مي كند. پديده جهاني شدن به پيدايش مرحله تازهاي در تمدن انسان، يعني تمدن جهاني حاوي تمدهاي بسيار منجر شده است.
دهكده جهاني و گسترش رسانههاي نوين
واقعيت جهاني شدن به معني اين است كه پيشرفتي كه انقلاب علمي و صنعتي به ويژه در گستره ارتباطات بدان دست يافته، مجال را براي پيدايش نيروها و نهادها و شبكههايي كه ماهيت و ابعادي جهاني دارند هردم بيشتر و بيشتر باز ميكند و در نتيجه موجب طرح مشكلات بسياري در گستره جهاني ميگردد و حل آنها ممكن نيست، مگر با سياستهاي جهاني و فراگير، به عبارت ديگر مشكلات جهاني، سياستها و راهبردها و طرحهاي جهاني ميطلبند و اين خود به معني پديدار شدن فرصتها و مساعد شدن زمينهها براي تحقق و پياده سازي پروسه جهاني شدن ميباشد.
نيروها و ظرفيتهايي كه از محدوده خاص خود رها شده و ابعاد جهاني به خود گرفتند، هم اينك تصميماتي در حجم و اندازههاي جهاني ميطلبند.
”ادوارد سعيد“ نويسنده فلسطيني الاصل ساكن آمريكا كه داراي ديدگاههاي انتقادي در مسائل سياسي و فرهنگي و اجتماعي است، براين باور است كه ليبرالها معتقدند گسترش رسانههاي جمعي نه تنها كنترل بر زندگي انسانها را بيشتر نخواهد كرد، بلكه زمينه قدرتيابي افراد در برابر سازمانها و دولت را افزايش ميدهد. فرآيند جهاني شدن رسانههاي جمعي نوعي آگاهي نسبت به ارزشهاي مشترك بشري پديد مي آورد. | |
+ نوشته شده در دوشنبه سوم مهر ۱۳۸۵ ساعت توسط جهانی شدن - عولمة - Globalization
|
اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن، صلواتك عليه و علي آبائه، في هذه الساعة و في کل ساعة، ولياً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دليلاً و عيناً، حتي تسکنه أرضک طوعاً و تمتعه فيها طويلاً ×××××××××××××××××