نياکان ما، معضلات عمده معيشتي و رفاهي خود را به ويژه هنگام مواجهه با بحران ها، عموما از طريق مهاجرت حل مي نمودند. زمين خداوند براي انسان ها بسيار وسيع و گسترده بود و فاصله گرفتن آدميان از يکديگر، نقشي مهم در برخورداري آنها از منابع طبيعي داشت. اين فاصله، غالبا موجب بي خبري از آداب و رسوم ديگران و حصرگرايي نسبت به باورها و آداب خويش مي شد. از اين رو تکامل اجتماعي داراي آهنگي بسيار کند بود و تحولات ژرف، هر هزار، بلکه هزاران سال يک بار اتفاق مي افتاد تا عصر حجر به آهن تبديل گردد. تاسيس دولت ها و به ميان آمدن مرزهاي جغرافيايي بر فاصله افراد از يکديگر تاکيد کرد و بر روابط فرهنگي و اجتماعي، حاکم شد. تعينات ملي و قومي، گرايش هاي فراملي را کاهش داد. اما انقلاب صنعتي و دو قرن پس از آن، انقلاب در فناوري اطلاعات که به عصر انفجار اطلاعات مشهور گرديد، انسان ها فاصله گرفته از يکديگر را به هم نزديک نمود و فاصله جغرافيايي و حتي تاريخي را به شدت کاهش داد. بشر، اينک، نزديک همديگر، مطلع از نسل هاي گذشته، واقف بر انديشه ها، آداب و رسوم ديگران و مرتبط با آنها زندگي مي کند. فروريختن مرزها، حذف فاصله ها و محدوديت هاي جغرافيايي حاکم بر روابط اجتماعي و فرهنگي، وقوف بر سنت ها و باورهاي پيشينيان و تطور تاريخي آنها، تبديل شهروند (1) به نت وند (2)، به ميان آمدن نسل هاي چندنژادي، تبديل وابستگي (3) به همبستگي (4)، به ميان آمدن گرايش هاي فراملي، تولد سازمان هاي بين المللي و.... کره زمين را آبستن دهکده جهاني ساخته است و دغدغه هاي “شهر ما خانه ماست”، به دغدغه “کره ما خانه ما است” مبدل شده است. اگرچه نه در تعريف دقيق جهاني شدن وفاق است و نه در تبيين آن وحدت نظر وجود دارد، اما غالب جامعه شناسان، جز تحليل گران تمدن، جهاني شدن را فرآيندي در شرف وقوع مي پندارند. مفهوم سازي آنتوني گيدنز (5)، جامعه شناس مفهوم معاصر، از جهاني شدن، چنين است: “جهاني شدن را مي توان به صورت تشديد روابط اجتماعي در سرتاسر جهان، تعريف کرد که در آن جوامع دور از هم، طوري به يکديگر وابسته مي شوند که حوادث محلي، از رويدادها تاثير مي پذيرند که در مناطق دوردست شکل مي گيرند و بر آنها متقابلا تاثير مي گذارند. (6) گفتني است که واژه جهاني شدن (7) در سالهاي بعد از دهه 1980 پا به عرصه گفتمان هاي اجتماعي گذاشت و در مدت کوتاهي جزو فراگفتمان هاي عصر خود قرار گرفت و خود را در صدر مباحث سياسي، اقتصادي و فرهنگي جاي داد، که به تعبير واترز (8) همان گونه که پست مدرنيسم مفهوم مسلط و غالب دهه 80 را شکل داد جهاني شدن نيز مي تواند مفهوم غالب دهه هاي 1990 و بعد از آن را به خود اختصاص دهد. (9) همان طور که پيشتر توضيح داديم از آنجا که نسبت به شناخت اين پديده و تعريف و توصيف آن هنوز وحدت نظري وجود ندارد و از طرفي در تمامي حوزه هاي سياست و فرهنگ و... روندهاي متضادي مشاهده مي شود؛ به اين معنا که اگر ما نگاهي ژرف در حوزه هاي فوق داشته باشيم متوجه مي گرديم که يک نوع واگرايي در اين عرصه ها وجود دارد. به اين بيان که امروزه منطقه گرايي، در دل جهاني شدن، در حال رشد است و ما شاهد شکل گيري قدرت هاي منطقه اي، در زمينه هاي سياسي و اقتصادي هستيم و در نتيجه جهت غالب حتي در عرصه هاي اقتصاد و سياست حرکت به سوي جهان چندقطبي است و در عرصه فرهنگ نيز طرح و پيگيري ايده هايي نظير گفتگوي تمدن ها و گردهمايي مربوط به اديان، در نهادهاي بين المللي نظير سازمان ملل متحد، گوياي اين واگرايي است. افزون بر همه، آنچه غيرقابل انکار است، تلاش هاي فراواني است که در عرصه سياست، اقتصاد و فرهنگ از طرف سياستمداران آمريکايي صورت مي گيرد که تلاش در راستاي هماهنگ نمودن جهان با ارزش هاي غربي دارد که در واقع شکل نويني از سلطه و استيلاي دوباره نظام استعماري غرب را تداعي مي کند. (10) به طور کلي اين پديده سوالات بي شماري از فراروي محققان و انديشمندان قرار داده است که مهمترين آنها شناخت ماهيت اين پديده است. اينکه چه آثار و پيامدهايي را به دنبال خواهد داشت، و بر سر حاکميت دولتها، اقتصادهاي ملي، فرهنگ هاي بومي و سنتي و عقايد ديني چه خواهد آمد. اين سوالات و دهها پرسش ديگر از اين دست مطالبي است که نياز به پژوهشي جدي دارد.
    1- مفهوم جهاني شدن: در مورد واژه جهاني شدن که معادل Globalization در فارسي به کار برده مي شود، اتفاق نظر چنداني وجود ندارد. از اين رو برخي معادل فارسي اين کلمه را “جهاني سازي” و برخي ديگر معادل آن را “جهان گستري” و دسته سوم معادل آن را “جهان گرايي” دانسته اند. بي ترديد همه آنهايي که اين معادل ها را براي اين کلمه به کار گرفته اند، اگرچه تعابيرشان با يکديگر اختلاف دارد؛ اما بر اين مطلب اتفاق نظر دارند که بازگشت اين تعابير به کلمه انگليسي Global است که در فرهنگ ها به سه معنا به کار مي رود. 1- گرد مثل توپ يا کره. 2- عام و کلي و جهان شمول. 3- مقوله هاي مربوط يا شامل در کره زمين و سراسر جهان. کساني که جهاني سازي را معادل کلمه Globalization قرار مي دهند و اين معنا را از آن اراده مي کنند بر اين باورند که چون معادل هاي فارسي کلماتي از قبيل نوسازي (11)، خصوصي سازي (12) و آزادسازي (13) متعدي به کار برده مي شود، از اين رو بجاست که از گلوباليزيشن نيز جهاني سازي اراده شود. کساني که واژه جهان گستري را بر ديگر واژه ها مقدم دانسته اند، معتقدند که اولا: اين معنا را که در حال ظهور است خوب به تصوير مي کشد و بيان مي کند. ثانيا: ماهيت اين پديده را آشکار ساخته و به آن وضوح مي بخشد. ثالثا: در فارسي اين کلمه قابل صرف است و اما ديگر کسي که واژه جهان گرايي را بر ديگر واژه ها ترجيح داده اند، اينگونه استدلال مي کنند که اين معنا تا حد امکان بي طرفانه است و هيچ بار معنايي مثبت يا منفي را با خود همراه ندارد. در نهايت گروهي که واژه جهاني شدن را پسنديده و آن را به کار مي برند، مي گويند: جهاني شدن، يعني به استقبال ديگر فرهنگ ها رفتن و براي نظرات ديگران ارزش قائل شدن، برخلاف جهان گرايي که به نفي ديگران مي پردازد و جهاني سازي باعث نفوذ در فرهنگ هاي ديگر بوده و برخورد ايدئولوژي را به دنبال دارد. (14)
    از آنجايي که جهاني شدن بر يک تحول همه جانبه دلالت مي کند که نه تنها بعد جغرافيايي کره خاکي را در بر مي گيرد، بلکه بر همه ابعاد مادي و معنوي انسانها تاثير مي گذارد، هنوز زمان آن فرا نرسيده است تا بتوان تعريفي جامع از آن ارائه داد.
    جيمز روزنا، در اين باره مي گويد: به علت تنوع و ابعاد گوناگون جهاني شدن و نيز به اين دليل که مفهوم جهاني شدن ميان سطوح گوناگون تحليل مانند اعتقاد، سياست، فرهنگ و ايدئولوژي، ارتباط برقرار مي کند، هنوز زود است که تعريفي کامل از اين پديده ارائه شود. (15) اما در عين حال اکثر کساني که در رابطه با جهاني شدن سخن گفته اند، سعي کرده اند تا تعريفي به تناسب آنچه که مورد بحث آنها بوده، از جهاني شدن ارائه نمايند. 
    پي نوشت ها:
    1-itizen c
    2-etizen n
    3-ependency d
    4-nterdependency i
    5-iddens، Anthony G
    6- فرامرز قراملکي، احد، تاملي در اخلاق جهاني؛ با تاکيد بر بيانيه هاي سويدلر و هانس کونگ، نامه حکمت، ش 1، ص 80
    7-lobalization G
    8-atrz w
    9- گينبز بدرير، جان، آر، سياست پست مدرنيته، مترجم منصور انصاري، ص 48
    10- انديشه حوزه، ش 40، ص 5
    11-odernization m
    12-rivalization p
    13-iberalization l
    14- اصغري، محمود، نگاهي به چيستي پديده جهاني شدن، انديشه حوزه، ش 6، ص 10-8
    15- جيمز، روزنا، پيچيدگي ها و تناقض هاي جهاني شدن، فصلنامه سياست خارجي، زمستان 

magiran.com > روزنامه رسالت > شماره 6028 14/9/85 > صفحه 17 (انديشه اسلامي)