دیدگاه هورکهایمر و آدرنو پیرامون ماهیت قالبی فیلمهای هالیوود
ماهیت قالبی فیلمهای هالیوود تاکیدی است بر ماهیت تنظیمشدة تجربة کاری Afterimage قابل پیشبینی بودن فیلمها صرفنظر از ژانر آنها – رومانس، پلیسی، ترسناک یا کمدی – بازتاب پیشبینی پذیری متداول زندگیکاری است که در نتیجة آن فرد نمیتواند از این روال تکرای بگریزد حتی هنگامی که تصور میرود در حال گذراندن اوقات فراغت و رفتن به سینماست.
این عقلانی سازی تجربة سینمایی، شامل حالِ کارتونهای کودکان نیز میشود.، و شخصیتهای کارتونی این فیلمها، نقشهای اجتماعی مجاز و قابل قبول را به تصویر میکشند، یا به جای آن نمونه و سرمشقی ارائة میکنند که بینندگان خردسال آنها میتوانند ببینند که اگر مرزهای میان رفتار پذیرفتنی و ناپذیرفتنی را زیر پا بگذارند باید منتظر چه عواقبی باشند:
«هر جا که کارتونها به راستی کاری بیش از عادت دادن حواس تماشاگران به ضربآهنگ جدید انجام میدهند، فقط این درس قدیمی را به مغز بینندگتن خود فرئو میکنند که شرط زندگی در این جامعه، فرسایش دایمی و درهم شکستن همة مقاومتهای فردی است. دانلد داک در فیلمهای کارتونی و قربانیان نگونبخت در زندگی واقعی، آن قدر کتک میخورند تا مخاطبان بیاموزند که به مشقات خویش خو بگیرند.» (اندی بنت، 1386. فرهنگ و زندگی روزمره: 26)
اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن، صلواتك عليه و علي آبائه، في هذه الساعة و في کل ساعة، ولياً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دليلاً و عيناً، حتي تسکنه أرضک طوعاً و تمتعه فيها طويلاً ×××××××××××××××××