جهانی شدن, دستگاه های فرهنگی و جوانان ایرانی(مرتضی منادی)
هیچ فیلسوف و متفکری را در طول تاریخ نمی توان یافت که تمایل به اشاعة نظریاتش در سطح جهانی نبوده باشد، و از اینکه بداند نظریاتش از محیط جغرافیایی خود فراتر رفته و جغرافیای وسیع تری را در نوردیده است، خوشحال نشود. از سقراط، افلاطون و ارسطو گرفته تا فیلسوفان امروز، همچون : هایدگر، سارتر، فوکو، پوپر, دریدا و دیگران، همگی تمایل داشته و دارند تا اندیشه شان مورد قبول هرچه بیشتر مردم و اهل اندیشه، در سراسر گیتی قرار گرفته و در عمل به اجرا در آید.
کدامین دین را می توان یافت که داعیة جهانی شدن را در سر نپرورانده باشد؟ دین یهود، دین مسیحیت و دین اسلام، هر سه دین الهی از ابتدا تمایل به پخش و اشاعة نظریاتشان در کل زمین خاکی بوده اند, و امروزه نیز هر سه دین الهی همچنان در چنین اندیشه ای هستند.
کدامین امپراطوری ها و قدرت های بزرگ را در طول تاریخ می توان یافت که جهان گشایی جزء آرزوهای آنها نبوده باشد؟ از امپراطوری های یونان، روم، مصر و ایران در گذشته گرفته و امروز کدامین کشور قدرتمندی را می توان یافت که تمایل به تسلط بر کلیة جهان را در سر نپروراند؟ مگر ایران نیز از بدو انقلاب تمایل به اشاعه و صدور اندیشة انقلاب اسلامی در سراسر دنیا را در سر نمی پروراند؟ و امروز نیز چنین آرزویی را ندارد؟
لذا به جرئت می توان گفت که جهانی شدن، آرزوی دیرینة متفکرین، فیلسوفان، ادیان الهی، امپراطوری های بزرگ تاریخ و قدرت های بزرگ و کوچک قرن های گذشته و فعلی جهان امروز بوده و همچنان می باشد.
در واقع، امر جهانی شدن یا تسلط بر دنیا از دیروز تا به امروز در حوزه های سیاست، اقتصاد، حقوق, و فرهنگ فعالیت داشته و دارد.
شواهد روزمرة زندگی افراد بخصوص جوانان با نگاهی پدیدار شناختی (برجه و لوکمان, 1986) گواه این امر است که بیشترین بحث ها، نزاع ها و نگرانی های جهانی شدن در دنیا در حوزة فرهنگ می باشد. در واقع، مبارزه ها، کشمکش ها، نزاع ها و مخالفت ها بر سر فرهنگ های بومی و خودی در مقابل فرهنگ های غیر بومی و غالبا غربی است. (هانتینگتون, 1378) مقوله ای که کمتر مستقیما از آن سخن گفته می شود، ولی بیشترین برخوردها و نگرانی ها از این بابت است. به عبارتی، اکثر سردمداران و مسئولین کشورهای غیر غربی بحث اصلی و نگرانی اصلی شان بر سر اشاعة سریع محتوی فرهنگ غربی در کشور خود می باشند. این در حالی است که از طرفی، شاهد افول نظام ارزرشی و فرهنگ جامعة خود در بین مردم بخصوص جوانان بوده، از طرف دیگر، پیشرفت روز افزون ارزش های غربی را در جامعة خود می بینند. در حقیقت، نسل های جوانتر کشورهای غیر غربی کمتر تحت تاثیر نظام ارزشها، اخلاقیات، دین، آداب و رسوم و رفتارهای جامعة خود بوده و بیشتر به سمت باورها، ارزش ها و رفتارهای غربی کشیده می شوند. این تغییرات را می توان در زندگی روزمرة آنها یعنی در شیوة زندگی کردن، لباس پوشیدن، نوع موزیک، حتی نوع غذا خوردن (برای مثال روز به روز بر تعداد رستورانهای نوع غربی با غذاهای غربی در تمام کشورها از جمله در کشور ما افزوده می شود. رستورانهایی با نامهای بامک برگر، استار برگر، سوپر استار, بوف, آپاچی، و غیره و غذاهای ساندویچ، پیتزا، و غیره)، اخلاقیات و رفتارهای دیگر آنها مشاهده کرد. تمایل جوانان کشور روسیة کمونیستی، جوانان چینی بعد از تبلیغات عظیم حزب کمونیست، جوانان ژاپنی، و دیگر کشورهای سنتی و ایدئولوژیکی به فرهنگ غربی، خود گویای این مدعا است. بدون شک دستگاه های فرهنگی یا صنایع فرهنگی (1380) مانند : رادیو، تلویزیون، اینترنت، رسانه هایی مانند ماهواره، همه وسائلی هستند که امروزه در اشاعه، تبلیغ و انتشار فرهنگ غربی در کشورهای غیر غربی نقش بسیار مهمی ایفا کرده و می کنند. وسائلی که مبارزه با آنها کار بسیار دشوار و مشکلی بوده و نیاز به یک حرکت علمی و واقع گرایانه ای دارد.
جهانی شدن و فرهنگ :
مفهوم جهانی شدن هم به در هم فشرده شدن جهان و هم تراکم آگاهی نسبت به جهان به عنوان یک کل دلالت دارد. (رابرتسون, 1382) در واقع جهانی شدن به بیان ساده, به معنای گسترش مقیاس, رشد اندازه, سرعت یافتن, و تعمیق تاثیر فراقاره ای جریانات و الگوهای تعامل اجتماعی است. جهانی شدن حاکی از جابه جایی یا دگرگونی در مقیاس سازماندهی انسانی است که جامعه های دور دست را به یکدیگر متصل می کند و دسترسی به روابط قدرت را در مناطق و قاره های دنیا گسترش می دهد. (هلد و مک گرو, 1382)
آرزوی جهان شمول کردن اندیشه ها, نوع حکومت ها, و ترویج و بسط قدرت نظامی, سیاسی, اقتصادی و فکری از دیر باز خواسته ادیان, متفکرین و قدرت های مختلف جهان در همه عصرها بوده است. متفکری چون لایب نیتس سری پر شور برای ایجاد جامعه, حکومت, دین, زبان و فرهنگ جهانی واحدی را در ذهن داشت. (تاملینسون. 1381) هگل نیز تمدن چین را وجودی گیاهی و طبیعی می دانست و بر این باور بود که سرنوشت ضروری امپراتوری های آسیایی . . . فرمانبرداری از اروپاییان است. (همان منبع) مارکس که پای در سنتی از انترناسیونالیسم سوسیالیستی دارد که سابقه آن به سن سیمون می رسد, در شرح خود در باره جامعه کمونیستی آینده, تصویر به ویژه شجاعانه ای از فرهنگی جهانی ارایه می دهد. (همان منبع)
جهانی شدن در عرصه های مختلف سیاست, اقتصاد, و فرهنگ در حال حرکت و فعالیت بوده و می باشد. در حوزة سیاست، اولا تسلط بخشی از دنیا بر دیگر کشورها همیشه مطرح بوده و همچنان در حال وقوع می باشد، منتهی شکل تسلط یا استعمار بصورت سابق یعنی حضور مستقیم ابرقدرت ها نیست. بلکه به طرق مختلف و غیر مستقیم ابرقدرت ها تمایل به تسلط بر کشورهای ضعیف تر از خود را دارند. در این حال با حمایت و روی کار آوردن مردان سیاسی که هم عقیده با آنها بوده و نظرات آنها را در منطقه اجرا کنند، صورت می گیرد. ناگفته پیداست که، این گونه تسلط روز به روز کمتر می شود. دوما در همین حوزة سیاست، یکسان شدن سیستم های حکومتی تقریبا در راستای جهانی شدن در حال اجرا شدن است. البته در مرحلة اول، یعنی عمومیت یافتن و قدرت یافتن دولت- ملت، ملاک بود که این امر در اقصی نقاط جهان تقریبا عملی شده است. امروزه در مرحلة دوم در ضمن حفظ دولت ها، از قدرت و نفوذ آنها کاسته می شود. در ضمن اینکه در بعد سیاست مقاومت هایی در دنیا توسط قدرت های غیر مشروع (از جهت مخالفت اکثریت مردم آن کشور) و بعضا توتالیتر وجود داشته و قدرت دولت- ملت تؤام با نزاع ها و کشمکش ها و خونریزی ها بوده است، ولی در ضمن موفقیت، امر جهانی شدن صورت گرفته است و روز به روز بر کشورهایی که مردم سالاری از جایگاه ویژه ای برخوردار باشند، افزوده می شود.
در حوزة اقتصاد، نیز امر جهانی شدن بیشتر مختص این دو قرن است. از طرفی یکسان شدن سیستم های اقتصادی در دنیا و از طرف دیگر تسلط نظام پولی تعدادی از کشورهای قدرتمند بر اکثر کشورها نیز کاری است که به طرق مختلف توسط تکنولوژی برتر، پول قوی تر، شرکت های چند ملیتی که قاعدتا متعلق به کشورهای صنعتی و اقتصادی قوی می باشند، صورت می گیرد. در واقع, جهانی شدن اقتصاد به گفته گیدنز یک واقعیت است, (گیدنز, 1378) که نمی توان آنرا نادیده گرفت. در حوزه جهانی شدن اقتصاد، در عین مقاومت های کشورهای ضعیف و علیرغم میل باطنیشان، مسئولین بیشتر واقعگرایانه تر برخورد کرده و تن به پذیرش بخش هایی از قدرت های اقتصادی داده اند. لذا بیشتر ذخایر ارزی و معاملات خارجی کشورها بر اساس ضوابط تعیین شدة سازمانهای بین المللی که دستورگیرندة ابرقدرت های فعلی می باشند، و غالبا با ارزهای کشورهای مورد نظر (دلار یا یورو برای مثال) عملی می شود. لذا با وجودی که نزاع ها و کشمکش های زیادی صورت گرفته است، جهانی شدن در این حوزه به آرامی رو به گسترش می باشد.
در حوزة حقوق و فلسفة حقوق نیز، امر جهانی شدن در کنار مکاتب و ادیان و امپراطوری ها همیشه مطرح بوده است. تا اینکه حقوق بشر نوشته شده توسط غرب نیز توسط سازمانهای بین المللی در تمامی دنیا اشاعه یافته و تا حدودی مورد قبول قرار گرفته است. در واقع حقوق بشر تقریبا جهانی شده است. ولی در مقابل، کشورهایی با ایدئولوژی های متفاوت، مانند روسیة سابق، چین، ژاپن و تعدادی از کشورهای اسلامی در تعارض آشکار و پنهان با حقوق بشر بوده اند. در کشور ما نیز در این زمینه از بدو انقلاب شاهد چالشی جدی با حقوق بشر غربی بوده ایم که در آن تا به امروز با غربی ها به تفاهم نرسیده است. به عبارت دیگر مسئولان نه موازین حقوق بشر را کاملا پذیرفته اند و نه توانسته اند برداشتهای خود از حقوق بشر را به جهانیان بقبولانند. ولی در کل، مسئلة حقوق معضل اساسی در حوزة جهانی شدن در دنیا نیست.
جهانی شدن در حوزة علم، تکنولوژی و نظام آموزش و پرورش نیز تقریبا به آرامی و با مقاومت اندکی صورت گرفته و می گیرد. اولا، آموزش و پرورش در تمام دنیا در حال پیشرفت است. ثانیا یکسان شدن شکل نظام آموزش و پرورش تقریبا در اکثر دنیا در حال وقوع است، که بیشتر به نظام غربی نزدیک می باشد. یا به گفته رابرتسون آموزش و پرورش بین المللی که گاهی آموزش و پرورش جهانی نیز خوانده می شود. (رابرتسون, 1382) محتوی علمی نظام آموزش و پرورش در اکثر دنیا تقریبا مشابه بوده و اکثریت کشورها از دستاوردهای علمی غربی ها تغذیه می شوند. حتی در روش های آموزش و برنامه ریزی ها نیز، یک یکسان سازی در دنیا در حال وقوع می باشد. در این حوزه، نه تنها مقاومت چندانی صورت نمی گیرد، بلکه اکثر کشورها با فاصلة زمانی متفاوت آنچه که در غرب صورت می گیرد را انجام می دهند. تنها نکته ای که بین نظام های آموزشی دنیا بحث انگیز می باشد مباحث ایدئولوژیکی، دینی و محتوای فرهنگی است که در کشورهای غیر غربی نسبت به فرهنگ و ارزشهای خود بیشتر تمایل نشان داده و در مقابل نظام محتوی فرهنگی غرب مقاومت از خود نشان می دهند. در واقع، این امر بسیار مهم در حوزة فرهنگ مشکل اصلی را در مقولة جهانی شدن مطرح می کند. (نمونه بارز آن مسئله حجاب در کشورهای اسلامی و غربی است). رابرتسون معتقد است که بین المللی شدن برنامه های درسی مدارس گام مهمی در مسیر دلنگرانی نسبت به وضعیت جهانی است. ولی باید بدانیم که این گام مبتنی بر این پیش فرض است که اگر کشوری از آموزش و پرورش بین المللی سرباز زند در دنیایی که به طور دم افزون در هم بافته می شود به لحاظ اقتصادی و سیاسی متحمل زیان می شود.
آنچه که مسلم است از طرفی, در پس حرکت هر یک از این حوزه ها فرهنگ نیز نهفته است و ارزش هایی در حال جابه جایی می باشند. ولی به دلیل اینکه همه مسئولین جوامع غیر غربی متوجه پیشرفت و تبلیغ فرهنگ خاصی نشده اند, کمتر تضادی بوجود آمده است. رابرتسون معتقد است که هنوز هم بخش مهمی از مسائلی که روابط ملت ها را اعم از دوستی و دشمنی شکل می دهد اساسا فرهنگی است. وی می افزاید همه سیاست های بین المللی البته به میزان متفاوتی, فرهنگی است. (رابرتسون, 1382) تاملینسون نیز معتقد است که کنش های ما اغلب ممکن است کنش هایی نسبتا ابزاری باشند و از منطق ضرورت عملی یا اقتصادی پیروی کنند, اما حتی در این صورت نیز آنها در بافت یک دریافت فرهنگی گسترده انجام می گیرند. (تاملینسون, 1381) آلبرو نیز معتقد است که برخی بر این تصورند که پدیدة جهانی سازی در باب توسعه تجارت آزاد است. حال آنکه ما در گیر یک دگرگونی اجتماعی فراگیر هستیم. کسانی که تصور می کنند پدیدة جهانی سازی بحثی در باب ضوابط تجاری است, عمیقا از درک صحیح وقایع موجود غافلند. (آلبرو,1380) لذا, همه نوع روابط بین کشورها و افراد در تمامی عرصه ها فرهنگی هستند. از طرف دیگر, مقولة فرهنگ که به صورت مستقیم مطرح می شود, تولید اشکال کرده و بحث و گفتگو پیرامون جهانی شدن را جدی تر کرده است.
در واقع تفکر جهانی شدن مقولة فرهنگ, تعامل و دخالت فرهنگ ها را مطرح می کند. یعنی این فرهنگ ها هستند که اولا در پس سیاست ها, اقتصاد, قدرت ها ظهور می کنند و ثانیا در مواقعی مستقیما مطرح می شوند. در این راستا مقاومت هایی توسط فرهنگ هایی صورت گرفته و می گیرد. به عبارتی برخورد فرهنگ ها و در مواقعی برخورد بین تمدن ها پیش می آید. (هانتینگتون, 1378) در اصل نگرانی اصلی تعدادی از کشورها در مقابل جهانی شدن, مسئله تبلیغ و پیشرفت فرهنگ خاص و غیر بومی در جامعه خود می باشد.
به نظر تاملینسون فرهنگ را می توان سطحی از زندگی دانست که در آن انسانها به کمک راه و رسم های بازنمایی نمادین به ساختن معنی می پردازند. وی می افزاید که فرهنگ موجودیت محصوری است که سرزمینی فیزیکی را به خود اختصاص می دهد که سرزمینی سیاسی است (در شکل غالب دولت ملی) و معنی سازی فردی را به این مکان اجتماعی و سیاسی محصور مقید می کند. پیداست که ارتباط ناشی از جهانی شدن این مفهوم سازی ها را در معرض خطر قرار می دهد. (تاملینسون, 1381) در واقع تعامل بین فرهنگ ها باعث شده و می شود تا معنی سازی ها دگرگون بشوند و به شکل غیر بومی یعنی جهانی در بیایند.
بعضی از متفکرین جهانی شدن بر این باورند که مدرنیته ای که در غرب آغاز شد آرام آرام از محیط فیزیکی خود یعنی غرب پا فراتر گذاشت و در جغرافیای وسیع تری نفوذ کرد. بدنبال بسط مدرنیته در اقصی نقاط دنیا, امر جهانی شدن نیز آغاز شد. گیدنز معتقد است که مدرنیته مکان را از محل می گسلد, چرا که رابطه فاصله دار _ بین افرادی را که به صورت حضور رو درروی یک موقعیت محلی وحدت ندارند _ ممکن می کند و در واقع می پرورد. همین امر است که بیش از هر چیز دیگر مدرنیته را ذاتا جهانی ساز می کند. (گیدنز, 1377)
اما همانطوری که گفته شد جهانی شدن همیشه با استقبال روبرو نشده است, چون بخش قابل توجهی از جمعیت دنیا عمدتا از منابع جهانی شدن محروم شده اند. جهانی شدن بسیار تفرقه انگیز است, در نتیجه, با این جریان به شدت مخالفت می شود. (هلد و مک گرو, 1382) جان گِری, فیلسوف سیاسی, عمدتا به دلیل ارتباطی که به نظر او بین جهانی شدن و خواص جهان شمول ساز مدرنیته وجود دارد, یکی از منتقدان جدی جهانی شدن است. گِری جهانی شدن را به گونه مشخصا محدودی در می یابد و آن را به طور کامل یک پدیدة اقتصادی تعریف می کند. (تاملینسون,1381)
بسیاری از مارکسیست ها, دورة معاصر را به معنای جهانی شدن توصیف نمی کنند. بلکه آن را شیوة جدیدی از امپریالیسم غربی می دانند که نیازها و مقتضیات سرمایه مالی در کشورهای سرمایه داری عمده دنیا برآن حاکم است. (هلد و مک گرو,1382) این در حالی است که خود مارکسیست ها نیز داعیة جهانی شدن اندیشه و مرام خود را داشته و دارند.
امر جهانی شدن به کمک راه ها, وسائل و امکانات مختلف در حال فعالیت و پیشرفت می باشد. در واقع, دستگاه ها و صنایع فرهنگی از جمله کانالهای ارتباطی و تبلیغی جهانی شدن هستند.
دستگاه های فرهنگیِ جهانی شدن :
لویی التوسر فیلسوف فرانسوی معتقد است که در جوامع سرمایه داری (و به نظر ما در تمام جوامع بشری امروز دنیا) از طرفی قدرت های حاکم وجود دارند, از طرف دیگر, دستگاه های حکومتی. وی دستگاه های حکومتی را به دو دسته تقسیم می کند. بخش نهادهای فشار حکومتی شامل : پلیس, ارتش و قوة قضائیه هستند. و بخش نهادهای ایدئولوژیکی حکومت مانند : مدرسه, رسانه ها می باشند. (التوسر, 1970) تامپسون نیز از قدرت اقتصادی, سیاسی, قهری و نمادین حکومت ها سخن می گوید. (تامپسون, 1380) هلد و مک گرو نیز معتقدند که زندگی اجتماعی معاصر با دولت نوین, که شکل مناسب تقریبا همه انواع فعالیت های انسان را مشخص می کند, ارتباط دارد. دولت به عنوان قدرت مطلق ظاهر می شود و شرایط زندگی را از ثبت ولادت گرفته تا گواهی فوت را کنترل می کند. (1382) در واقع این کنترل در همه عرصه ها و نهادی اجتماعی از جمله رسانه ها نیز می باشد. پرژکلاوسکی معتقد است, فعالیت های رسانه های گروهی, اعمالی ارادی و تابع نظام مسلکی ای هستند که این رسانه ها در خدمت آنند. بنابراین, بر خلاف نظرات برخی, رسانه های گروهی نه تنها یک ادارة خدمات عمومی محسوب نمی شوند بلکه در واقع, ابزار اعمال کنترل بر مردمند, ابزاری که در بسیاری از کشورها بیش از همه تحکیم نظام اجتماعی _ سیاسی موجود مورد استفاده قرار می گیرند. (1380)
امروزه دستگاه های ایدئولوژیکی به گفته التوسر را می توان بصورت وسیع تر تحت عنوان صنایع فرهنگی نام برد, که کارکرد همة آنها آموزش علم و انتقال فرهنگ می باشد. این صنایع در پی کارکردشان, ارزش ها و فرهنگ خاص مورد نظر حاکمیت را انتقال می دهند. صنایع فرهنگی عبارتند از : نظام آموزش و پرورش, تلویریون. ویدئو, ماهواره, اینترنت, روزنامه, مجلات, و منابعی چون : کتاب, سینما, تئاتر, موزیک در گذر از سی دی ها که همه هدفشان ترویج فرهنگ می باشد.
تمامی جوامع امروزه برای تبلیغ فرهنگ خود و ارزش های مورد قبول حاکمیت از اینگونه صنایع فرهنگی استفاده می کنند. تعدادی از کشور ها مانند روسیه سابق و یا ایران امروز به ایدئولوژی خود اهمیت داده و معتقدند که توان جهانی شدن را دارد, لذا از طریق اکثر این صنایع فرهنگی بالاخص ماهواره, اینترنت, روزنامه, کتاب و سینما تلاش می کنند تا فرهنگ خود را به کشورهای دیگر نیز انتقال بدهند.
بدون شک در میان نهادهای آموزشی یا به روایت التوسر دستگاه های ایدئولوژیک, رسانه ها نقش بسیار مهمی را دارند. ژودیت لازار نیز معتقد است که در جوامع غربی (به نظر ما در تمامی جوامع) رسانه ها نسبت به بقیة نهادهای آموزشی در شکل گیری افکار عمومی نقش بسیار مهمی دارند. (لازار, 1380) واقعیت های اجتماعی بر اساس مشاهدات و نتایج این پژوهش نیز گواه این امر هستند که رسانه ها میدان را از دیگر نهادهای آموزشی بالاخص نهاد آموزش و پرورش و خانواده ربوده است. البته نهادهای دیگر همچنان به فعالیت های آموزشی و فرهنگی خود ادامه می دهند.
وضعیت جامعه ایرانی :
در جامعة ما نیز, پذیرش فرهنگ های غیر ایرانی و دادن تغییراتی در آنها به اصطلاح بومی کردن فرهنگ های غیر ایرانی از دیرباز در بین ایرانیان رواج داشته است. به اعتقاد ثلاثی, یکی از ویژگی های برجسته و نمایان فرهنگ ایرانی داد و ستد سازنده با فرهنگ های بلند پایه تر و فرومایه تر از خود است. فرهنگ ایرانی از آغاز شکل گیری نه تنها دیواری میان حوزة فرهنگی خود و حوزة فرهنگی اقوام دیگر نکشیده, بلکه یکی از رسالت ها و کارکردهایش فروریختن دیوارهای جداکننده فرهنگ های بشری و در آمیختن و به هم پیوستن و تلفیق فرهنگ های گوناگون بوده است. فرهنگ ایرانی در طول تاریخ تحول خود همیشه از فرهنگ هایی که از جهت پیچیدگی و کارآیی در سطحی بالاتر و به فرهنگ هایی که برعکس از این جهت در سطح فروپایه تری بودند, آموزش فرهنگی گرفته است. (1380) ولی این بار, این پذیرش و تغییرات فرهنگی بخصوص در جوانان کمی بیشتر و مهمتر از گذشته هاست.
در دنیای امروز رسانه های جمعی تاثیر به سزایی در زندگی مردم دارند. آنها می توانند تفکرات غیر بومی و جدیدی را در مردم به وجود آورند. آنها به عنوان ابزاری می باشند که رسانندة پیام به مخاطبان هستند. در صورت برنامه ریزی درست و منطقی می توانند مردم را به خواسته های مسئولین و ارزش های مورد قبول آنها نزدیک کنند. به اعتقاد لازار, رسانه های تصویری در دراز مدت با فرایند فرهنگ سازی, ادراک های مردم را تحت نفوذ خود در می آورند. (لازار, 1380)
تحقیقات نشان می دهند که دختران و پسران _ در سطح کلی تر, زنان و مردان _ تمایل به این دارند که خود را به صورت تصاویری که در رسانه ها نمایش داده شده در آورند. (گادامر, 1380) تعامل و ارتباطات بین فرد و مدلهای فرهنگی کم کم هماهنگی فرهنگی بین فرد و منبع فرهنگی بوجود می آورد. بخصوص اگر توجه به دنیای فرهنگی و نیاز های تماس گیرندگان توجه بشود. تامپسون نیز معتقد است که رسانه های ارتباطی نوعی بازنگری منش نمادین زندگی اجتماعی و شیوه های ارتباطی نوین در بین مردم را به همراه می آورد. (تامپسون, 1380)
نگاهی پدیدار شناختی و توجه به زندگی روزمرة (برجه و لوکمان, 1986) جوانان, می تواند تاثیر این عوامل را در افکار و رفتارشان مشاهده کرد. آلبرو به نقل از ویکو, اهمیت زیادی برای گفته های روزمرگی انسان ها قائل است. (1380) به اعتقاد دولوز سمبل ها و نمادهای مورد استفاده جوانان حاکی از اندیشه و رفتار آنها می باشند. (دولوز, 1997) فینکل کروت نیز معتقد است که, از عبادات مذهبی تا فنون صنعتی, از غذا خوردن تا طرز لباس پوشیدن, و از ادبیات تا ورزش های گروهی همه و همه فرهنگی است. (فینکل کروت, 1375) یعنی این عناصر, معرفِ فرهنگ افراد هستند. لذا توجه به روزمره گی جوانان حائز اهمیت می باشد.
فهرست منابع
منابع فارسی :
- آلبرو مارتین (1380) عصر جهانی, جامعه شناسی پدیده جهانی شدن. ترجمه : نادر سالارزاده امیری. موسسه انتشارات آزاد اندیشان.
- احمدی سید احمد (1377) روان شناسی نوجوانان و جوانان. شخصیتی, رفتاری, تحصیلی, شغلی, بزهکاری و اعتیاد. نشر نخستین.
- برتون آلبرت (1380) درآمدی بر اقتصاد فرهنگ از دیدگاهی آزادمنشانه. در : یونسکو (1380) صنایع فرهنگی. (مانعی بر سر راه آینده فرهنگ). ترجمه : مهرداد وحدتی. انتشارات موسسه پژوهشی نگاه معاصر با همکاری مرکز گفتگوی تمدن ها.
- برقعی محمد (1381) سکولاریسم از نظر تا عمل. تهران, نشر قطره.
- پرژکلاوسکی کریستف (1380) تاثیر رسانه های دیداری _ شنیداری بر روی رفتار اجتماعی _ فرهنگی جوانان. در : یونسکو (1380) صنایع فرهنگی. (مانعی بر سر راه آینده فرهنگ). ترجمه : مهرداد وحدتی. انتشارات موسسه پژوهشی نگاه معاصر با همکاری مرکز گفتگوی تمدن ها.
- تامپسون جان. ب. (1380) رسانه ها و مدرنیته. نظریه اجتماعی رسانه ها. ترجمه : مسعود اوحدی. سروش.
- تاملینسون جان (1381) جهانی شدن و فرهنگ. ترجمه : محسن حکیمی. دفتر پژوهش های فرهنگی با همکاری مرکز گفتگوی تمدن ها.
- ثلاثی محسن (1380) جهان ایرانی و ایران جهانی. نشر مرکز.
- جولیا کوانگ (1380) بحران ایدئولوژیکی در میان جوانان چینی : ارزش ها و ایدئولوژی رسمی. ترجمه : سید رضا میرطاهر. در : نمایه پژوهش. سال پنجم . شماره 17.
- چارلزلاگری جین (1380) دوره جوانی در اروپا : الگوهای فرهنگی گذار. ترجمه : محمد رضا حسن زاده. در : نمایه پژوهش. سال پنجم . شماره 17
- رابرتسون رونالد (1382) جهانی شدن, تئوری های اجتماعی و فرهنگ جهانی. ترجمه : کمال پولادی. نشر ثالث و مرکز گفتگوی تمدن ها.
- رابرتسون رلاند و حبیب هاک خندکر (1382) گفتمان های جهانی شدن, ملاحظات مقدماتی. ترجمه : محمود شهابی. در : مجله رشد, آموزش علوم اجتماعی. شماره 4.
- ژیرارد آگوستین (1380) صنایع فرهنگی, مانع یا فرصتی نو برای توسعه فرهنگی. در : یونسکو (1380) صنایع فرهنگی. (مانعی بر سر راه آینده فرهنگ). ترجمه : مهرداد وحدتی. انتشارات موسسه پژوهشی نگاه معاصر با همکاری مرکز گفتگوی تمدن ها.
- شریفی حسن پاشا و نسترن شریفی، (1380) روش های تحقیق در علوم رفتاری، انتشارات سخن.
- فینکل کروت الن (1375) شکست اندیشه. ترجمه : عباس باقری. نشر فرزان مجموعه سپهر اندیشه.
- کلاین برگ اتو (1372)، روانشناسی اجتماعی. جلد دوم. ترجمه : علی محمد کاردان. تهران نشر اندیشه.
- گالامر مارگرت (1380) زن و صنایع فرهنگی. در : یونسکو (1380) صنایع فرهنگی. (مانعی بر سر راه آینده فرهنگ). ترجمه : مهرداد وحدتی. انتشارات موسسه پژوهشی نگاه معاصر با همکاری مرکز گفتگوی تمدن ها.
- گیدنز آنتونی (1377) پیامدهای مدرنیت. ترجمه : محسن ثلاثی. نشر مرکز.
- گیدنز آنتونی (1378) راه سوم, بازسازی سوسیال دموکراسی. ترجمه : منوچهر صبوری کاشانی. نشر شیرازه.
- لازار ژودیت (1380) افکار عمومی. ترجمه : مرتضی کتبی. نشر نی.
- هانتینگتون ساموئل پی . (1378) برخورد تمدن ها و بازسازی نظم جهانی. ترجمه : محمد علی حمیدرفیعی. دفتر پژوهش های فرهنگی. تهران.
- هلد دیوید و آنتونی مک گرو (1382) جهانی شدن و مخالفان آن. ترجمه : مسعود کرباسیان. شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.
- یونسکو (1380) صنایع فرهنگی. (مانعی بر سر راه آینده فرهنگ). ترجمه : مهرداد وحدتی. انتشارات موسسه پژوهشی نگاه معاصر با همکاری مرکز گفتگوی تمدن ها.
منابع فرانسوی :
- Althusser, Louis, (1970), Idéologie et appareils idéologiques d’état, In : La pensée, no 151, juin.
- Berger Peter, et Luckman, Thomas, (1996), La construction sociale de la réalité, Meridien Klinseick.
- Laplantine Francois, (2000), La description Ethnographique. Nathan, Universite.
- Luze Huber de, (1997), L’ethnométhodologie, Edition anthropos.
- Mauss Marcel, (1992) Manuel d’etnographie. Petit bibliotheque Payot, Paris.
- Woods Peter, (1990), L’ethnographie de l’école. Armand Colin.
نمونه ای نخست از این مقاله در مجموعه مقالات تحت عنوان : آموزش و پرورش و گفتمان های نوین. گرد آورندگان : دکتر محمد علی محمدی و حسین دهقان. به مناسبت پرسش مهر 4. انتشارات پژوهشکده تعلیم و تربیت، 1383 منتشر شده است. منبع
اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن، صلواتك عليه و علي آبائه، في هذه الساعة و في کل ساعة، ولياً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دليلاً و عيناً، حتي تسکنه أرضک طوعاً و تمتعه فيها طويلاً ×××××××××××××××××