روزنامه سرمايه > شماره 410 14/12/85 > صفحه 12 (جهان اقتصاد)

يك گزارش منتشره شده از واشنگتن، ازكاهش فروش كالاها و خدمات آمريكايي در بخش هاي مختلف تجاري جهان عرب در نتيجه انتفاضه پرده بر داشت.
    
    اين گزارش عنوان كرده; اين رويكرد مردمي افزايش يافته است و نسبت به ادامه آن و احتمال وخامت اوضاع هشدار داده شده است. اين گزارش كه مجلس ملي روابط آمريكايي عربي آن را در تاريخ 30 نوامبر صادر كرد، مي افزايد: «باوجود تلاش هاي صورت گرفته توسط آمريكا براي كاستن از تبعات فراخواني به تحريم رسمي- مردمي كالاهاي آمريكايي (كه جهان عرب براي همبستگي با انتفاضه فلسطين آن را اتخاذ كرده اند) اما دلايل موجود حاكي از تاثير اين تحريم ها است.»
    
    اين گزارش همچنين از شكل گيري جوي در منطقه عليه كساني كه تصميمات شخصي مبني بر عدم خريد كالاها و خدمات آمريكايي را تنها به زيان خود و يا شهروندان عربي شان (كه داراي پروانه هاي تجاري هستند)، مي دانند، پرده برداشت.
    
    اين گزارش بيان مي دارد: «تعدادي از نمايندگان بازرگانان عرب و آمريكايي اين گونه بيانات را اشتباه و گمراه كننده خواندند كه براي كاستن از تبعات تحريم ايراد مي شود.»
    
    اين گزارش مي افزايد: «اين سخنان اين حقيقت را مبني بر اين كه بيش تر اين امتيازات با مشاركت سرمايه گذاران آمريكايي صورت مي گيرد، ناديده گرفته است.»
    
    دكتر جون ديوك انطوني رييس مجلس ملي روابط آمريكايي عربي و دبير كل كميسيون همكاري هاي بنيادين ميان ايالات متحده آمريكا و كشورهاي همكاري خليج در واشنگتن اين گزارش را تهيه كرده است.
    
    انطوني كه از هنگام شعله ور شدن انتفاضه بارها از منطقه خليج و كشورهاي عربي شمال آفريقا ديدار كرده، درگزارش خود به سخنان و مذاكراتي استناد جسته كه با بازرگانان بزرگ آمريكايي و عربي در منطقه داشته است.
    
    وي بيان مي كند كه سياست آمريكا ضرر حاصله از چشم افتادن كالاهاي آمريكايي از ديد مصرف كنندگان را ناديده مي گيرد و مي افزايد: «آمريكا به تاثير اين امر در آينده روي كودكان كه مشتريان آينده كالاهاي آمريكايي خواهند بود، بي توجه است اما آنان در مدارس ياد گرفته اند كه رغبت براي خريد كالاهاي آمريكايي امر اشتباه و ناصواب است.»
    
    وي خاطر نشان مي كند: «آينده برخي منافع آمريكا از جمله منافع استراتژيكي، اقتصادي، سياسي و تجاري و... از آن، مانند مصالح و ترتيبات مربوط به امنيت، دفاع، تجارت، سرمايه گذاري، همكاري تكنولوژيكي و انعقاد موافقتنامه هاي تجاري كه ممكن است، اين اقدامات بر آن ها تاثير بگذارد، اميدواركننده نيست.»
    
    وي مي افزايد: «ناظران و تحليل گران سياسي در منطقه نسبت به تبعات تصميم نادرست آمريكا مبني بر انتقال سفارتش در آينده به قدس آگاهند و بر اين باورند كه زياني كه در نتيجه اين اقدام متوجه آمريكا مي شود ممكن است مساوي و يا بيش تر از زياني باشد كه در نتيجه تحريم كالاهاي آمريكايي (و در حمايت از انتفاضه فلسطين) متوجه اين كشور شده است.»
    
    انطوني به دليلي كه آن را در خلال گفت وگوهاي اخير خود با نمايندگان موسسات بزرگ آمريكا (كه در منطقه خاورميانه داراي نمايندگي ها و سهامي است) استنباط كرده و نشانگر تاثيرات تحريم توليدات آمريكايي است، اشاره مي كند و به عنوان مثال فروش يكي از رستوران هاي آمريكا (كه از آغاز تحريم تاكنون 40 درصد كاهش داشته) و آويزان شدن تابلوها بر سر رستوران ها كه روي آن ها نوشته شده 100 درصد محلي (به اين معنا كه آمريكايي نيست) را خاطرنشان مي كند.
    
    يكي از مديران رستوران هاي ساندويچي و پيتزافروشي مي گويد: «كارمان با ركود بزرگي مواجه شده است» و دليل آن، اين است: «اجانب ديگر به نزد ما نمي آيند و پس از ساعت كاري يا در خانه هايشان مي مانند و يا به نزد رستوران هاي غيرآمريكايي مي روند.»
    
    اين مدير همچنين مي گويد: «نمايندگي ماشين هاي آمريكايي «بارز» از تخفيف قيمت هاي خود به ميزان زيادي براي جذب مشتري خبر داده است. ناظران محلي بر اين عقيده اند كه اين امر نشانگر كاهش سود اين موسسه است و اين راهي را كه پيش گرفته براي بالا بردن ميزان فروش خود در بزرگ ترين بازار خارجي ماشين هاي آمريكايي است.»
    
    انطوني دليل اين تحريم را فراخواني علماي اسلامي و كساني دانست كه براي همبستگي با انتفاضه فلسطين، مردم را به تحريم صدها كالاي توليدي آمريكا تشويق مي كنند.
    
    انطوني از گزارشات منتشره روزنامه ها در مورد فهرستي از صدها كالاي آمريكايي كه بايد تحريم شوند و در ميان مدارس و مراكز خريد و ديگر موسسات در مناطق مختلف جهان عرب به ويژه در قطر و امارات متحده عربي توزيع شده، به عنوان شاهد در گزارش خود آورده است.
    
    اين فهرست سه صفحه اي شامل تحريم ماشين، وسايل بهداشتي، پوشاك، وسايل آرايشي، خوراك، رستوران ها، ماشين حساب و لوازم برقي آمريكا است.
    
    انطوني در گزارش خود به دو سبب اساسي كه تعميق فراخواني تحريم كالاهاي آمريكايي را به دنبال داشته، اشاره كرده است: «خطبه هاي هفتگي نماز جمعه و سخنراني هاي روزانه كه در آن ها گفته مي شود: «چگونه ممكن است انسان كالايي آمريكايي بخرد در حالي كه آمريكا هيچ كاري براي متوقف شدن ظلم و ستم بر فلسطينيان انجام نمي دهد.»
    
    وي مي گويد: «درخواست غيررسمي براي تحريم كالاها و خدمات آمريكايي هر روز به وسيله سخنان و مكالمات تلفني شدت مي يابد.»
    
    وي با اشاره به اين كه كاهش شديد مشتريان رستوران هاي ساندويچي و پيتزافروشي آمريكا بي سابقه بوده است اظهار كرد: «براساس مشاهدات تعدادي از تحليل گران كويتي از چندي پيش گروه بزرگي در پارلمان به سمت ملي گرايي تمايل پيدا كرده اند و عده اي قابل توجه از اعضاي مجلس به شدت با صدور پروانه براي شركت هاي انرژي غرب جهت سرمايه گذاري در چاه هاي نفت شمال كويت مخالفت كرده اند.»
    
    وي مي گويد: «هرگونه اقدامي براي ارزيابي خسارت مادي كه به دنبال اين رويدادها به وجود آمده است نبايد تنها در زيان هاي مادي و تجارتي خلاصه شود، بلكه بايد به ميزان اين زيان ها در منافع استراتژيكي، اقتصادي، سياسي و هر معامله اي ميان عرب ها و اسراييلي ها با آمريكاييان كه در راستاي تقويت همكاري هاي اقتصادي در منطقه سرمايه گذاري مي كنند، نيز توجه كرد.»
    
    وي در ادامه مي افزايد: «فرصت هاي پيش آمده براي انعقاد قراردادهاي تجاري جديد ميان عرب ها و اسراييلي ها كه دفاتر تجاري اسراييل براي انجام آن در برخي پايتخت هاي عربي تمايل دارد، تا زمان نامشخصي متوقف شده است و اين امر فاجعه اي تجاري پديد آورده كه انتفاضه مسبب آن است.»
    
    بر اساس اين گزارش فاجعه ديگري نيز رخ داده و آن ضربه ديدن صنعت گردشگري است كه از مهم ترين پشتوانه هاي اقتصادي اسراييل و سنگ_ زير بناي اقتصاد مصر و اردن به شمار مي رود. انطوني مي گويد: «ركود صنعت گردشگري كه به دليل انتفاضه فلسطين به وجود آمده، بسيار چشمگير است و كاهش آمار و ارقام صنعت گردشگري اسراييل تا اين حد خود دليلي بر اين است كه در مصر و اردن نيز ممكن است اين وضعيت به وجود آيد.»
    
    شايان ذكر است بر اساس اين گزارش كه در تاريخ 27 نوامبر منتشر شد، صنعت گردشگري اسراييل از آغاز انتفاضه 40 درصد سير نزولي داشته است.
    
    اين گزارش در پايان عنوان مي كند: «رسالت آشكار اين گونه حوادث كه متوجه بوروكرات ها در واشنگتن است، اين است كه حكومت ايالات متحده آمريكا حكومتي غيرانساني و دروغگو است و اين پيام به يك اندازه ميزان همدردي مسوولان و ملت ها را نسبت به حوادث فلسطين و اين كه آمريكايي ها با مبادي و اصول و ارزش هاي آشكار خود نه تنها صادق نيستند بلكه ناعادلانه هم رفتار مي كنند، تعميق بخشيده است.
    
    پيداست كه چنانچه انتفاضه تا مدت زمان نامشخصي تداوم يابد چه آينده اي در انتظار مصالح تجاري آمريكا و ديگر مصالح عاليه اين كشور خواهد بود.