ديدگاه دكتر «مهدي گلشني» درباره جايگاه دكتر «حسابي»
دکتر «مهدي گلشني» مديرگروه فلسفه علم و رييس پيشين دانشکده فيزيک دانشگاه صنعتي شريف، يکي از فيزيکدانان برجسته ايران است. دکتر «گلشني» معتقد است دکتر «حسابي» جنبه هاي فلسفي فيزيک را به خوبي درک کرده بود و نه فقط بنيانگذار علم فيزيک در ايران، بلکه متفکري عميق بود. به نظر وي، حسن دکتر «حسابي» اين بود که خودشان به آزمايشگاه مي آمدند و درباره جزيي ترين مسايل، مثل تغيير جهت پلاريزاسيون نور توسط تيغه پلاريزور، به دانشجويان توضيح مي دادند؛ با اينکه اين کار وظيفه ايشان نبود و آزمايشگاه مدرس داشت. او مي گويد: «در دوره ما ليسانس فيزيک، سه ساله بود. من بعد از گرفتن ليسانس به آمريکا رفتم و در دانشگاه برکلي کاليفرنيا به عنوان دانشجوي دکترا پذيرفته شدم، البته با اين شرط که پس از يک سال امتحان بدهم و اگر در آن امتحان موفق شدم، دوره دکترا را ادامه بدهم وگرنه، فوق ليسانس مي گرفتم و به ايران برمي گشتم. من بالاترين نمره را در آن امتحان جامع، از درس اپتيک گرفتم؛ درسي که استادش در دانشگاه تهران جناب دکتر حسابي بودند. آقاي دکتر حسابي آدم فکوري بودند و جنبه هاي فلسفي فيزيک را هم اولين بار جناب دکتر حسابي به ما معرفي کردند.» به نظر وي در حق آقاي دکتر «حسابي» ظلم کردند زيرا برخي درباره ايشان غلوها کردند، برخي ديگر هم که خواستند با اين غلوها مقابله کنند، نقدهاي تندي به او کردند. يعني اين طرف دوم ماجرا هم زياده روي کرد و تقريبا ايشان را سکه يک پول کرد. دکتر «گلشني» غلو در ستايش و نقد غيرمنصفانه دکتر «حسابي» را موجب مخدوش شدن چهره دکتر «حسابي» در جامعه ايران مي داند و بر ضرورت اجتناب از افراط و تفريط در اين زمينه تاکيد مي کند. به عقيده وي بعضي از کساني که درباره دکتر «حسابي» صحبت کرده اند، راه افراط و تفريط در پيش گرفته اند. دکتر «گلشني» مي گويد: «ما نبايد هيچکس را بت کنيم و به همه چيز او نمره 20 بدهيم يا آنکه به همه چيز او نمره صفر بدهيم. حافظ مي گويد عيب مي جمله چو گفتي هنرش نيز بگوي، ولي در نقد جناب دکتر «حسابي» اين نکته رعايت نشد.» وي يکي از غلوها درباره دکتر «حسابي» را بزرگ نمايي ديدار وي با «اينشتين» مي داند. او مي گويد آقاي دکتر «حسابي» يک مذاکره ساده با «آلبرت اينشتين» داشته اند. ايشان مي گفتند من نظريه ام را براي «اينشتين» توضيح دادم و او هم مرا به فرمي ارجاع داد. ماجراهايي هم که درباره اين ديدار نقل مي شود، نوعا به گونه اي است که بعيد به نظر مي رسد صحت داشته باشند. وي اين تصور را که دکتر «حسابي» بهترين فيزيکدان 70 سال گذشته ايران است، درست نمي داند و مي گويد ما فيزيکدانان برجسته اي داشته ايم که با توجه به آثاري که از خودشان برجاي گذاشته اند، در سطح جهاني بيشتر از دکتر «حسابي» تاثيرگذار بوده اند، مثل آقاي دکتر «وفا» در دانشگاه هاروارد و آقاي دکتر «مشحون» در دانشگاه ميزوري. دکتر «گلشني» عنوان «مرد علمي سال 1990» براي دکتر «حسابي» را درست نمي داند و در توضيح آن مي گويد: «موسساتي وجود دارند که براي اشخاص نامه مي نويسند و بيوگرافي اشخاص را هم برايشان مي فرستند و از آنها مي خواهند که آن را تصحيح کنند. بعد مي گويند اگر مي خواهيد پس از انتشار اين کتاب يک نسخه آن را براي شما بفرستيم، 200 يا 300 دلار بفرستيد تا شما را مرد سال يا جزو چند نفر برگزيده فلان رشته علمي معرفي کنيم. موسسه کمبريج يکي از اين موسسات است. من خودم ده ها نامه از اين دست دارم. اما هيچ وقت به اين نامه ها جوابي نداده ام.» اگرچه وي دکتر «حسابي» را در اين ماجرا مقصر نمي داند، اما تاکيد مي کند احتمالاايشان متوجه نشده اند که قصه چيست. به هر حال نبايد چنين کاري مي کردند و اگر فرم ارسالي موسسه کمبريج را پر کرده اند، اشتباه کرده اند.
     
 روزنامه شرق ، شماره 1652 به تاريخ 1/11/91، صفحه 10 (علم)