منبع

دانشجويان در بدو مطالعه در مورد جهاني‌سازي (globoligation) متوجه مي‌شوند تعريف صاحب‌نظران از اين واژه آن‌قدر گسترده است که گاه هر نوع ارتباط يا اتفاق بين‌المللي در زمينه‌هاي اقتصادي، اجتماعي سياسي و فرهنگي را مي‌توان در اين تعريف گنجاند و از مصاديق آن دانست، به طوري که عملا هيچ معني مشخصي از آن استخراج نمي‌شود و ميدان بازي است که همه چيز در آن جاي مي‌گيرد. به همين دليل سايت Globolizationlolo.org تلاش کرده است تعريف مشخص‌تري از اين واژه ارايه دهد: «جهاني‌سازي يعني دسترسي و افزايش تعامل اقتصادي بين مردم، شرکت‌ها و دولت‌هاي ملل مختلف با اين شرط که اين روند به وسيله سياست دولتي و فناوري هر دو طرف راه‌اندازي شود.»


با توجه به همين تعريف ممکن است تصور شود مقوله سلامت در بحث جهاني‌سازي واقعا يک مساله جهاني‌سازي است يا تنها موضوعات مربوط به سلامت با اهميتي جهاني، به اين فهرست نگاه کنيد:
1 افزايش مسافرت‌هاي بين‌المللي،
2 افزايش مبادله کالا،
3 بيماري‌هاي مرتبط با غذا،
4 توسعه شهري،
5 تغييرات آب و هوايي،
6 بحران‌هاي منطقه‌اي زيست محيطي،
7 مقاومت ايجاد شده به داروها به وسيله ميکروارگانيسم‌ها،
8 نقص نظام‌هاي بهداشت عمومي.
 هر يک از اين موارد بحثي جداگانه را مي‌طلبد. مثلا هر يک از اين موضوعات به چه ميزان حاصل سياست‌گذاري‌هاي مربوط به  جهاني‌سازي است؟ چه ميزان حاصل افزايش تجارت و سرمايه‌گذاري؟ کدام يک مستقيما با پيشرفت فناوري مربوط هستند و کدام يک حاصل مستقيم پديده جهاني‌سازي؟ مثلا سه مورد اول فهرست يعني افزايش‌ مسافرت‌هاي بين‌المللي، افزايش مبادله کالا و بيماري‌هاي مرتبط با غذا به طور مستقيم و مشخص با جهاني‌سازي مربوط هستند، ولي به تدريج که به پايين فهرست نگاه مي‌کنيم، همبستگي موارد مطرح شده با تحولات اقتصادي بيشتر و با تعريف جهاني‌سازي کمتر مي‌شود.
مثلا تغيير و تعديل نظام سلامت در جمهوري روسيه بيشتر مربوط به دشواري‌هاي تبديل يک اقتصاد سوسياليستي تحت کنترل دولت به يک بازار آزاد يا مقاومت ايجاد شده نسبت به داروها به دليل استفاده يا سوءاستفاده جهاني از آنتي‌بيوتيک‌هاي وسيع‌الطيف است.
 به هر حال هرچند در هر يک از موارد گفته شده مي‌توان رد پاي جهاني‌شدن را به درجاتي متفاوت يافت، ولي نمي‌توان با قاطعيت گفت محدود شدن يا گسترش جهاني شدن چه تاثيري بر افزايش يا کاهش اين مشکلات دارد. مثلا تصور کنيد نظام تجارت جهاني دچار اشکالات و نتايجي جدي شود، به طوري که توافق‌هاي بين‌المللي کارايي خود را از دست بدهند و ملت‌ها و دولت‌ها شروع به ايجاد مانع و محدوديت براي تجارت بين‌المللي، سرمايه‌گذاري و قطع ارتباطات بين مرزي کنند.
 از آن جا که مجموعه اين مشکلات مربوط به جا به جايي مردم يا کالا مي‌شود، اين تغييرات تاثيري ناچيزي بر توسعه شهري يا مقاومت ميکروبي دارند يا حتي هيچ تاثيري ندارند. در موارد ديگر هم به احتمال قوي هر نوع تغيير ناگهاني يا اعمال محدوديت و آزادي يکباره با ايجاد هرج و مرج مسايل را پيچيده‌تر مي‌کنند.  به هر حال با توجه به اينکه جهاني‌سازي به نسبت پديده جواني است، کارشناسان با تاکيد بر ايجاد ساز و کارهاي هماهنگ جهاني چند مورد از اين ساز و کارها را چنين تعريف کرده‌اند.
• نظارت و مراقبت: ايجاد يا بهبود نظام‌هاي تجسس، نظارت و درمان و ظهور بيماري‌هاي جديد و گسترش بيماري‌هاي موجود. اين نظارت نيازمند تامين بودجه آزمايشگاه‌هاي تشخيص طبي، وسايل ارتباطي و ايجاد شبکه‌هايي با هدف انتشار و تجزيه و تحليل يافته‌هاي علمي است. کارشناسان مي‌گويند اين شبکه بايد فراگير بوده بتواند پزشکان و توانايي‌هاي متخصصان سراسر دنيا را در مورد يافته‌هاي مختلف علمي به هم پيوند دهد. مثلا اين شبکه بايد بتواند زمان درست شروع واکسيناسيون يا ساير اقدامات پيشگيرانه را مشخص و بر آن نظارت کند.
• مصونيت‌سازي: هر چند مبالغ هزينه‌شده در برنامه‌هاي مصونيت‌سازي گاه بسيار قابل توجه است، ولي به دليل کاهش هزينه‌هاي درمان اين نوع بيماري‌ها و جلوگيري از افت توان نيروهاي توليدکننده غالبا چند برابر هر دلار هزينه شده به منظور پيشگيري از يک بيماري پس‌انداز مي‌شود. مثلا کارشناسان اقتصادي مي‌گويند هر يک دلاري که براي پيشگيري از بيماري‌هاي سرخک، اوريون و سرخجه هزينه شود، حدود 22 دلار در هزينه‌هاي درمان صرفه‌جويي مي‌کند. اين صرفه‌جويي در بيماري‌هاي ديفتري و کزازبه ازاي هر دلار تا حدود 29 دلار هم مي‌رسد. ايجاد يک نظام يکپارچه بهداشت عمومي براي مصونيت‌سازي علاوه بر محدود ساختن يا حتي امحاي برخي بيماري‌ها نوعي سرمايه‌گذاري اقتصادي با بازده کلان هم به شمار مي‌آيد.
• تحقيقات: سرمايه‌گذاري‌ در جهت يافتن راه‌هاي بيشتر درمان و تشخيص بيماري‌هاي براي برخورد با چالش‌هاي آتي نظام سلامت عمومي گريز ناپذير است.به خصوص به دليل ايجاد مقاومت به داروها اين روند بايد مرتبا رو به گسترش باشد. متاسفانه بيماري‌هاي آندميک در کشورهاي در حال توسعه کمترين سهم از اين سرمايه‌گذاري‌ها را دريافت مي‌کنند. درصد بسيار  کمي از کل مبلغ 56 ميليارد دلاري که در پروژه‌هاي تحقيق جهاني هزينه مي‌شود، به بيماري‌هايي اختصاص مي‌يابد که 90 درصد جهان را دچار مشکل کرده است. سرمايه‌گذاري مناسب در نظام سلامت بين‌المللي بايد بتواند جاي خالي اين کمبودها را پر کند.
• بهبود بهداشت و شرايط زندگي: سرمايه‌گذاري پايه‌اي در کشورهاي در حال توسعه در امور زير بنايي بهداشتي شامل بهبود تغذيه و آزمايش غذاها، افزايش دسترسي به آب آشاميدني و دفع مناسب فاضلاب باعث صرفه‌جويي در بودجه‌هاي سلامت مي‌شود.
• قيمت دارو: به دليل پايين بودن قدرت خريد مردم، ضعف نظام‌هاي بيمه و عدم بازگشت پول در کشورهاي در حال توسعه شرکت‌هاي داروسازي تمايلي به سرمايه‌گذاري در بخش توليد يا تحقيق در اين کشورها نشان نمي‌دهند. در سال 2003 سازمان تجارت جهاني طي توافقي پذيرفت برخي داروهاي خاص در کشورهاي در حال توسعه بهاي کمتري توليد شوند، به شرط آنکه اين محصولات بدون دخالت دولت‌ها براي جبران چالش‌هاي سلامت تنها در کشورهاي در حال توسعه مصرف شوند.
منبع: Globalizationlol.org