جهاني شدن تاثير بسيار پيچيده‌اي بر سلامت مي‌گذرد که با عوامل اقتصادي، آموزشي و ساير خدمات اجتماعي، شيوه زندگي و تقابل هر يک از آنها با هم، مرتبط است

بهداشت و سلامت از مقوله‌هايي هستند که در دنياي خود، مرزي را نمي‌پذيرند و هميشه فراسوي زمان و مکان حرکت مي‌کنند و مي‌گذرند. وقتي به تاريخ پزشکي نگاهي بيندازيم، سير و رد پاي گسترش بيماري‌ها را در طول زمان از کشوري به کشور ديگر و قاره‌اي به قاره ديگر مي‌توان مشاهده کرد، اما در حال حاضر، خطرات بهداشتي، خصلتي جهاني به خود گرفته‌اند که گاهي بيشتر از جنگ تلفات به بار مي‌آورند و اين يعني جهاني شدن.

 جهاني شدن يک پديده اجتناب‌ناپذير است که آثار و تبعات خود را در تمام جهات و جنبه‌هاي زندگي انسان باقي مي‌گذارد. گاهي مزاياي مطلوب دارد و شايد معايب خاص که با دخالت در آنها مي‌توان تحقق وعده جهاني«بالاترين دسترسي‌هاي استاندارد در زمينه بهداشت براي همه» را تحقق بخشيد. امروزه انديشمندان و فعالان حقوق بشر براي ايجاد مسووليت‌هاي بيشتر ملي و بين‌المللي در ايجاد «حق سلامت براي هر فرد» به تبادل نظر مي‌پردازند و راهکارهايي را نيز پيشنهاد مي‌نمايند. سازمان جهاني بهداشت نيز در اين زمينه قدم‌هاي موثري برداشته و به معرفي موارد مختلفي از آن پرداخته است.

نمونه‌هاي جهاني شدن
نمونه‌هايي از جهاني شدن بهداشت به شرح زير است:
 افزايش تحرک متخصصان بهداشت در سراسر مرزهاي دنيا، به طور مثال بريتانيا در حال حاضر فعالانه به جذب پرستاران از کشورهاي در حال توسعه مي‌پردازد.
افزايش تحرک مصرف‌کنندگان سلامت يعني مردم، به عنوان نمونه بيماراني که به خارج مهاجرت مي‌کنند، به مراقبت‌هاي پزشکي دسترسي داشته باشند.
 افزايش شرکت‌هاي خصوصي، شامل شرکت‌هاي خارجي که سرويس‌هاي سلامتي و طرح بيمه سلامتي را اجرا و ارايه مي‌کنند.
 استفاده از فناوري‌هاي جديد  مانند اينترنت براي ارايه خدمات بهداشتي، فراتر از مرزها و مناطق دور افتاده در داخل کشورها.
 اندازه‌گيري معيارهاي جهاني شدن نظام سلامت که به درجه باز بودن آن روي کالاهاي خارجي، خدمات، ايده‌ها و سياست‌ها و مردم آن بستگي دارد.
در مجموع، سلامت و جهاني شدن آن به تاثير جهاني شدن بخش سلامت و پيامدهاي نهايي آن اشاره دارد و بر سلامت رشد تجارت بين‌المللي، بهبود ارتباطات جهاني، افزايش جريان کالا، خدمات و مردم و ديگر نشانه‌هاي جهاني شدن تمرکز مي‌نمايد. اين آثار مورد اشاره، هم نمونه‌هاي مستقيم و هم نمونه‌هاي غيرمستقيم دارند که همگي مورد بحث کارشناسان قرار دارند.
نمونه‌هايي از آثار مستقيم شامل تبعات آن در نظام‌هاي سلامت و سياست‌هاي مورد اجرا در موافقت‌نامه‌هاي تجارت چند جانبه ميان کشورهاي مختلف، مانند موافقت‌نامه «نمودهاي حقوق مالکيت فکري مرتبط با تجارت» يا TRIPS که بر هزينه و قابليت دسترسي پزشکي و داروها تاثير مي‌گذارد، مي‌شود. از ديگر نمونه‌ها مي‌توان به:
بهبود فناوري ارتباطات که به مقامات اجازه مي‌دهد هنگام شيوع يک بيماري خاص و گسترده‌تر از آن، در انتتشار اطلاعات در مورد مسايل سلامت، آسان‌تر عمل کنند و هشدارهاي لازم را به موقع به اطلاع همگان برسانند.
رشد تجارت: گردشگري و مهاجرت که گسترش عفونت‌ها و مقاومت‌هاي ضدباکتري ميکروب‌ها را آسان مي‌سازند، (ارتباط ميان تجارت و گسترش بيماري به قرن 14 برمي‌گردد، زماني که مرگ سياه به دنبال حمل و نقل‌هاي دريايي گسترده شد، اما امروزه افزايش سرعت و نسبت مسافرت‌ها، مهاجرت و تجارت، باعث ايجاد چالش‌هاي جدي بهداشت عمومي و خطرات سلامتي، فراتر از مرزها و بزرگ‌تر شدن آنها مي‌شود.)
تغييرات جهاني محيط زيست و تجارت داروهاي غيرمجاز که پديده‌اي جهاني و خارج از کنترل هر دولتي است و روي سلامت، بسيارتاثيرگذار هستند.
نمونه‌هايي از آثار غيرمستقيم جهاني شدن بر سلامت، مي‌تواند شامل مواردي باشد که از راه اقتصاد ملي، مانند تاثير بر آزادسازي تجارت و جريان‌هاي مالي موثر بر منابع هزينه‌هاي عمومي مرتبط با سلامت در دسترس عمل مي‌کنند.

تاثيرات پيچيده
بايد بدانيم جهاني شدن تاثير بسيار پيچيده‌اي بر سلامت مي‌گذرد که با عوامل اقتصادي، آموزشي و ساير خدمات اجتماعي، شيوه زندگي و تقابل هر يک از آنها با هم، مرتبط است. به عنوان مثال تغييرات شيوه زندگي و رژيم غذايي در بروز بيماري‌هايي که خاص صنعتي شدن کشورهاست، همچون ديابت، چاقي، سرطان و مشکلات قلبي - عروقي، تاثير عمده‌اي دارند. از آنجا که عقيده يکساني از بازتاب‌هاي جهاني شدن بر بهداشت عمومي وجود ندارد، بايد آثار زيان‌بار و مزايا، منافع و يا هر دو را بررسي کرد تا يک مجموعه واحد گرد هم آيد؛ هر چند که کار ساده‌اي نيست، زيرا اگر يک عامل مورد نظر براي منطقه‌اي مفيد باشد، شايد براي مکان ديگري، به عنوان يک عامل مضر عمل کند.
در حال حاضر، تحولات بنيادين در عرصه بهداشت در حال تکوين است، مانند ارتقاي مراقبت‌هاي بهداشتي و افزايش آگاهي مردم از مقوله سلامت. اين تحولات هرروز، بيشتر از ديروز ديده مي‌شوند و رودر روي ما قرار مي‌گيرد و ما در هر لحظه، با ابداعات جديدي مواجه مي‌شويم و جهش‌هاي تازه‌اي در اين زمينه به چشم مي‌خورد. برخي از خدمات ناشي از جهاني شدن بهداشت، مثبت تلقي مي‌شوند، نظير پزشکي از راه دور (Telemedicine) که بر اساس آنها مي‌توان به گسترش سلامت و بهداشت و ارتقاي دسترسي به خدمات درماني در دورترين نقاط نيز کمک کرد، هر چند نياز به سرمايه‌گذاري و صرف هزينه‌هاي زياد در امور تجهيزات دارد که شايد قسمت‌ منفي جهاني شدن محسوب شود. از سويي، جهاني شدن و کمک‌هايي که در اين زمينه به همگان مي‌شود، اطلاعات دردسترس را بيشتر مي‌کند، اما شايد به نظر برسد که دسترسي آنها بيشتر در اختيار افراد ثروتمند است تا فقير، از اين‌رو براي اقشار محروم، عيب محسوب مي‌شود، بنابراين مي‌توان نتيجه گرفت که ارتباط جهاني شدن و بهداشت، يک ارتباط دوسويه است که مقوله‌هاي متعددي در آن اثرگذار هستند و بايد همه را در نظر گرفت.  در بسياري از نقاط دنيا، اهداف کلي و فرآيندهاي ارتقاي سلامت  در بطن سياست‌ها و اهداف بهداشتي ملي و بين‌المللي قرار دارند. برنامه‌هاي ارتقاي سلامت، وقتي موفقيت بيشتري کسب مي‌کنند که با زندگي عادي مردم ارتباط برقرار کرده، با سنت‌هاي محلي هماهنگ شود و به وسيله اعضاي جامعه رهبري شوند و هماهنگ با سياست‌هاي کلي جهاني باشند، در اين صورت است که مي‌توان انتظار داشت مزاياي جهاني شدن را حفظ و معايب را به بهترين نحو، تبديل به احسن نمود.
منبع: who.org   منبع