جهانيشدن: چالشها و تأثيرات آن بر آسيا
جهانيشدن: چالشها و تأثيرات آن بر آسيا
در نشست شبكهسازي آسيا در اجلاس اقتصاد جهاني نيويورك، آمريكا، 3 فوريه، 2002
(انديشگاه شريف)
1. "جهانيشدن" واژهاي است كه حركت تمام كشورهاي جهان را به سمت يك موجوديت واحد توصيف ميكند. اين واژه توسط كشورهاي ثروتمند و در پاسخ به پيشرفتهاي فناورانه و سرعت و سهولت در جابجايي ابداع شده است. اما تأكيد آن بر جريان "آزاد" سرمايه و تجارت كالا و خدمات است؛ مردم و ساير چيزها ممكن است به اين سادگي قابل جابجايي نباشند.
2. "آزادسازي"، آنگونه كه در ادبيات جهانيشدن استنباط ميشود، به معناي رهايي از مقررات، قوانين و سياستهاي دولتي است. اين در حالي است كه نهادهاي بينالمللي (كه ميخواهند جاي دولتها را بگيرند)، كماكان به قانونگذاري ميپردازند. بنابراين از ديدگاه كشورهاي ضعيف چيزي تغيير نكرده، و مقررات، قوانين و سياستها همچنان وجود دارند. اما كشورهاي ضعيف هيچ نقشي در تعيين و اجراي آنها بازي نميكنند. براي اكثر اين كشورها، جهانيشدن نه به معناي "آزاد شدن" بيشتر از قيدوبند مقررات، قوانين و سياستهاست؛ بلكه بر عكس به معناي درگيري بيشتر با اين مقولههاست. اسفبارتر اينكه، قوانين يكسان جهاني هيچ اهميتي به مشكلات و كاستيهاي عمدهي كشورهاي ضعيف نميدهند!
3. مدافعان جهانيشدن به كشورهاي ضعيف اطمينان ميدهند كه از سرمايههايي كه به سوي اين كشورها جاري ميشود، بهرهمند خواهند شد. در واقع، سرمايهاي كه به سوي بسياري از كشورهاي آسياي شرقي سرازير شده، رشد اقتصادي بيسابقهاي به همراه آورده است. اما آنچه به ملتهاي ضعيف گفته نميشود، اين است كه سرمايههايي كه از طريق همين "جريان آزاد سرمايه" از كشورهايشان خارج ميشود، ميتواند اقتصاد آنها را به ورشكستگي بكشاند.
4. جاي تأسف است كه كشورهاي ضعيف، از جمله كشورهاي آسياي شرقي، اين واقعيت دهشتناك را از طريق تجربه آموختهاند و حالا ميدانند كه خسارات چقدر شديد است و جبران آنها تا چه اندازه دشوار است.
5. خروج آزاد سرمايه به بحرانهاي مالي آسياي شرقي شتاب بيشتري بخشيده است. اين فرايند با كاهش ارزش پول ملي كشورهاي اين منطقه آغاز شد. و ادامه اين روند موجب شد كه كشورهاي خارجي، براي جلوگيري از ضرر و زيان بيشتر، سرمايههاي خود را به سرعت از اين كشورها بيرون بكشند. كار به جايي رسيد كه بازار اين كشورها در نتيجه افزايش سريع وامهاي بيفايده و غيرموثر، عدم تمايل بانكها به سرمايهگذاري در فعاليتهاي تجاري، ورشكستگيهاي متعدد شركتها و بالاخره وجود ناتواني در سيستمهاي بانكي سقوط كرد.
6. با وجود اقتصادهاي ضعيف، كشورهاي در حال توسعه مجبور ميشوند از صندوق بينالمللي پول وام بگيرند. صندوق نيز تنها در صورتي به آنها وام ميپردازد كه دولتهاي اين كشورها مديريت اقتصادي را به صندوق بينالمللي پول واگذار كنند. و به شواليههاي سفيدپوست خارجي اجازه دهند كه با ايفاي نقش منجي، وضعيت بانكهاي محلي و كسبو كارها را بهبود بخشند.
7. هماكنون بسياري از كشورها را ميبينيم كه به سختي ميكوشند تا از صندوق بينالمللي پول وام بگيرند و ناچارند اين وامها را به بازپرداخت بدهيهاي خارجي خود اختصاص دهند. در نهايت، بايد بدهيهاي خود به صندوق بينالمللي پول را نيز بپردازند.
8. كشورهاي آسياي شرقي، به دليل دستيابي به درجهاي از بهبود اقتصادي خرسند هستند. اما كشور آرژانتين اينطور نيست. حتي عاليترين وامها هم هميشه قابل اتكا و خالي از مخاطره نميباشند. وقتي صندوق بينالمللي پول، سياستهايش را به كشورهاي وامگيرنده ديكته ميكند، در واقع آنها را به سمت ورشكستگي ميكشاند.
9. آيا آنچه در كشورهاي آسياي شرقي اتفاق افتاده است، ميتواند تجلي جهانيشدن باشد؟ پاسخ كاملاً مثبت است. تجارت ارز هنگامي امكانپذير است كه دولت از حاكميت خود در تأيين ارزش پول رايج ملي چشم بپوشد و آن را در اختيار "نيروهاي بازار بينالمللي" قرار دهد. اما اين بازار تنها به كسب بهره ميانديشد و هيچ ارزشي براي رفاه اجتماعي قائل نيست.
10. قوانين بازار صرفاً در خدمت طبقات مرفه و پيشرفت فناورانه است. امروزه بانكها و شركتها در حال ادغام هستند تا بيش از اين بزرگ شوند. و كاملاً روشن است كه اين موسسات تجاري ـ مالي بزرگ به كشورهاي در حال توسعه تعلق ندارند. وقتي كه اين موسسات در بازارهاي محلي وارد عمل ميشوند، تجارت محلي را ميبلعند و هيچ اهميتي به منافع كشورهاي ميزبان نميدهند. دغدغه اين موسسات، دستيابي به سود و پول بيشتر است. و اگر روزي منافعشان اقتضا كند كه براي جلوگيري از خسارات بيشتر و يا كسب منافع افزونتر در جايي ديگر، از يك كشور خارج شوند، اين كار را بدون هيچ ترديدي انجام خواهند داد. حال اگر خروج اين موسسات عظيم و سرمايههاي آنها از يك كشور، مسبب هرج و مرجهاي اقتصادي، بيكاري خيل عظيمي از نيروي كار، و تسريع در ورشكستگي كشور باشد، اين موضوع به عقيدهي آنها هيچ ربطي به موسسات مالي ـ تجاري بينالمللي ندارد و مشكلي است كه به خود آن كشور مربوط ميشود.
11. "بزرگ بودنِ" يك موسسه خيلي مهم است و ميتواند تضمين كنندهي موفقيت باشد. پيامدهاي بزرگ شدن هم معلوم است: صرفهجوييهاي مقياسي، "تحقيق و توسعه" بيشتر، و توليد محصولات ارزانتر. اما همچنانكه در همين اواخرديديم، بزرگ شدن نتوانست شركتهايي مثل "انرون" يا Ltcm را از ورشكستگي نجات دهد. برعكس، تجربه نشان داد كه هركه بزرگتر است، سختتر به زمين ميخورد، و همه هستي همراهان و متحدان خود را نيز نابود ميكند.
12. تجربه جهانيشدن در آسيا نشان ميدهد كه جهانيشدن نميتواند نسخهاي براي دردهاي مضمن اقتصادي و يا عاملي نيروزا براي افزايش رشد اقتصادي باشد. حداقل آن نوع قرائت از جهانيشدن، كه از سوي كشورهاي ثروتمند غربي ترويج ميشود، نميتواند چنين پيامدهايي داشته باشد. جهانيشدن تنها در "جريان آزاد سرمايه" خلاصه نميشود. در حالي كه جهانيشدن بدون "آزاد سازي مطلق" هم قابل تصور است. بايد تأكيد كرد كه فرايند جهانيشدن صرفاً "بازار انگيخته" نيست. جهانيشدن "ضابطهمند" هيچ مغايرتي با ايدههاي ناب جهانيشدن ندارد.
13. چالش قاره آسيا، چگونگي مديريت بر مفهوم رايج جهانيشدن، كار كردن با آن، و بهره بردن از اين پديده نيست. چالش آسيا، تأثيرگذاري بر انديشه جهانيشدن است؛ بگونهاي كه بتوان شكلي دوباره به آن بخشيد و آثار مخرب آن بر اقتصادها و كشورها را كاهش داد.
14. هيچ جنبهي مقدسي در مورد مفهوم كنوني جهانيشدن وجود ندارد. اگر لازم است كه برداشت ما و يا نحوهي برخورد ما با اين مفهوم تغيير كند، بايد دستبكار شويم، اين تغييرات بايد چنان باشد كه پيامدهاي منفي آن براي كشورهايي كه آن را پذيرفتهاند، به حداقل برسد. تجارت آزاد، مترادف با جهانيشدن نيست. اگر ما ناگزير به نظامدهي تجارت در جهت بهرهوري از جهانيشدن باشيم، چرا اين كار را نكنيم؟
15. ورزشكاران ميدانند كه افراد معلول هرگز نميتوانند در رقابتهاي ورزشي به سطح افراد سالم برسند. در محيطهاي كسبو كار هم همين قانون صادق است؛ رقابت منصفانه فقط زماني امكانپذير است كه طرفهاي رقابت از توانمندي نسبتاً مساوي برخوردار باشند و اينكه فقط زمين بازي را هموار كنيم، كفايت نميكند. اگر ما ـ كشورهاي ضعيف ـ نتوانيم خود را به پاي كشورهاي ثروتمند برسانيم، رقابتهاي جهانيشدن قطعاً به زيان ما تمام خواهد شد.
16. تا قبل از سال 1997 كشورهاي آسيايي بهطور معجزهآميزي رشد ميكردند. در آن سالها، شاخص رشد اقتصادي مالزي، بيش از 8 درصد براي 10 سال متوالي بود. امروز اغلب اقتصادهاي آسيايي فقط در حسرت رشدهاي اقتصادي گذشته زندگي ميكنند، پيامدهاي جهانيشدن در سايهي "جريان آزاد سرمايه" براي اكثر كشورهاي آسيايي مصيبت بار بوده است. بعد از گذشت چند سال، هنوز مساعي ما در جهت رونق بخشي دوباره به اقتصادهايمان چندان موفق نبوده است. شايد آثار نامطلوب جهانيشدن بر اقتصادهاي آسيايي، دائمي باشند.
منبع: انديشکده صنعت و فناوری
اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن، صلواتك عليه و علي آبائه، في هذه الساعة و في کل ساعة، ولياً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دليلاً و عيناً، حتي تسکنه أرضک طوعاً و تمتعه فيها طويلاً ×××××××××××××××××