بعد اقتصادي جهاني شدن ، پيامدهايي براي خانواده داشته است ؛ ورود زنان به بازاركار ،منابع اقتصادي خانواده را متعدد كرده است. اين امرهرچند فوايدي براي زنان داشته است، اما مسئوليت هاي خانوادگي آنها را كم اهميت كرده است. گاه زنان درايفاي همزمان نقش شغلي ومسئوليت خانوادگي دچارتعارض هايي مي شوند . بي ترديد يكي ازعوامل افزايش طلاق، استقلال اقتصادي زنان بوده است. چنان كه پژوهش ها درخواست طلاق از سوي زنان شاغل را بسياربيشترازدرخواست طلاق ازسوي زنان غير شاغل نشان مي دهد.
    پدر سالاري يا مادر سالاري
    اثرمهم استقلال اقتصادي زنان برروابط خانواده ، تنازع قدرت بين زن و مرد در خانواده است كه به طور معمول به تقسيم معقول قدرت منجرنمي شود . پيش ازاين قدرت تصميم گيري درخانواده به طور سنتي دراختيار مردان بود. آثار جهاني شدن درخانواده ، اگربه شيوه توزيع قدرت عادلانه در خانواده منجرنشود ، گسترش اختلافات ،تضعيف روابط وگسست خانواده اجتناب ناپذير خواهد بود . به نظرمي رسد عواملي مانند مصرف گرايي فرد گرايي ، گسترش ارتباطات مجازي وتضعيف فرهنگ هاي بومي به كودك سالاري درخانواده ها منجر شده وجايگاه مهم پدرو مادررا كه مهم ترين نقش را در تربيت اجتماعي و اخلاقي كودكان دارند تضعيف كرده است . گسست نسل ها نيز محصول چنين فرايندي است .
    استمراروحفظ خانواده طبيعي
    براي حفظ نهاد خانواده ، ازطريق تقويت روابط اعضاي خانواده و ترويج ارزش هاي خانوادگي و استمرارمطلوب كاركردهاي مهم خانواده، اصول و راهكارهايي پيشنهاد مي شود . درطول تاريخ تا عصر حاضر، خانواده ها با عقد قراردادي بين زن و مرد تشكيل مي شوند. دراين خانواده ها ، زن پس ازازدواج يا تا دوره اي معين ، قرارداد ازدواج فقط با يك مرد داشت . اديان الهي ازجمله اسلام ، مسيحيت و يهود تنها اين نوع خانواده را به رسميت مي شناسند . ازدواج موقت وچند زني نيزصورتي ازهمين خانواده طبيعي است كه به علت شرايط ويژه زنان و برخي ضرورت هاي فردي و اجتماعي دراسلام و برخي اديان ديگر قانوني شمرده شده است . قرآن ، حصول پيوند عاطفي عميق ميان زن و مرد و آرامش آنان را حاصل چنين قراردادي اعلام مي كند . بدين ترتيب هرگونه پيوند و قرادادي كه در اين چارچوب نباشد را نبايد خانواده محسوب كرد . بنابراين خانواده هاي تك والدي يا همجنس گرا،يا همزيستي آزادانه زن و مرد را نبايد اساسا خانواده بدانيم . براي ترويج اين اصل بايد پيروان اديان الهي ، به ترويج خانواده طبيعي با بيان كاركردهاي موثراجتماعي وآثار مفيد روان شناختي آن بپردازند. درمقابل نيزپيامدهاي ناگوارگونه هاي نامناسب خانواده را تشريح نمايند .
    تحكيم جايگاه سنتي
    همه نهادها وگروه هاي بشري داراي مراتبي هستند . خانواده نيزازاين امرمستثنا نبوده است. براي تحكيم ساختارخانواده ، لازم است جايگاه سنتي والدين را درخانواده استمراربخشيم .والدين درتربيت واجتماعي كردن فرزندان ،نقش بسيارمهمي دارند وبي شك، بيشترين سرمايه گذاري مادي وعاطفي در خانواه ، ازسوي والدين صورت مي گيرد. بي ترديد ايفاي اين مسئوليت ها تنها درصورت برخورداري آنان ازجايگاه بالاتردرخانواده ميسراست . تقسيم قدرت بين زن و مرد نيز بايد به شيوه هاي معقول و مناسب صورت گيرد . از آنجا كه معمولامسئوليت اداره اقتصادي با مرد است ، برخورداري او از جايگاه بالاتري در تصميم گيري ها در استحكام خانواده تاثير بسياري دارد . زن نيزدرمحدوده هايي ، تصميم گيري را به عهده مي گيردومرد هماهنگ با او عمل مي كند . آموزه هاي اسلامي به خوبي اين نحوه تقسيم كارو تصميم گيري هاي خانوادگي بين زن ومرد را نشان مي دهد .
    رشد باورهاي ديني
    تحكيم باورهاي ديني درخانواده تاثيرمهمي در تقويت خانواده و ايفاي كاركردهاي آن دارد . يكي ازمشكلات مهم فرآيند جهاني شدن ، بروزبحران هويت درافراد و خانواده ها است . گم كردن جهت و معناي زندگي ، افراد را دچارآشفتگي كرده ودرمشكلات زندگي فردي و خانوادگي آنان را به استيصال مي كشد. مهمترين باورهاي ديني، خداپرستي و توحيد ، اعتقاد به زندگي پس از مرگ وباوربه رسالت انبيا وجانشينان آنها است . باوروپاي بندي به اين امور، زندگي را از فضاي مادي ودنيوي بيرون آورده و جهت اخروي و معنوي مي دهد. ترويج چنين معنويتي دراعضاي خانواه بويژه والدين، مي تواند خانواده ها را ازبسياري بحران ها نجات دهد .پيوند والدين با مسائل معنوي ، در هويت يابي و رفتار فرزندان نيز نقش دارد . لازم است آثار معنويت در زندگي را براي والدين وفرزندان تبيين كرد. براي ترويج خداگرايي ، آشنا كردن فرزندان با عبادت گاه ها وشعاير ديني بسيارموثراست . حضورومشاهده بناهاي با عظمت وبا شكوه ديني مانند مساجد وعبادت گاه هاي كهن كه سال ها محل وماواي خداپرستان بوده است ، مي تواند درمعنويت افراد ، به خصوص جوانان بسيارموثر باشد . همچنين صحبت اززندگي پس ازمرگ ومراحل مختلف آن ، با استفاده از متون اصيل ديني درهويت يابي و جهت دهي زندگي افراد نقش مهمي دارد . براي ترويج رسالت انبيا در باور افراد نيززندگي ، سيره واخلاق رفتار و نحوه مواجهه آنها با مسائل مهم زندگي مي تواند الگوي مناسبي براي اعضاي خانواده ها بخصوص جوانان فراهم كند . چنانچه ، متون مشتمل برزندگينامه ، الگوها و اسطوره هاي اخلاقي به شكلي جذاب وآموزنده به اين نسل ارائه شود آنان بخشي ازهويت خويش را درالگوها و اسطوره ها مي يابند .
    رابطه هاي مستحكم
    استمراروتحكيم روابط خويشاوندي درحفظ وتقويت خانواده درفرآيند جهاني شدن بسيارموثر است. اكنون دربيشترجوامع خانواده هسته اي ، بيشترخانواده ها را تشكيل مي دهد . كم شدن رابطه بين خانواده هسته اي با سايرخويشاوندان بخصوص خانواده هاي اصلي زن وشوهر، موجب شد كه آنها درمشكلات مختلف زندگي خانوادگي ازحمايت هاي ويژه عاطفي ومادي خويشاوندان محروم باشند . اين درحالي است كه خويشاوندان با توجه به ارتباط خوني وعاطفي نزديك وعميق با خانواده هسته اي ، مي توانند بهترين حمايت ها را دراختيار آنان بگذارند ، به همين جهت با توجه به مباني اسلام ، مي توان براي خانواده مراتبي را در نظر گرفت . خانواه مرتبه اول همان زن و شوهر و فرزندان هستند . خانواده مرتبه دوم فرد ، همسر و فرزندان او همراه با والدين او يا همسرش هستند . خانواده مرتبه سوم فرد نيز ، خواهروبرادران اويا همسرش رانيزدربرمي گيرد . با ترويج چنين تلقي ازخانواده ، نه تنها روابط اعضاي خانواده بهبود مي يابد وبا مشكلات زندگي بهترمواجه مي شوند ، بلكه روابط خويشاوندي را مي توان با ديد كارآمدتري نگريست .
    مرزهاي روشن زندگي
    رعايت مرزهاي رفتاري و عاطفي درون خانواده وبيرون آن ، اصلي است كه برخي درمان گران خانواده براي سلامت و كارايي خانواده ، لازم شمرده اند . زن وشوهر، دردرون خانواده بايد ازفضاي فيزيكي ورواني مجزا ازسايرين بهره مند باشند ودر ساعت هاي معيني ازشبانه روزجدا ازسايرين امكان تعامل عاطفي ورواني داشته باشند . براي فرزندان به خصوص دختران در دوره كودكي دوم تا جواني بايد فضاي اختصاصي درنظرگرفته شود وسايرين بدون اجازه آنها وارد اين فضا نشوند . متون اسلامي محدوده اين فضاها را تعيين كرده است . بسياري ازانحرافات آثارروان شناختي ناخوشايندي دارد . دراثرعدم رعايت چنين مرزهايي است. همچنين بايد بين اعضاي خانواده وسايرين مرزهايي باشد. رواط خصوصي وعاطفي بايد به همسرقانوني اختصاص يابد . حدود وشرايط نگاه كردن به ديگران وپوشش شرعي كه درمتون اسلامي مورد تاكيد قرارگرفته است، درواقع اشاره به همين مرزها وحدود است. مهم ترين كاركرد اين مرزها تحكيم روابط عاطفي بين اعضاي خانواده ، بخصوص زن و شوهراست . كنترل استفاه ازرسانه ها درخانواده ، تنها راه حفظ انسجام خانواده وجلوگيري ازفروپاشي آن به سبب ارتباطات مجازي است . ازآنجا كه شيوه كنترل ازبالا) filtering ( ، معمولابه آساني خنثي مي شود ، بهترين راه تربيت خانواده ، ترويج فرهنگ استفاده مناسب ومعقول از رسانه ها است ، هرچند هرروزه اخباري درباره آثار نامطلوب تلويزيون ، رايانه و اينترنت به سلامت رواني و جسماني افراد منتشر مي شود ، راهكار مناسبي براي ترويج استفاده مناسب از رسانه ها ارائه نشده است . درهرحال ، استفاده ازرسانه ها دربعد كمي و كيفي بايد تعديل و مهار شود . برنامه ريزي زماني معيني براي استفاده اعضاي خانواده ازرسانه بايد با توافق اعضاي آن تدوين شود . ازلحاظ كيفي نيز لازم است براساس ارزش هاي ديني ، اخلاقي وبومي ، ملاك ها ومرزهايي براي استفاده ازبرنامه ها تعيين شود
magiran.com > روزنامه رسالت > شماره 6629 6/11/87 > صفحه 5 (اجتماعي) > متن