جهانی شدن ، (Globalization) به معنای یک پارچه شدن جهان در ابعاد مختلف سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی ، وارتباطی و حذف مرزهای مصنوعی و قرار دادی تلقی شده است. در این مفهوم، مانند مدرنیسم که مفهومی قدیمی تر و مرتبط با آن است، با طرح اینکه« نیروهایی وجود دارند که مافوق کنترل بشری بوده و مشغول تغییر جهان می باشند »!، گسترش فرهنگ غربی و جامعه سرمایه داری محتوم و اجتناب نا پذیر توجیه شده است.

از سوی دیگر،طبیعت نابرابر جهانی شدن ، باعث شکل گیری " جزایر ثروت و ارتباطات جهانی در دریای فقر و نا برابرای " ، رشد حاشیه ای شدن ؛ Marginalization و بروزنابرابری ها در حوزه های «جغرافیایی» ، «اجتماعی» ، و« بخشی» در سطح جهان گردیده است ؛ ایجاد مناطق رو به رشد ومناطق واپس رونده؛ همزیستی جزایری از رفاه در دریاهای فقر ؛ وجود حد اعلای ثروت وفقر در بسیاری از کشورهای در حال توسعه در افریقا وامریکای لاتین ، پیدایش شکاف رو به گسترش میان فقیر وغنی دربسیاری از کشورها منجمله، ایالات متحده،استرالیا ،وکانادا ،رکود درآمدهای واقعی در طبقه متوسط در بیست سال گذشته در بسیاری از کشورهای جهان،در کنار افزایش چشمگیر درآمدها در کارکنان صنایع جهانی ،امورمالی،ورزش ،تفریحات ،و ستارگان هالیوود و...بخشی از ثمرات این فرایند را تشکیل داده است.

این امر به نوبه خود باعث شده است تا فرایند جهانی شدن، « برندگان » و «بازندگانی» در سراسر گیتی داشته باشد.

کشورهای اسلامی با برخورداری از جمعیتی بیش از یک میلیارد نفر و پوشش بسیار وسیع جغرافیایی ودارابودن فرهنگهای متنوع و عمیق تاریخی ، و نیز استقرار جغرافیایی در مناطق استراتژیک و ژئوپولتیک پر اهمیت ، و منابع و ذخائر غنی زیر زمینی ، جزء کدامیک از گروه های«برنده» یا «بازنده» این فرآیند قرار می گیرند؟

هدف اصلی توسعه حتی در بعد اقتصادی در اغلب مکاتب و ديدگاههای سياسی ، اقتصادی و اجتماعی ، بهتر نمودن وضعيت رفاهی و معيشتی مردم و ملتها می باشد. لکن در جهان پر تلاطم امروز ، کشورهای اسلامی که عمدتا" متفرق و پراکنده و توسعه نیافته هستند ، چنانچه به تنهایی و بدون ارتباط با یکدیگر و هم افزایی تجارب و توانمندیهای خود به مواجهه با چالش های جهانی شدن بپردازند ، جز استحاله فرهنگی و از دست دادن هویت ملی و تاریخی خود سرنوشتی نخواهند داشت و به دلیل عدم برخورداری از زیرساخت های علمی و تکنولوژیک ، و ظرفیت های اقتصادی و سیاسی لازم ، قادر به رقابت فعال در عرصه جهانی هم نبوده ، عملا" در زمره «بازندگان» این فرایند قرار خواهند گرفت.

دست يابي به اهداف عالیه اسلامی ، اعتلاي انساني و توسعه اجتماعي، مستلزم تحقق سطوح گسترده‌اي از اراده سياسي، همكاري بين بخشي وديدگاه روشن و جامع توسعه‌اي و نيز دركي عميق از حقوق و برابري انسان ها در کل جهان اسلام مي‌باشد. این درک عمیق ، به یکسان شدن نگرشها ، هماهنگی در هدفگزاری ، و نیل به روش های مورد وفاق جمعی در ارزشیابی دستاوردهای توسعه اجتماعی در بین ملل اسلامی نیاز دارد.

در حال حاضر، بيش از يك ميليارد و دويست ميليون نفر يعني يك پنجم جمعيت جهان،با كمتر از يك دلار در روز زندگي مي‌كنند. بيش از 115 ميليون كودك در مدارس ابتدايي حاضر نمي‌شوند، كه افزون بر سه پنجم آن را دختران تشكيل مي‌دهند. هر ساله بيش از 10 ميليون كودك در اثر بيماري‌هاي قابل پيشگيري از بين مي‌روند. مرگ زنان در اثر عوارض ناشي از بارداري و زايمان بيش از 500000 مورد در سال گزارش شده است. در حالي كه طي 50 سال گذشته، متوسط «اميد به زندگي» در بدو تولد، تقريباً 20 سال افزايش داشته است، شكاف بين كشورهاي فقير و غني در اين زمينه عميق‌تر شده است. متأسفانه سهم کشورهای اسلامی در این نارسایی ها و آسیب ها از نسبت جمیتی آنان بیشتر است !

روند سالمندي جمعيت و تغييرات ايجاد شده در توزيع عوامل خطرزا در کشورهای اسلامی ، نزول شاخص‌هاي اجتماعي را شدت بخشيده است. جمیت جوان این کشورها رشد فزاینده جمعیت سالمندان رادر آینده ! نوید می دهد واین امر مخاطرات در پیش رو را دو چندان می کند. آسيب‌هاي اجتماعي (چه عمدي و چه سهوي) بصورت اوليه در ميان بزرگسالان و افراد جوان رو به افزايش هستند.

وجدان دینی و اراده وعزم روشنفكران متعهد و مسؤول نمي‌تواند دربرابر واقعيات مذكور بي تفاوت باشد.

در اغلب کشورهای اسلامی، به دليل توجه بيشتر به مسائل قومی ، فرهنگی ، اقتصادی و سياسی ، ابعاد اجتماعی زندگی مردم کمتر مورد توجه واقع گرديده است .این در حالی است که در ديدگاه اسلامي، تأمین نیازهای اولیه انسان ها چون سلامتي، آگاهي (سواد) وسایرنيازهاي اوليه مادي ، مقدمة لازم براي حركت فرد و جامعه در مسير اعتلا و كمال الهي تلقي شده است.

براین اساس ، تدوین, انتخاب، وسنجش مستمر(مانیتورینگ) شاخص های ارزیابی اجتماعی کشورهای اسلامی، در این مقاله محور بحث قرار گرفته، و تلاش شده است که باکمک شاخص های مذکور روند تحول شرایط اجتماعی این کشورها ومیزان کارآیی واثربخشی سیاست های اجرایی و برنامه های عملیاتی در بهبود این شاخص ها ، به عنوان « سنجه » کارآمدی اجتماعی برنامه های اجرایی ، مورد نظرقرار گیرد


این «سنجه » ها به نوبه خود شامل تعیین شاخص های جمعیتی و بهداشتی و آموزشی و اجتماعی در جهان اسلام هستند که باید مقادیر محاسبه شده آنها براساس گزارش های ملی وبین المللی کشورها استخراج گردیده ، با میانگین های جهانی و نیز وضع متوسط کشورهای اسلامی مقایسه شوند ! این امر کمک می کند تا حساسیت نسبت به پیشرفت ها، عقب افتادگی ها، ونیز نابرابری ها وبی عدالتی ها در درون کشورهای اسلامی و بین آنها ، جلب شود و روند تحول این شاخص ها ، مورد توجه و پیگیری واقع گردد. برخی از این شاخص ها ی معتبر و قابل استناد ، عبارتند از:

شاخص های زمینه ای مثل سواد ، اشتغال، مهاجرت ، ترکیب سنی و جمعیتی

شاخص های رفاهی خانوار همچون بهره مندی از آب آشامیدنی، مسکن مناسب، تأمین اجتماعی و بیمه، محیط زیست مطلوب

میزان بروز حوادث وشیوع معلولیت ها

وضعیت توزیع درآمد و شکاف طبقاتی ،فاصله دهک های درآمدی ،جمعیت زیر خط فقر،و ضریب جینی(Gini coefitient)

وضعیت دسترسی به غذای سالم (Food Safety) وامنیت غذایی ( Food Security)

تعیین شاخص های بهداشتی-اقتصادی نظیر مرگ ومیر کودکان زیر پنجسال، مرگ و میر مادران حین زایمان، امیذ به زندگی (Life Expectancy) و امید به زندگی سالم (DALEY)

شاخص های بهداشتی و تغذیه ای نظیر میزان شیوع بیماریهای اسهالی وعفونت های حاد تنفسی در کودکان ونیز میزان مرگ ومیر از سرطانها و بیماری های قلبی و عروقی، تصادفات،و...

شاخص های زمینه ای وضعیت کودکان همچون میزان کار کودکان، میزان یتیمی، شیوع کار کودکان، سوء تغذیه، بهره مندی از آموزش های پیش دبستانی، کودک آزاری، فرار از منزل و..

شاخصهای زمینه ای اجتماعی نظیر طلاق،خشونت، همسر آزاری ،فرار از منزل ،

شاخص های ارتکاب جرم

شاخص های ارزیابی سرمایه اجتماعی نظیر اعتماد ، وجدان اجتماعی ، همبستگی ملی و اجتماعی ،قانون گرایی، امید به آینده، مفتخر به هویت ملی و اسلامی و...

شاخص های ارزیابی شخصیت وکمال فردی و اجتماعی نطیرمسئولیت پذیری، ایثار، رضایتمندی، امید به آینده ، کار و تلاش، ایمان ودیانت،و...

با کمک این شاخص ها میزان موفقیت سیاست های اجرایی، اقتصادی ومدیریتی کشورها در بهبود اوضاع اجتماعی وشرایط زیستی و « کیفیت زندگی » شهروندان محک خورده و با روشی علمی و مستند به شواهد (Evidence based) سنجش می گردد . باالطبع سیاست هایی که منجر به ارتقاء شرایط اجتماعی و « کیفیت زندگی » مردم این کشورها شده تشویق ، واستمرار می یابد و باالعکس؛ سیاست هایی که اثرات سوء بروضعیت اجتماعی کشورها بجا گذاشته اند، مورد تجدید نظر قرار خواهند گرفت. تبادل تجربیات و دانش در این حوزه ، حساسیت و توجه به وضعیت اجتماعی در میان کشورهای اسلامی را گسترش داده و زمینه تعمیق ارتباط بین ملت های مسلمان و تحکیم برادری اسلامی و وتأکید بر « سرنوشت مشترک » بین مسلمانان را میسر می سازد. این سرنوشت مشترک ، تبلور « مسلمانی » و متضمن تحقق کلام پیامبر گرامی اسلام خواهد بود که : مَن یَصبَحَ و لَم یَهتَمَ به اُمور المُسلمین ؛ فَلَیسَ بِمُسلِم .!

علاقه مندان می‌توانند متن کامل سخنرانی را برای مطالعه از اینجا دریافت نمایند.