نويسنده: نفيسه منوچهري راد

 magiran.com > روزنامه رسالت > شماره 6449 22/3/87 > صفحه 18 (علم و فناوري) > متن

فضاي سايبر يك جامعه ديگر است. با ساختار تاريخ و فرهنگ خاص خود. افرادي كه در آن به تعامل با يكديگر مي پردازند. مشابه تمام فعاليت هايي را كه در فضاي واقعي انجام مي دهند دارند. گروه تشكيل داده، عضو مي پذيرند، تبادل اطلاعات مي كنند، سفر مي كنند و ...

    در عصر اطلاعات و گسترش خطوط ارتباطي فراگير سايبر توانسته است جاي خود را در فضاي سنتي ارتباطي باز كند. لذا پرداختن به آن در جهت شناخت لازم مي نمايد. در اين مقاله به بررسي فرهنگ سايبر و نظريات مربوط به آن مي پردازم.

    مسائلي كه براي نظريه پردازان در حوزه فرهنگ در فضاي مجازي مطرح مي شود عبارت است از مسائلي چون شكل گيري فرهنگ جديد، بازنمايي و درك از واقعيت مجازي و هويت. اهميت و قدرت اشكال اجتماعي مانند اجتماعات مجازي و گفتمان فضاي مجازي در فرهنگ عامه و حوزه هاي ديگر.

    پس از آنكه فضاهاي مجازي مطرح گشتند به تدريج خرده فرهنگ هاي مجازي به تبع آن پا به عرصه ظهور گذاشتند. آنچه كه اين خرده فرهنگ ها را به وجود آورد جماعت هاي مجازي بوده اند و از آنجا كه هر فرهنگي ساخته و پرداخته فضاي خود است فضاي مجازي نيز فرهنگ خاص خود را پروراند. جماعت هاي مجازي نيز در چنين فضايي ضمن آنكه فضاي خاص خود را دارند هويت ها را در آن تعريف مي كنند.

    آنچه كه مهم است چگونگي اين هويت هاست؟ آيا همانند كه با آن در فضاي واقعي شناخته مي شوند؟ يا هويتي فراتر از هويت وجودي واقعي افراد است؟

    هويت ها در فضاي سايبر انعطاف پذير و قابل تغيير مي باشند.

    منظور از انعطاف پذيري هويتي آن است كه افراد مي توانند در فضاي سايبر به دليل عدم وجود راهنماهاي چهره اي از خودبازنمايي ديگري را نشان دهند.

    فضاي سايبر و جذابيت هاي آن به تدريج مورد توجه بسياري از نظريه پردازان قرار گرفت و به تدريج مفاهيم جديدي در اين باره مطرح گشت كه در ادامه به تعدادي از اين نظريات و اصطلاحات اشاره مي كنم.

    -1 سايبر فمينيسم: در سال 1998 شركت داده هاي بين المللي اعلام كرد كه در چند سال آينده تعداد زنان كاربر اينترنت در ايالات متحده از مردان بيشتر خواهد شد در حالي كه زنان در ابتدا كمتر از 3 درصد كاربران اينترنت در آمريكا را تشكيل مي دادند. سايبر فمينيسم در ابتدا به انگيزه مخالفت با گفتمان هاي ضد فمينيستي ظاهر شد گروهي از پيشروان حوزه سايبر فمينيسم ادعا كردند ذهنيت زنانه مي تواند منطق فناوري را دگرگون كرده و خسارات ناشي از آن را كم كند. آنها معتقد بودند بايد از فضاي مجازي براي همه گير كردن گفتگو در مورد اموري مانند هويت، ارتباط، قدرت و جنسيت استفاده كرد. آنها اين كار را نه تنها براي بررسي نظريه ها بلكه به عنوان روشي براي تعيين نقش زنان در ابتداي قرن بيستم توصيه مي كنند.

    -2 قدرت مجازي: بر طبق تعريف جردن قدرت مجازي به سه قسم تقسيم مي گردد: فردي، اجتماعي و تصوري.

    - فردي: نوعي از قدرت در مورد فرد وقتي اتفاق مي افتد كه او به توانايي لازم براي دسترسي و استفاده از امكانات براي تماس با ديگران برسد.

    - اجتماعي: زماني كه براي يك گروه اين توانايي به وجود بيايد نوع اجتماعي اين نوع از قدرت ايجاد مي شود.

    - قدرت مجازي تصوري زماني واقع مي شود كه يك ايدئولوژي، جنبش يا حركت اجتماعي به امكانات جديد ارتباطي دسترسي پيدا كند.

    -3 سايبر پانك: تركيبي از دو كلمه سايبرنتيكس و پانكس است. اين واژه بر روي مسائلي همچون هكرها، فناوري هاي ارتباطي پيچيده، كامپيوترها، هوش مصنوعي و غيره متمركز مي شود.

    -4 روابط مجازي: در اين پديده دو يا چند نفر از طريق كامپيوتر باهم ارتباط برقرار مي كنند و براي هم پيام هايي تحريك كننده و حتي غيراخلاقي و جنسي مي فرستند. روابط مجازي انواع مختلف صوتي، تصويري، نوشتاري و ... دارد. اين روابط مي توانند در زمان پايدار ياناپايدار باشند.

    -5 دموكراسي سايبر: مفهومي است كه در آن اينترنت به عنوان عامل ارتقا دهنده مشاركت و به تبع آن دموكراسي ديده مي شود.

    -6 سايبر درام: مفهوم سايبر درام را موراي (2002) مطرح كرد. از نظر او ظرفيت هاي موجود در فضاي مجازي باعث مي شود بقيه رسانه ها از جمله تلويزيون رفته رفته خود را در شكل جديد در فضاي مجازي مطرح كنند.

    -7 اعتياد اينترنتي: يونگ (1996) معتقد است اعتياد اينترنتي به معناي استفاده بيش از حد از اينترنت است كه گاهي به بيماري هاي جسمي يا رواني منجر مي شود. از ديد او اتاق هاي گفتگو منبع اصلي اعتياد اينترنتي هستند. برخي محققان نظر او را مورد نقد قرار مي دهند كساني مانند شرر معتقدند اعتياد به اينترنت با اعتياد به موادمخدر نه به لحاظ پيامدهاي رواني و نه به لحاظ پيامدهاي جسمي قابل مقايسه نيست و بنابراين به كار بردن لفظ اعتياد براي استفاده بيش از حد از اينترنت چندان منطقي به نظر نمي رسد.

    -8 افسردگي اينترنتي: واقعيت در مورد اينترنت اين است كه گاهي اين رسانه جديد باعث بروز يكسري پيامدهاي رواني براي كاربران مي شود. به عنوان مثال اينترنت امروزه بخش بزرگي از زماني را كه مي توانيم با خانواده بگذرانيم به خود اختصاص مي دهد و تمامي حوزه هاي فعاليت روزمره را تحت شعاع قرار مي دهد. و از همه مهمتر آنكه برقراري ارتباط واقعي را با افراد واقعي محدود مي كند. مواردي از افسردگي بر اثر استفاده مداوم از اينترنت مشاهده شده كه ثابت مي كند اين افسردگي چيزي بيش از يك فرض است.

    -9 قماربازي اينترنتي: قمار بازي اينترنتي هر نوع فعاليتي است كه از طريق اينترنت صورت مي گيرد و شامل نوعي شركت در قرعه، شرط بندي يا انجام فعاليتي مبتني بر بخت و اقبال با هدف رسيدن به پول، جايزه، يا نوعي امتياز است (عليرضا دهقان، 1384.) ويژگي هاي روانشناختي و انساني فضاي مجازي و نظريه هاي ارتباطي با روانشناسي ارتباط نزديكي دارند كه در ادامه به ويژگي هاي روانشناختي فضاي مجازي مي پردازم:

    1 - كاهش احساسات: به دليل اينكه اغلب ارتباطات در اين فضا به صورت نوشتاري است اغلب، فاقد احساسي است كه در فضاي واقعي از طريق قدم زدن، سخن گفتن و ... به دست مي آيد. افراد با وجود امكانات ارتباطي در فضاي مجازي ديگر اهميتي به كيفيت روابط نمي دهند. و اين مسئله به كاهش بيشتر احساسات منجر مي شود.

    -2 متن گرايي: علي رغم امكانات چند رسانه اي موجود در فضاي مجازي هنوز هم قسمت عمده اي از ارتباطات در فضاي مجازي را ارتباطات متني در قالب ايميل و چت تشكيل مي دهد. ارتباطات متني مي تواند شكل جديدي از هويت مجازي را شكل دهد اين امر شايد بتواند اسكان تقويت قدرت تكلم را از فرد گرفته و توانايي فرد رادر بيان و گفتگو كاهش دهد.

    -3 دريافت هاي جايگزين: در ارتباطات مجازي شما مي توانيد ديوارها را بشكنيد، به حوزه خصوصي ديگران وارد شويد و حرف هايي كه حاضر نيستند در ارتباط چهره به چهره به شما بگويند را بشنويد.

    -4 جايگاه هاي مساوي شده: با كمي چشم پوشي مي توانيم مدعي شويم كه جايگاه طرفين گفتگو در ارتباطات مجازي برابر است. برخي از متخصصان به اين ويژگي فضاي مجازي دموكراسي شبكه مي گويند.

    -5 فرامكاني: نقش جغرافيا در تعيين ارتباطات مجازي بسيار كمتر از نقش آن در ارتباطات واقعي است. به عنوان مثال يك مرد تاجر آمريكا مي تواند از طريق يك پايگاه ارائه دهنده خدمات اينترنتي در آلمان با يك متخصص امور تبليغاتي در ايران ارتباط برقرار كند البته اين ويژگي از لوازم جهان مجازي در عصر اطلاعات و فناوري است. اينكه مرزها برداشته مي شود.

    -6 گوناگوني اجتماعي: در اتاق هاي گفتگو، افراد مختلف با جايگاه هاي اجتماعي متفاوت در مورد يك يا چند موضوع خاص به گفتگو مي نشينند و نظرات خود را بيان مي كنند اين امر گرچه كاربر را به تبادل اطلاعات وا مي دارد اما قطعا از لحاظ كيفي با تشكيل چنين اجتماعاتي در فضاي واقعي قابل قياس نمي باشد.

    -7 قابليت ذخيره سازي: يكي از خصوصيات برجسته ارتباطات مجازي قابليت ذخيره سازي محتواي آن است. بدون آنكه در محتوا دخل و تصرفي صورت گيرد.

    اينكه فرهنگ مجازي برخاسته از فرهنگ هاي واقعي است يا فرهنگ خاص خود در فضاي مجازي ست چيزي است كه نظريه پردازان مورد توجه قرار داده اند.

    اندرسون معتقد است كه: ارزش هاي فرهنگ مجازي، ارزش هاي گفتاري، قابل دسترس، آزاد و داراي واكنش سريع هستند.

    ناپفر و مورس ماهيت مردسالارانه فرهنگ مجازي را بررسي مي كنند. در عين حال، كولكو معتقد است كه اعضاي (كه عمدتا آنگلو - آمريكايي اند) جوامع مجازي جديد، ارزش هايي (عمدتا آمريكايي) از فرهنگ بومي خود نيز با خود وارد اين جوامع مي كنند.

    لوي مي گويد: «فرهنگ مجازي بيانگر پيدايش يك فرهنگ متفاوت جهاني و جديد است، چرا كه از عدم تعصب در فهم از جهان برگرفته شده است.» و هيلي فضاي مجازي را فضايي ميان تمدن و صحرانشيني مي داند كه در آن گرايشات و گزينه هاي فرهنگي را مي توان انتخاب كرد.

    هر فرهنگي در كل مي تواند خرده فرهنگ هايي را در بطن خود داشته باشد. در مورد آنكه آيا فرهنگ مجازي هم خرده فرهنگ هايي دارد يا نه نظريات زيادي بيان شده است.

    كستلز «فرهنگ هكري» را به تفصيل بررسي كرده است. لئوناردي فرهنگ آن لاين و طرح هاي وب سايت اسپانيايي هاي ايالات متحده را مورد مطالعه قرار مي دهد و گيبس و كراس تصاويري را كه خرده فرهنگ هاي مختلف اينترنتي به كار مي برند مورد بررسي قرار مي دهند. اما شماري از پژوهش ها به جاي موضوع بندي و توصيف خرده فرهنگ هاي فضاي مجازي، به حاشيه رانده شدن يا عدم دسترسي برخي گروه هاي فرهنگي را به فضاي مجازي مورد بررسي قرار داده اند. مثلاهوو مي گويد: تفاهم هاي مهم ارزش هاي فرهنگي، فضاي مجازي را براي آمريكايي هاي بومي (اصيل) نامناسب مي كند.

    كنيستون و هال آماري در مورد زبان انگليسي و غلبه غرب در اينترنت ارائه مي كنند؛ آنها اظهار داشته اند كه %95 جمعيت هند- به دليل اينكه از زبان انگليسي سليس محروم اند، عملاازكامپيوتر استفاده نمي كنند. اندرسون معتقد است «سنت هاي اومانيستي ليبرال فرهنگ عربي» از عالم فضاي مجازي محرومند نه به اين دليل كه به رسانه هاي جديد وارد نشده اند بلكه به اين دليل كه آنها به معناي دقيق كلمه تحت الشعاع ارزش هاي فرهنگي وابسته به زبان و فرهنگ غالب فضاي مجازي قرار گرفته اند.

    فريس، مورس، و ناپفر نيز معتقدند كه فرهنگ جنسي فضاي مجازي مي خواهد زنان را از دنياي مجازي بيرون كند. جالب اينكه داهان از فضاي عمومي آن لاين محدودي در اختيار اسرائيلي هاي وابسته به اكثريت يهوديان ساكن در اسرائيل گزارش مي دهد. اين نويسنده به جاي آنكه به اين نتيجه برسد كه فرهنگ آنگلو- آمريكايي در اينترنت غالب است، قاطعانه مي گويد اين عدم تعادل نشانگر آن است كه محروميت اجتماعي و سياسي موجود در جامعه اسرائيل صرفا در فضاي مجازي، منعكس شده است. داويس از امكان محروميت از فرهنگ ابزاري جهاني (تكنو فرهنگ) به واسطه تفاوت و تنوع ارزش ها و گرايشات انساني حمايت مي كند.

    گذشته از تمام اين نظرات آنچه كه بايد پذيرفته شود واقعيت وجود فضايي است كه خواسته يا ناخواسته افراد بشري را به عضويت خود در مي آورد. و اين موفقيت را مديون عوامل زيادي است. كه بخشي از آن را شرايط كنوني جهان سبب مي گردد. جايي كه مرزها برداشته مي شود. قوميت هاي چند پاره جاي خود را به مليت واحد مي دهند. انسان ايراني. انسان آمريكايي و هر انساني با هر مليتي ديگر شناخته شده نيست. انسان يكي است و آن انسان جهاني است. انساني كه در جهان زيست مي كند. در جهان ارتباط برقرار مي كند. انساني كه فرهنگ ايراني خود را به فرهنگ جهاني مي بخشد. و همه اينها را مديون فرايند جهاني سازي است.

    اگرچه ارتباطات و داستان تحول آن خود پديده بزرگي است اما چيزي جدا از اين شهر جهاني نمي باشد و ابزاري در دستان قدرتمند جهاني سازي است. كه با آن و با استفاده از جذابيت هاي گوناگونش انسان را چنان محصور خود مي كند كه ديگر فرد به آنچه خود دارد نمي انديشد اينجاست كه چشمان خود را مي بندد گوش هاي خود را مي گيرد و به روي فرهنگي ديگر مي گشايد و ناخواسته يا خواسته فرهنگ بومي و واقعي خود را فداي فرهنگي مجازي مي كند. فرهنگي كه مجازي است اما واقعيتي غير قابل نفي دارد به نظر من پذيرش شرايط كنوني به معناي رد آنچه كه داشته ايم نيست. پذيرش فضاي مجازي در تناقض با پذيرش واقعيت نيست انحصار اين فرهنگ بيشتر جوامعي را كه در پي جاذبه هاي مدرنيته از سنت خود جدا گشته اند و از طرفي به دليل عدم دسترسي به ابزار مدرنيته به آن نرسيده اند و در حالتي از سرگرداني در اين فضاي انومي به سر مي برند را بيشتر در خود حل مي نمايد. در حالي كه مي توان آنچه را كه از سنت شايسته است حفظ نمود در عين حال آنچه را كه از مدرنيته نيك است اتخاذ نمايد. اين به معناي سنت گرايي نيست بلكه پذيرش خوب ها و نيك هاست براي نيك تر شدن و خوب تر زيستن.