اقتصاد جهاني در فرآيند جهاني شدن
نويسنده: علي ماجدي
با شناخت منطق شركت هاي جهاني به خوبي قابل درك است كه چگونه است خودروسازان بزرگي مانند دايملر - كرايسلر با بنز، ميتسوبيشي با فورد و يا نيسان با رنو با يكديگر ادغام مي شوند و در اين رابطه برخي از شركت ها آنچنان توانسته اند بازارها را تسخير نمايند كه به تنهايي بخش وسيعي از بازار جهان را به خود اختصاص دهند كه مي توان از شركت هاي خودروسازي تويوتا و يا در زمينه تلفن هاي موبايل از نوكيا نام برد، اين شركت يك سوم توليد بازار جهاني را در اختيار دارد و جالب است اشاره شود كه تنها 5 درصد از توليد نوكيا در كشور توليدكننده يعني فنلاند به بازار عرضه مي شود و 95 درصد آن راهي بازارهاي جهاني مي شود و اين به معناي توليد در سطح جهاني است و در همين رابطه وقتي شركت ها نتوانند با اين گونه شركت هاي بزرگ رقابت كنند، بالاجبار ادغام مي شوند.
نظير سوني - اريكسون در زمينه موبايل. اكنون مي توان براي شركت هاي جهان سوم كه هنوز هيچكدام نتوانسته اند، توليد جهاني داشته و يا به بازارهاي جهاني دسترسي داشته باشند، راه هاي ذيل را پيشنهاد داد:
1- شركت هاي بزرگ محلي مي بايستي در زيرمجموعه شركت هاي صاحب نام جهاني و داراي مارك تجاري قرار گيرند. اكثر شركت هاي بزرگ در كشورهاي شرق آسيا بدينگونه رشد يافته اند و سپس برخي از آنان مستقل شده اند.
2- عرضه كننده برخي از قطعات براي شركت هاي بزرگ شوند. شركت هاي تايلندي بزرگ ترين توليدكننده قطعات اتومبيل هاي ژاپني هستند كه سالانه حدود 20 ميليارد دلار درآمد ارزي دارند.
3- ايفاي نقش از سوي شركت هاي بزرگ و با مارك تجاري آنان براي منطقه. توليد منطقه اي با همان كيفيت و براي بازارهاي منطقه. بازاريابي و توليد توسط شركت محلي انجام مي شود و به تدريج سهمي از توليد و تجارت مارك تجاري را به عهده مي گيرد.
4- پذيرش بخشي از فعاليت هاي شركت هاي بزرگ در داخل شركت ملي نظير تحقيق و توسعه، بازاريابي با منبع يابي بيروني، مهندسي و...
5- ايجاد مديريت دانش در شركت هاي بزرگ كه وظيفه اصلي اين مديريت پروسه تطبيق اين شركت براي ورود به بازار جهاني باشد. در مجموع شركت هاي ملي مي بايستي بتوانند با استاندارد بين المللي توليد نموده و دسترسي به بازارهاي جهاني داشته و از تحقيق و توسعه شركت هاي بزرگ بهره مند شوند تا به تدريج بتوانند خود سهمي از بازار جهاني با مارك تجاري نو به بازار عرضه كنند. شركت هاي كره اي نظير سامسونگ، LG و نيز شركت هاي چيني اخيرا تلاش دارند با مارك هاي تجاري خود در جهان خود را بشناسانند، لذا بايد دانست گام هاي زودرس در اين مسير اغلب به شكست مي انجامد.
ج: سازمان ها و ارگان هاي بين المللي اقتصاد جهاني
نقش سازمان ها و ارگان هايي نظير بانك جهاني، صندوق بين المللي، سازمان تجارت جهاني و برخي از سازمان هاي منطقه اي در روندهاي اقتصاد جهاني و اقتصاد منطقه اي رو به گسترش است. قوانين و مقررات حاكم بر اين سازمان ها معمولاحاكم بر مقررات و قوانين ملي مي گردد، لذا عدم حضور در اين سازمان ها نه تنها مغايرت قوانين ملي با قوانين منطقه اي و جهاني را موجب مي شود، بلكه فهم و درك كشور را از اقتصاد منطقه اي و جهاني ناتوان مي سازد و در نتيجه از فرآيندهاي رو به جلوي اقتصاد جهاني كه شتابان مي باشد، كشور باز مي ماند، لذا نگاه درست و بهره برداري از سازمان ها و ارگان ها، بدون آنكه چشم بسته همه قوانين و مقررات آن را در كشور جاري و ساري سازد، نياز به دولتي هوشمند و شركت هايي بزرگ دارد كه همسو با جهان و اقتصاد جهاني حركت نمايد و در مجموع شعور <جهاني فكركردن و محلي عمل كردن> را در دستوركار خود قرار دهند. اكنون در خاتمه اين بخش مي توان اين سوال را از دولتمردان و صاحبان بنگاه هاي بزرگ كشورمان مطرح كرد كه آيا ما با معيارها و ضوابط توليد و تجارت جهاني همسو هستيم يا فاصله بسيار داريم؟
روزنامه اعتماد ملي > شماره 536 25/9/86 > صفحه 6 (اقتصاد) > متن
با شناخت منطق شركت هاي جهاني به خوبي قابل درك است كه چگونه است خودروسازان بزرگي مانند دايملر - كرايسلر با بنز، ميتسوبيشي با فورد و يا نيسان با رنو با يكديگر ادغام مي شوند و در اين رابطه برخي از شركت ها آنچنان توانسته اند بازارها را تسخير نمايند كه به تنهايي بخش وسيعي از بازار جهان را به خود اختصاص دهند كه مي توان از شركت هاي خودروسازي تويوتا و يا در زمينه تلفن هاي موبايل از نوكيا نام برد، اين شركت يك سوم توليد بازار جهاني را در اختيار دارد و جالب است اشاره شود كه تنها 5 درصد از توليد نوكيا در كشور توليدكننده يعني فنلاند به بازار عرضه مي شود و 95 درصد آن راهي بازارهاي جهاني مي شود و اين به معناي توليد در سطح جهاني است و در همين رابطه وقتي شركت ها نتوانند با اين گونه شركت هاي بزرگ رقابت كنند، بالاجبار ادغام مي شوند.
نظير سوني - اريكسون در زمينه موبايل. اكنون مي توان براي شركت هاي جهان سوم كه هنوز هيچكدام نتوانسته اند، توليد جهاني داشته و يا به بازارهاي جهاني دسترسي داشته باشند، راه هاي ذيل را پيشنهاد داد:
1- شركت هاي بزرگ محلي مي بايستي در زيرمجموعه شركت هاي صاحب نام جهاني و داراي مارك تجاري قرار گيرند. اكثر شركت هاي بزرگ در كشورهاي شرق آسيا بدينگونه رشد يافته اند و سپس برخي از آنان مستقل شده اند.
2- عرضه كننده برخي از قطعات براي شركت هاي بزرگ شوند. شركت هاي تايلندي بزرگ ترين توليدكننده قطعات اتومبيل هاي ژاپني هستند كه سالانه حدود 20 ميليارد دلار درآمد ارزي دارند.
3- ايفاي نقش از سوي شركت هاي بزرگ و با مارك تجاري آنان براي منطقه. توليد منطقه اي با همان كيفيت و براي بازارهاي منطقه. بازاريابي و توليد توسط شركت محلي انجام مي شود و به تدريج سهمي از توليد و تجارت مارك تجاري را به عهده مي گيرد.
4- پذيرش بخشي از فعاليت هاي شركت هاي بزرگ در داخل شركت ملي نظير تحقيق و توسعه، بازاريابي با منبع يابي بيروني، مهندسي و...
5- ايجاد مديريت دانش در شركت هاي بزرگ كه وظيفه اصلي اين مديريت پروسه تطبيق اين شركت براي ورود به بازار جهاني باشد. در مجموع شركت هاي ملي مي بايستي بتوانند با استاندارد بين المللي توليد نموده و دسترسي به بازارهاي جهاني داشته و از تحقيق و توسعه شركت هاي بزرگ بهره مند شوند تا به تدريج بتوانند خود سهمي از بازار جهاني با مارك تجاري نو به بازار عرضه كنند. شركت هاي كره اي نظير سامسونگ، LG و نيز شركت هاي چيني اخيرا تلاش دارند با مارك هاي تجاري خود در جهان خود را بشناسانند، لذا بايد دانست گام هاي زودرس در اين مسير اغلب به شكست مي انجامد.
ج: سازمان ها و ارگان هاي بين المللي اقتصاد جهاني
نقش سازمان ها و ارگان هايي نظير بانك جهاني، صندوق بين المللي، سازمان تجارت جهاني و برخي از سازمان هاي منطقه اي در روندهاي اقتصاد جهاني و اقتصاد منطقه اي رو به گسترش است. قوانين و مقررات حاكم بر اين سازمان ها معمولاحاكم بر مقررات و قوانين ملي مي گردد، لذا عدم حضور در اين سازمان ها نه تنها مغايرت قوانين ملي با قوانين منطقه اي و جهاني را موجب مي شود، بلكه فهم و درك كشور را از اقتصاد منطقه اي و جهاني ناتوان مي سازد و در نتيجه از فرآيندهاي رو به جلوي اقتصاد جهاني كه شتابان مي باشد، كشور باز مي ماند، لذا نگاه درست و بهره برداري از سازمان ها و ارگان ها، بدون آنكه چشم بسته همه قوانين و مقررات آن را در كشور جاري و ساري سازد، نياز به دولتي هوشمند و شركت هايي بزرگ دارد كه همسو با جهان و اقتصاد جهاني حركت نمايد و در مجموع شعور <جهاني فكركردن و محلي عمل كردن> را در دستوركار خود قرار دهند. اكنون در خاتمه اين بخش مي توان اين سوال را از دولتمردان و صاحبان بنگاه هاي بزرگ كشورمان مطرح كرد كه آيا ما با معيارها و ضوابط توليد و تجارت جهاني همسو هستيم يا فاصله بسيار داريم؟
روزنامه اعتماد ملي > شماره 536 25/9/86 > صفحه 6 (اقتصاد) > متن
+ نوشته شده در جمعه هفتم دی ۱۳۸۶ ساعت توسط جهانی شدن - عولمة - Globalization
|
اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن، صلواتك عليه و علي آبائه، في هذه الساعة و في کل ساعة، ولياً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دليلاً و عيناً، حتي تسکنه أرضک طوعاً و تمتعه فيها طويلاً ×××××××××××××××××