002331.jpg 
شماره ۷۷ - چهارشنبه ۲ آذر ۱۳۸۴ - - Nov 23, 2005

جهاني كه در آن ها كنشگرها بتوانند به يكديگر نفع برسانند ولي نتوانند زيان بزنند جهاني است كه افراد در آن مسئوليت بسيار محدودي نسبت به يكديگر دارند

پروفسور ريچارد گرانويل سوئين برن، طي چند وقت اخير دومين فيلسوف دين معاصر انگلستان است كه به ايران مي آيد. بهمن ماه سال گذشته بود كه جان هيك فيلسوف دين تكثرگرا به ايران آمد و اكنون شاهد حضور پروفسور سوئين برن هستيم. سوئين برن هم اكنون هفتاد و دو سال دارد و آثار متعددي درباره فلسفه دين نگاشته است. از آن جمله مي توان به مفهوم معجزه، انسجام خداباوري توحيدي، ايمان و عقل، تكامل روح، مشيت و مسئله شر و وجود خدا اشاره كرد. البته او در حوزه فلسفه علم و برخي از مباحث متافيزيك نيز آثار برجسته اي از خود بجا گذاشته است. سوئين برن از سال 1995 از كليساي انگلستان جدا و به كليساي ارتدوكس يونان پيوست. به هر حال حضور او در ايران براي افرادي كه به فلسفه دين علاقمند هستند فرصت خوبي بود. چرا كه سوئين برن طي سخناني در موسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران درباره مسئله شر سخنراني كرد. شر از مهمترين مسائل فلسفه دين است و هنوز پيچيدگي هاي خاص خود را دارد. سوئين برن سخنان خود را با اشاره به خداي مكتب خداپرستان يعني مسيحيان و مسلمانان آغاز كرد و او را به لحاظ تعريف قادر مطلق، عالم مطلق و مطلقاً خير توصيف نمود و عالم مطلق بودن خدا را هم به اين معنا برشمرد كه او هر چيزي را كه منطقاً دانستن آن ممكن است مي داند. اين استاد فلسفه دين به بحث شرور پرداخت و گفت: شرور عالم ذاتاً بد هستند مانند درد و رنج و افعال سوء اما ظاهراً اين مسائل را خداوند نبايد اجازه تحقق را به آن ها دهد. زيرا به وضوح روشن است كه خدا با توجه به قادر مطلق بودنش اگر بخواهد مي تواند مانع تحقق شرور در عالم شود. اگر خدايي هست اين امر براي او بديهي به نظر مي رسد. با استنتاج مورد رنج كشيدن، در خصوص همه شرور به طور كلي و استنتاج از همان مورد در خصوص خدا كه مي تواند هر آن چه منطقاً ممكن است انجام دهد. من برآنم كه خدا متناسب با خيريت محض مي تواند تحقق خود را مجاز بدارد مشروط بر آن كه چهار شرط تحقق يابد. به عبارتي ديگر خدا ممكن است وقوع شري را روا بدارد و در عين حال خود همچنان خير مطلق باشد ولي مشروط به اين كه خيري وجود داشته باشد كه به لحاظ منطقي براي خدا محال باشد آن را به هر طريق اخلاقي مجاز ديگري ايجاد كند مگر اين كه وقوع شري يا شري به همان اندازه بد را مجاز بدارد. اما خدا اين خير را به وجود مي آورد. مثلاً خدا به ما اراده آزاد عطا مي كند. خدا حق دارد كه اجازه وقوع شر مذكور را بدهد. اين حق خدا ناشي از اين است كه او ولي نعمت ماست. ارزش سلبي ناشي از مجاز شمردن وقوع اين شر، بيش از ارزش ايجابي خير مورد نظر نيست.


002277.jpg

ناتواني ما در درك اين مطلب كه اين شرط متحقق است غالباً ناشي از غفلتمان از اين واقعيت است كه مفيد بودن براي شخصي كه مفيد است يك امتياز به شمار مي آيد. به هر ترتيب آن چه كه خداشناسي مي تواند ادعا كند اين است كه بسياري حالات خوب ديگر غير از لذات حسي هستند كه منطقاً خدا نمي تواند آن ها را بدون آن كه ايجاد كند، شروري واقع شوند. لذا همه شرور عالم يك خير بزرگ ترند و بنابراين وجود آن ها قرينه اي در قبال وجود خداوند نيست. من معتقدم كه وظيفه اين نظريه وظيفه اي در قبال دستيابي است. جهاني كه در آن ها كنشگرها بتوانند به يكديگر نفع برسانند ولي نتوانند زيان بزنند جهاني است كه افراد در آن مسئوليت بسيار محدودي نسبت به يكديگر دارند. يك پدر خوب مانند خداي خوب مسئوليت مي دهد ولي براي آن كه مخلوقات را در آفرينش سهيم كند بايد به آن ها حق انتخاب صدمه زدن و ناقص و معيوب كردن و حق انتخاب خنثي كردن نقشه الهي را هم بدهد. در اين صورت خدا با اجازه صدمه زدن خير بزرگتري درباب انسان را كه انتخاب آزادانه نفع رساندن به يكديگر و بنابراين مشاركت در طرح و نقشه الهي است ممكن مي كند.