بررسي جنگ ۳۳ روزه در گفت و گو با بلال سعيد شعبان دبيركل جنبش توحيد اسلامي لبنان: نقطه پايان بر شكست هاي جهان عرب

روزنامه ايران > شماره 3700 9/5/86 > صفحه 7 (ديپلماتيك)
نويسنده: احسان تقدسي‎/ مختار پرتو


    جنگ ۳۳ روزه فصل مهمي از تاريخ لبنان به شمار مي رود كه همه معادلات منطقه و لبنان تا آن برهه زماني را برهم زد و از سويي به افسانه شكست ناپذيري ارتش اسرائيل پايان داد.
    حزب الله لبنان به باور بسياري از كارشناسان نظامي و امنيتي دنيا پيروز اين جنگ بود. شكست تمام راهبردهاي جنگ كلاسيك اسرائيل در برابر حزب الله را مي توان از مهم ترين درس هاي جنگ ۳۳ روزه دانست. تكيه اسرائيل بر «موجي از توهم و اطلاعات ناقص» اسباب حمله همه جانبه ارتش اين رژيم به لبنان را به بهانه اسارت دو سرباز مهيا كرد. غرور فراوان ناشي از تجهيزات كامل و بي اطلاعي از وضعيت نظامي حزب الله از مهم ترين دلايلي بود كه سران ارتش اسرائيل را در محاسبات خود دچار اشتباهات جدي كرد. شكست اسرائيل در جنگ با حزب الله تنها به ميدان جنگ محدود نشد و عواقب آن پس از گذشت يك سال از پايان جنگ همچنان دامان سران رژيم صهيونيستي را گرفت. جنگ لبنان افزون بر آن كه حزب الله را به عنوان قدرت نظامي جديدي در خاورميانه مطرح كرد، سبب شد تا موج بزرگي در حمايت اين گروه نه تنها در ميان مسلمانان بلكه در ميان توده هاي عمومي جهان شكل گرفته تا جايي كه سيدحسن نصرالله محبوب ترين مرد عرب در سال ۲۰۰۶ لقب بگيرد. تابستان بيروت كه با سالگرد جنگ ۳۳ روزه مقارن است، مباحث پردامنه اي ميان احزاب و شخصيت هاي سياسي لبنان بر سر اين جنگ و پيامدهاي آن جريان دارد. همين بحث و مناظره ها بهانه اي شد تا با شيخ بلال سعيد شعبان دبير كل جنبش توحيد اسلامي لبنان و فرزند شيخ سعيد شعبان از علماي سرشناس لبنان گفت وگو كنيم كه از نظر گرامي تان مي گذرد.
    
    * با گذشت يكسال از جنگ ۳۳روزه، چه ارزيابي از اين جنگ داريد؟
    اجازه بدهيد در ابتدا سالگرد پيروزي حزب الله را به اين حزب، مردم لبنان و همه امت هاي اسلامي و عربي تبريك بگويم. جنگ لبنان به دستور غرب و بخصوص آمريكا دركنار كشورهاي همسو با آنان با اجراي رژيم صهيونيستي شروع شد.
    به فضل خدا حزب الله توانست در مقابل رژيمي بايستد كه با تمام قوا و تا دندان مسلح به ميدان آمده بود. دستاورد اسرائيل در اين جنگ تنها جنايت و كشتن غيرنظاميان بود.
    نتيجه آن شد كه رژيمي كه خود را ارتش شكست ناپذير دنيا مي دانست و تانك هاي مركاوا را افتخار خود مي دانست به صورت فضاحت باري شكست خورد. حزب الله براي نخستين بار در تاريخ عمق استراتژيك اسرائيل را هدف قرارداد و سبب ترس و دربه در شدن يك ميليون شهرك نشين يهودي شد.
    در پايان جنگ ديديم كه تزيپي ليوني وزيرخارجه اسرائيل اعتراف كرد كه نه اين رژيم و نه هيچ قدرت ديگري در دنيا قادر به خلع سلاح حزب الله نيست. شيمون پرز هم معتقد بود كه اسرائيل در يك دو راهي قرارگرفته است و من از آينده آن مي ترسم. پيروزي در جنگ ۳۳ روزه همچنين نقطه روشني در شام سياه جهان عرب بود. شام سياه جهان عرب همواره حامل پيام شكست براي اعراب بود و حزب الله اين پيام را شكست و نويدبخش آزادي و آزادگي بود.
    در اين جنگ همچنين افسانه برتري رژيم صهيونيستي شكست و قدرت عنكبوتي اين رژيم با يك باد از ميان رفت. امروز وظيفه همه ما بيان فرهنگ جهاد و شهادت براي همه ملت هاي مستضعف منطقه است. اگر دلمان را به سازمان هاي بين المللي خوش كنيم به جايي نمي رسيم. آنها نمي توانند حق ما را به ما بازگردانند.
    *اسرائيل تا پيش از اين جنگ به شكست ناپذير بودن در سطح رسانه ها شهره بود و همانطور كه اشاره كرديد اين افسانه شكست. به راستي چه شد كه اسرائيل لقب بازنده بزرگ جنگ را به خود گرفت؟
    هيچ كس نمي تواند منكر برتري تجهيزاتي اسرائيل و آمريكا در برابر ارتش هاي عربي باشد ولي قدرت مطلق، قدرت خداست و بس. پيروزي فقط نزد خداوند است. همانطوري كه او در قرآن فرموده «وماالنصر الامن عندالله ان الله عزيز حكيم.» رمز پيروزي حزب الله، اعتماد بر خداوند متعال بود كه توانست نصرالهي را به ثمر بنشاند. اين پيروزي به معناي واقعي كلمه بود. پيروزي بر اسرائيل آغازگر شمارش معكوس نابودي اسرائيل بود. دومين دليل پيروزي حزب الله آمادگي معنوي و مادي اين گروه بود.
    حزب الله توانسته بود ازقبل خود را براي اين جنگ آماده كند. سلاح هاي حزب الله آمادگي و توان هدف قراردادن ماشين جنگي اسرائيل و ابزارهايي مانند ناوساعر۵ و تانك مركاوا را داشت. حزب الله حتي از لحاظ اطلاعاتي هم براسرائيل سيطره داشت و نقاط شمالي فلسطين اشغالي و همه نقاط حساس و آسيب پذير اين رژيم را شناسايي كرده بود.
    حزب الله از حجم جنايات اسرائيل شگفت زده نشد بلكه برعكس اين اسرائيل بود كه از قدرت حزب الله شگفت زده شد و همانطور كه ديديد موشك هاي حزب الله مانند باران بر مراكز حساس اسرائيل فرودمي آمد.
    * احزاب لبناني هر يك نقش متفاوتي در جنگ داشتند. برخي سكوت را پيشه خود ساخته بودند و برخي هم ابرازنظرهاي بعضاً متضادي داشتند. شما چه ارزيابي از نقش احزاب طي ۳۳ روز جنگ با اسرائيل داريد؟
    بعد از پيروزي حزب الله براسرائيل برخي احزاب لبناني با استفاده از ابزارهاي رسانه اي خود تلاش عجيبي كردند تا پيروزي حزب الله را كم جلوه و كم اهميت نشان دهند. سفير آمريكا در لبنان رهبري طيف حمله وران به حزب الله را برعهده گرفته بود. آمريكايي ها در محل سفارت خود كه حالاديگر به مركز جاسوسي تبديل شده است، اتاق فكري را براي پيشگيري يا كم كردن ضربه شكست اسرائيل تشكيل دادند كه در اين ميان نقش برخي احزاب لبناني محرز بود. برخي چهره هاي شاخص كه حالانيازي هم به ذكر نامشان نيست اين طور استدلال مي كردند كه حزب الله، لبنان را به ورطه نابودي كشانده است و اين درحالي بود كه اسرائيل آغازگر جنگ بود و حزب الله تنها از لبنان دفاع مي كرد.
    مردم لبنان و ملت هاي اسلامي اما در سوي ديگر از حزب الله حمايت مي كردند. اكنون همه اذعان دارند كه اين سرزمين كوچك توانست باعث افتخار و آبروي جهان عرب شود. ان شاءالله در ادامه اين پيروزي ما منتظر پيروزي بزرگ كه همانا آزادي قدس باشد، خواهيم بود.
    * ارزيابي شما از نقش و عملكرد كشورهاي عربي دراين جنگ چيست؟
    انصافاً بايد بگويم از مواضع برخي كشورهاي عربي كه حزب الله را به ماجراجويي متهم مي كردند بسيار آزار ديديم. اين حرفها كه از زبان سران مصر و عربستان گفته مي شد به مانند امضا و صدور فتواي قتل مردم لبنان به دست اسرائيل بود. فكر مي كنم تجربه اين جنگ كاملاً ثابت كرد كه ملت هاي عربي ديگر نمي توانند روي دولتهاي خود حساب باز كنند. اگر ديديد كه برخي كشورهاي عربي از ميانه هاي جنگ خواستار ميانجيگري بودند و مي كوشيدند به اصطلاح خود آتش جنگ را خاموش كنند، اين امر نه به خاطر لبنان بلكه به خاطر حفظ آبروي اسرائيل بود. آنها مذاكرات پشت پرده اي را با اسرائيلي ها انجام مي دادند. اميدوارم پيروزي بزرگي كه مردم لبنان به چشمان خود ديدند روزي نيز براي ملت هاي مظلوم منطقه اتفاق بيفتد.
    * فرانسه اخيراً با يك سياست دوپهلو ضمن گشودن باب مذاكره حزب الله را متهم به حمايت از اقدام هاي تروريستي كرده است. در اين باره چه مي انديشيد؟
    اول بايد ببينيم تروريسم يعني چه؟ از نظر غربي ها هر ملتي كه در برابر اشغالگران بايستد تروريست است. به همين خاطر است كه فلسطينيان مظلوم كه كشورشان ساليان درازي است كه در اشغال اسرائيل است لقب تروريست مي گيرند.
    در عين حال شاهديم كه آنها معيارهاي دوگانه اي دراين باره دارند. مثلاً شارون و يا بوش كه بيش از يك ميليون نفر را تاكنون در عراق و افغانستان كشته اند، به عنوان مردان صلح جو و مرد دموكراسي معرفي مي شوند. به نظر ما «مقاوم» كسي است كه از جان و مال و ناموس خود در برابر اشغالگر دفاع مي كند. اكنون جنگ در سرزمين ماست. من از ساركوزي مي پرسم جنگ فرانسه و آلمان و ايستادن مردم فرانسه دربرابر ماشين جنگي آلمان مقاومت بود يا تروريسم؟ البته سخنگوي ساركوزي كوشيد سخنان او را توجيه كند.