«ما ديگر نمي توانيم جهاني شدن را به عقب بياندازيم ؛ زير آمده است كه بماند .» اين سخن جوزف استيگليتز ، برنده جايزه نوبل اقتصاد در سال 2001 از يك سو اهميت پديده جهاني شدن را در اقتصاد امروزه نشان مي دهد و از سوي ديگر گوياي آن است كه رويارويي با «جهاني شدن» كاري گريز ناپذير است .
جهاني شدن به منزله فرايند يا طرح يا فرايند/ طرحي در نظر گرفته ميشود كه به سرعت در حال شكلگيري است. جهاني شدن، در صورت وقوع، تاثيرات خود را در همه ابعاد معرفتي و عملي به جا خواهد گذاشت. در اين ميان، تاثير آن بر معرفت شناسي و از طريق آن بر تعليم و تربيت، قابل توجه است. با توجه به اينكه يكي از مهمترين محملهاي جهاني شدن، ظهور و گسترش انقلاب اطلاعات است، نخستين چالش در اين زمينه ناظر به ماهيت معرفت در نظر گرفته شده است. بر اين اساس، ويژگي اساسي دانش را بايد در اين معادله جستجو كرد: ”دانش = اطلاعات“. اين امر كه با فروكاهش وجوه گوناگون دانش به اطلاعات كمي همراه است، به بحران مشروعيت دانش منجر ميشود. گذشته از آن، با توجه به اينكه دانش، داراي جايگاهي اجتماعي است، بنابراين، شكل و ويژگيهاي اجتماع در عصر جهاني شدن، بر دانش تاثير خواهد گذاشت. از سويي نيز، ديدگاه اجتماع مجازي، ما را به بازانديشي در بارة دانش و نيز مسئله هويت فرامي خواند، زيرا به تبع اجتماع مجازي، سخن از هويت مجازي به ميان ميآيد كه ملازم با انشقاق هويتي است. تعليم و تربيت براي مواجهه با اين چالشها نيازمند آن است كه: الف) در برابر فروكاهش دانش به اطلاعات، مقاومت ورزد و دانش را نه با اطلاعات بلكه با خردمندي برابر بگيرد؛ ب) شيوههاي خيال ورزانه و خلاقانه را بسط دهد؛ ج) مطالعات ميانرشتهاي را به منزله شيوهاي مهم براي بسط خيالورزي، گسترش دهد؛ و سرانجام، د) ارتباطهايي ميان اجتماعهاي مجازي و واقعي دانشآموزان ايجاد كند.
امروزه با لفظ جهاني شدن مفاهيمي چون وحدت اقتصاد و جوامع ملل ، اختلاط تمدنها ، مبارزه طرفداران ارزشهاي گذشته ، ادغام شركتهاي توليد و تجاري و بانكها در همديگر ، تغيير سياستهاي گمركي ، افزايش روابط بازرگاني ، گسترش روابط فرهنگي و ديپلماسي و دغدغه هاي كشورهاي در حال توسعه كه ناشي از جريان جهاني شدن است به ذهن متبادر مي شود . جهاني شدن زماني به حال يك كشور مفيد خواهد افتاد كه آن كشور شرايط لازم را جهت ورود به جريان جهاني شدن داشته باشد . ...
مفروض اين مقاله آن است كه جهاني شدن پديده اي قديمي و ادامه همان فراين مدرنيزاسيون جهان است . هر چند متعاقب فروپاشي اتحاد جماهير شوروي به عنوان قطب رقيب و مزاحم ايالات متحده آمريكا ، روند جهاني شدن شتاب بيشتري به خود مي گيرد و همين شتاب گيري آن را به عنوان پديده كاملا جديدي جلوه گر ساخته است . مولف دو نمونه و دو موج از جهاني شدن را مطرح نموده است : بر اين اساس ، واكنشها و پاسخهاي فقه سياسي در موج اول را سرمايه و تجاربي مي داند كه بررسي آنها ، مي تواند چشم انداز روشنتري را فراوري فقهاي جهان اسلام و ايران در برخورد با پديده جهاني شدن قرار دهد .
چنانكه از فهرست مطالب پيداست در اين مقاله ابتدا اجزاء موضوع و سپس رابطه بين آنها مورد بررسي قرار مي گيرد. بدين ترتيب كه پس از توضيح درباره فرايند جهاني شدن و سرمايه گذاري خارجي، نابرابري تشريح مي شود و بعد رابطه سرمايه گذاري خارجي با نابرابري درآمد بررسي مي گردد. در پايان ضمن نتيجه گيري، تاثيرات و پيامدهاي ديگر از نظر دانشمندان مطرح خواهد شد.
در اين مقاله به تحليل يكي از مباحث مربوط به گفتمان هويت هاي جمعي خود و كلان و رابطه آن با جهاني شدن مي پردازيم و با بررسي برخي ديدگاه هاي كلاسيك جامعه شناسي، و گفتمان پست مدرنيسم و نيز نظريه انديشمندان متاخر، به نقايص نظري و روش شناختي كار آنها اشاره مي كنيم. هدف آن است كه بدانيم چگونه، در تحليل اين مسئله با اجتناب از يك سونگري و مطلق انگاري پست مدرنيست ها و محققاني چون مانوئل كاستلز به يك ديدگاه تلفيقي كه به نظر ما، با واقعيات جهاني معاصر انطباق بيشتري دارد، نايل آييم....
جهاني شدن جوانب مختلف جوامع بشري را با تغيير و تحولات وسيعي روبرو ساخته است . علوم كتابداري و اطلاع رساني نيز به عنوان شاخه اي از علوم اجتماعي تحت تاثير اين تغيير و تحولات قرار گرفته است . در اين مقاله با بررسي جهاني شدن ، تعاريف و حيطه تاثير آن ، به صورت اخص به رابطه اطلاعات و جهاني شدن پرداخته مي شود .
در اين مقاله پارادايم گفتگو و : آميزش تمدنها در فرآيند جهاني شدن ، از منظري سيستمي مطالعه و بويژه شيوه هاي بهره گيري از دانش مديريت در اين زمينه بررسي مي شود . ابتدا طرح پارادايم گفتگو و آميزش بعنوان نياز و واقعيتي تاريخي در عصر حاضر شناسايي و سپس با تشريح و تحليل پديده جديد جهاني شدن ، اهميت و جايگاه گفتگو و آميزش را در اين روند تازه تاريخي بر شمرده مي شود . به اين منظور ، نسبت مدرنيسم در شمال با شبه مدرنيسم در جنوب و سرانجام پسا مدرنيسم در پهنه جديد گيتي ، سنجيده و با شناخت مديريت پسا صنعتي بعنوان عرصه تازه دانش مديريت ، چگونگي مديريت در گفتگو و آميزش تمدنها تجزيه و تحليل مي شود .
در اين پژوهش آثار جهاني شدن تجارت بر رشد اقتصادي ايران در يك دوره 42 ساله ( 1379 ـ 1338 ) مورد بررسي قرار گرفته و براي جدا سازي آثار سطح توليد از آثار رشد از دو الگوي اقتصاد سنجي جداگانه استفاده و پارامترها به روش حداقل مربعات معمولي ( OLS ) برآورد شده است . در اين گونه مطالعات تجربي ، انتخاب شاخص مناسب براي تحليل رفتار متغيرها ، به ويژه متغير جهاني شدن اهميت زيادي دارد . ...
در اين مقاله ، سعي شده است اثرات جهاني شدن بر صنايع فلزات اساسي ايران با استفاده از دو شاخص سطح تجارت بينالملل (TradeLevel of International ) و ادغام تجارت بينالملل ( Integration of InternationalTrade ) از نظر كارايي فني ، صادرات و نيز ارزش افزوده مورد سنجش و اندازهگيري قرار گيرد . نتايج بدست آمده نشان ميدهد كه جهاني شدن اثرات مثبت بر كارايي فني ، صادرات و ارزش افزوده صنايع فلزات اساسي كشور خواهد داشت . ...
با پايان جنگ سرد و افزايش وزن مولفه هاي اقتصادي در ارزيابي توانمندي ملي و وضعيت امنيتي واحدهاي سياسي ، ملاحظات اقتصاد سياسي نيز از اهميت افزونتري در تحليل امنيت ملي كشورها و تبيين رژيم امنيتي حاكم بر نظام بين الملل برخوردار شدند . بر اين اساس مقاله حاضر در تلاش براي پردازش مولفه هاي امنيت ملي از منظر رهيافت اقتصاد سياسي به بررسي وجوه گوناگون ارتباط نظري و تعامل عيني ميان سياست امنيت ملي كشورها و توانمندي اقتصادي آنها پرداخته و به ويژه اين فرضيه را به ازمون گذارده است كه با ارتقاء جايگاه اقتصاد سياسي در استراتژي امنيت ملي دولت ها مي توان در كنار تحليل رئاليستي يا ايده آليستي ، از تحليل اكوپلتيك امنيت ملي سخن گفت .
گسترش جهاني رژيم هاي فراملي و بين المللي اعم از موازين حقوق بشر و مناسبات دموكراتيك همراه با رشد سازمانهاي غيردولتي و فراملي و تفسير موسع شوراي امنيت از مفاد منشور سازمان ملل در خصوص حفظ صلح و نظم بين المللي ، از مهمترين پيامدهاي فرآيند جهاني شدن در دهه هاي پاياني قرن بيستم است كه مي تواند جنبش هاي قومي و دولت هاي كثير القوم را با فرصت ها و تهديدهاي جديدي مواجه سازد .
جهاني شدن يكي از موضوعات مهمي است كه بحث هاي فراواني را در سطوح جهاني برانگيخته است . در اين بين ، جهاني شدن يا به عبارتي جهاني سازي اقتصاد كه به عنوان مدلي براي نجات بشر از فقر و فلاكت و تنگدستي ، علي الخصوص در كشورهاي فقير بكار برده مي شود ، كارنامه موفقي در راه رفع تبعيض و نابرابري در بين ملل محروم و رنج كشيده نداشته است . در نوشتار زير ، دو تن از محققان برجسته و منتقدان جهاني شدن ، تصويري از نقش شركت هاي خصوصي ، صندوق بين المللي پول ، بانك جهاني و سازمان تجارت جهاني و ... در تحميل فشار بر كشورها و غوطه ور كردن آنها در گرداب جهاني سازي ترسيم مي نمايد .
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم خرداد ۱۳۸۶ ساعت توسط جهانی شدن - عولمة - Globalization
|
اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن، صلواتك عليه و علي آبائه، في هذه الساعة و في کل ساعة، ولياً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دليلاً و عيناً، حتي تسکنه أرضک طوعاً و تمتعه فيها طويلاً ××××××××××××××××× اين وبلاگ به ارائه مقالات و كتب و اخبار مرتبط با حوزه جهاني شدن و جهان اسلام مي پردازد. مجموعه مقالات اين وبلاگ از گرايش هاي مختلفي انتخاب شده اند و بيان آنها لزوما به معناي پذيرش محتواي شان نمي باشد. اهداف وبلاگ علمي و معرفي مجموعه اطلاعات مفيد در زمينه جهاني شدن به دانشگاهيان محترم است كه پيش از آن به صورت پراكنده در اينترنت موجود بوده است.