جهانى شدن، فرصت ها و تهديدهاى فرهنگى
نويسنده: جواد منصورى
منبع: فصلنامه انديشه انقلاب اسلامى، شماره8 و7
چكيده
جهانى شدن ابعاد متعددى دارد كه از جمله آنها فرصتها و تهديدهاى فرهنگى آن است كه براى همه ملتها به ويژه مسلمانان بحثانگيز و تا حدودى نگران كننده مىباشد.
جهانى شدن يك روند (پروسه) عادى و جهانى سازى يك طرح (پروژه) و جهانى بودن يك واقعيت است و غالبا بدون توجه به صورت مترادف و با برداشتهاى ناصحيح مطرح مىشود.
روند جهانى سازى و يا غربىكردن. در راستاى منافع سلطه و سرمايه دارى و بىتوجه به منافع و مصالح و ارزشهاى فرهنگى و دينى در حال اجراست و امكانات سختافزارى و نرمافزارى را براى پيشبرد آن به كار مىگيرند.
طبعا روند تحولات به گونهاى است كه مشكلات و بحرانهاى متعددى را شكل مىدهد كه در عين حال مىتواند براى جهان اسلام و به ويژه جمهورى اسلامى فرصتهايى را نيز تدارك كند. مهمترين تهديدات و دغدغههاى ناشى از جهانى سازى عبارتند از:
1ـ فساد فرهنگى و اخلاقى.
2ـ توسعه و سلطه بيشتر نظام سرمايه دارى و تشديد بحرانها و بىثباتى بينالمللى.
3ـ تشديد فاصله طبقاتى و گسترش فقر و تبعات آن.
4ـ سلطه دولتهاى ضد مردمى در جهان سوم.
5ـ جهانى شدن انديشههاى معارض با اسلام.
و همچنين موارد زير فرصتهايى است كه مىتوان با درايت و هوشمندى به آنها دست يافت.
1ـ امكان برقرارى ارتباط با افراد آگاه و علاقمند به فهم و شناخت اسلام در سراسر جهان.
2ـ پاسخگويى به شبهات و نقد آراء و نظرات در سطح جهانى و دفاع از اسلام.
3ـ تحت تأثير قراردادن جريانهاى معارض و حمايت از جنبشهاى اسلامى و ضد سلطه.
4ـ زمينهسازى براى مطرح كردن بحثهاى مربوط به حكومت جهانى حضرت مهدى(عج).
5ـ استفاده گسترده از امكانات علمى و ارتباطى و جبران بخشى از عقب ماندگيها.
اميد است كه با تداوم اين جريان، گامهاى بلندى در جهت تحقق صدور انقلاب اسلامى برداشته و موج گرايش به اسلام و مقابله با كفر و شرك و طاغوت گسترش و شدت بيشترى داشته و زمينه ساز حكومت جهانى حضرت مهدى (عج) باشد.
استعمار سرمايه دارى پس از سه قرن سلطه مستقيم و غير مستقيم بر بخش بزرگى از جهان، پذيرفت كه ادامه شيوه موجود، با مشكلات و چالشهاى زيادى روبرو مىباشد. ژزيرا با گسترش آگاهى و حضور قشرهاى متعدد مردم در صحنههاى سياسى و اجتماعى، امكان سلطه آشكار به سادگى وجود ندارد، به علاوه هزينه اداره سرزمينهاى تحت سلطه نيز، روز به روز روبه افزايش مىباشد. از اينرو سلطه فكرى و مشابه سازى فرهنگى و يكپارچه كردن بازار كالا، با عنوان «جهانى شدن، استراتژى دراز مدت نظام سرمايه دارى» براى تداوم سلطه انتخاب گرديد.
گفتمان «جهانى شدن» و به دنبال آن، جهانى كردن يا جهانى سازى ـ كه ارتباط مستقيمى با آينده بشريت دارد ـ جدىترين و مهمترين رويكرد جوامع فرهنگى، سياسى و اجتماعى مختلف، و از جمله چالشهاى جريانهاى فكرى و ايدئولوژيك، در دو دهه اخير بوده است. لذا قبل از طرح موضوع، توضيح مختصرى پيرامون سه مقوله فوق ارائه و در ادامه آن، فرصتها و تهديدهاى اعتقادى و فرهنگى جهانى شدن، بررسى مىشود.
انسان به لحاظ فطرى موجودى جهانى است و هر يك از محدوديتها و مرزبندىهاى نژادى، زبانى، قومى و جغرافيايى در واقع قراردادى و ساخته انسان ضعيف و خصلتهاى منفى و جهالتهاى او مىباشد. قرآن كريم در اين زمينه مىگويد: «يا اَيها الناسُ اِنا خَلقناكُم مِن ذَكر و اُنثى و جَعلناكُم شُعوبا وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ اَكرَمَكُم عِندَاللّهِ أتقاكم إنّ اللّه عَليمٌ خَبيرٌ».
اى مردم! ما شما را از مرد و زن خلق كرديم و شما را در شكل اقوام و قبايل براى شناخت يكديگر ساماندهى كرديم (كه ملاك ارزش و برترى نيست، زيرا قطعا ملاك برترى از نظر خداوند، تقواى شماست. مسلما خداوند به امور كلى و جزيى عالم مىباشد.(2)
توحيد واقعى، انسان را چند بعدى و زمين و آسمان را براى او و در اختيار او قرار داده است. اسلام نيز به دليل فطرى بودن و هماهنگى با جهان آفرينش طبعا چند بعدى و جهانى مىباشد، از اينرو بيش از تمامى اديان ـ حتى اديان آسمانى ديگر ـ جهانى فكر مىكند و جهانى عمل مىكند. در حالى كه غالب اديان، منطقهاى و يا مقطعى بودهاند و عملاً قابليت جهانى شدن و هميشگى بودن را ندارند.
آيات متعددى تبيين كننده اين واقعيت مىباشند كه از جمله آنها عبارتند از:
1ـ «وَ ما أرْسَلناكَ اِلاّ رَحمَهً لِلعالَمينَ».
اى پيامبر! ما تو را به عنوان رسول نفرستاديم، مگر اينكه براى تمامى مردم جهان رحمت باشى.
2ـ «وَ ما اَرسَلناكَ اِلاّ كافَةً لِلنّاسِ بَشيرا وَ نَذيرا»(3). اى پيامبر! ما تو را به عنوان رسول نفرستاديم، مگر اينكه براى تمام مردم مأموريت بشارت و انذار و تنبه دارى.
3ـ «وَ كَذلِكَ جَعَلناكُم اُمَّةً وَسطا لِتَكُونُوا شهداء على الناس وَ يَكُون الرَسُول عَلَيكُم شَهيدا».(4) و به اين ترتيب شما (مسلمانان) را امت وسط (به دور از افراط و تفريط) قرار داديم، تا شاهد و الگوى تمامى مردم باشيد و پيامبر اسوه و شاهد بر شما باشد.
از جمع بندى چنين آياتى نتيجهگيرى مىشود كه جهانى شدن روندى است كه بشر به اقتضاى طبع و فطرت خود به سوى آن ميل مىكند. رويكرد به توسعه ارتباطات و مواصلات، رسانهها و سازمانهاى بينالمللى، بخشى از آثار جهانى شدن است كه به دليل جهانى بودن انسان به تدريج شكل گرفته است. جهان شمولى اسلام (انترناسيوناليسم) در واقع تحقق شرايط و شكلگيرى مطلوب جامعه انسانى، در ارتباط با انسانهاى ديگر و نيز تجلى خصلتهاى فطرى براى برداشتن موانع تكامل و حركت به سمت كمال و ارتقاى وضعيت زندگى ـ نه صرفا توسعه كمّى و مادى مىباشد، زيرا همه انسانها به لحاظ فطرى و عقل سليم خواهان عدالت، صلح و ارتقاى وضعيت و موقعيت خود در جامعه مىباشند. آنچه باعث تداوم جنگها، بىعدالتىها، تخريبها، ظلمها، واگرايىها مىشود، وجود خصلتهاى منفى، هوى و هوسها، زيادهطلبىها و وجود جهالت و تعصبات كوركورانه و مهار نشده و نبود يا ضعف تقواى الهى است. از اينرو اسلام با تأكيد بر جهانى بودن، الهى بودن و تقوى ـ به عنوان مميزه انسان با ساير حيوانات ـ زمينههاى همزيستى، هميارى (تعاون)، وحدت (اعتصام به حبل اللّه) را فراهم مىكند.
آنچه كه در ادبيات سياسى به نام جهانى شدن گفته مىشود، در واقع جهانى كردن(5)، جهانى سازى(6) و يا غربىكردن(7) جهان و در واقع پروژه نظام سرمايه دارى مىباشد. جهانى شدن پروسه و روندى است كه از ابتداى زندگى اجتماعى انسان آغاز و همچنان ادامه دارد. در چند قرن اخير، با پيشرفتهاى مادى و صنعتى و گسترش اهداف توسعه طلبانه و تشديد زيادهطلبى، شدت و سرعت گرفت. بنابراين دولتهاى بزرگ سرمايه دارى بر موج جهانى شدن طبيعى و تدريجى مسلط شدند و ضمن تسريع در جهت بهرهگيرى حداكثر براى سلطه جويى و استثمار بيشتر، آن را از مسير عادى خود خارج كردند.
رويكرد مخالفين جهانى سازى در ارتباط با جنبههاى مادى و منافع جريانهاى خاصى مىباشد و ربطى به ابعاد انسانى و ارزشى ندارد. آنان نگران سلطه جهانى سرمايه و تكنولوژى برتر و از دست دادن موقعيت و جايگاه نسبى خود مىباشند. اگر چه در ظاهر شعارهايى در حمايت از محيط زيست، سوءاستفاده از قدرت، تضعيف بيش از پيش اقتصاد كشورهاى عقب مانده و در واقع عقب نگهداشته شده مطرح مىكنند. لذا امكان همكارى با جريان مخالف جهانى سازى ضعيف و محدود است. زيرا مواضع آنان معطوف به حفاظت از منافع خودشان مىباشد. اگر چه آمادگى دارند كه ديگران را به صورت نيروى همفكر و همراه در صحنه بينالمللى به نمايش بگذارند، ولى در عمل اعتنايى به منافع و اهداف جريانهاى خارج از مجموعه خودشان ندارند. به ويژه آنكه جريان ضد جهانى سازى، ضد سلطه و دينى باشد!
كشورهاى جهان سوم ـ به استثناى بعضى از آنها ـ نيز عملاً به دلايل متعدد و از جمله وابستگيهاى سياسى قادر به مقاومت در مقابل جريان جهانى سازى نيستند و مخالفتهاى آنها براى اقناع افكار عمومى مردمشان و سرپوش گذاشتن بر ماهيت واقعى آنها مىباشد جريان ضعيفى از مخالفين جهانى سازى نگران تشديد فاصله غنى و فقير، از بين رفتن منابع و منافع كشورهاى ضعيف و به اصطلاح توسعه نيافته و از بين رفتن هويت فرهنگى و ملى است.
مؤلفههاى جهانى سازى وجود سازمانهاى بينالمللى، كه غالبا تحت سلطه قدرتهاى استكبارى قرار دارند، رسانههاى متعدد و متنوع بينالمللى با امكانات و تجهيزات مدرن، دولتهاى ضعيفى كه در جهت تحقق اهداف جريان مزبور بستر سازى مىكنند. گروهها و تشكلهاى ضد ملى و وابسته، در واقع زمينه ساز حضور، سلطه فكرى، فرهنگى، اقتصادى و خلاصه جهانى سازى سلطه نظام استكبارى مىباشند.
آينده جهانى سازى
انسان به دنبال فطرت الهى خود به شكل ناخودآگاه حركت مىكند و بسيارى از ايدهها و رويكردها براى تحقق آرمانها و كمال مطلوب او مىباشد. تشكيل سازمانهاى بينالمللى طرح و پىگيرى جهانى شدن، برقرارى نظام بينالملل، دادگاهها و پليس بينالملل، بخشى از اين حركت مىباشد.
بشريت دير يا زود مجبور است كه نوعى حاكميت جهانى و حتى دخالتهاى آن در امور داخلى كشورها را بپذيرد. زيرا در عمل امكان حركت و ايفاى نقش در صحنه جهانى بدون قوانين و مقررات و سازمانهاى بينالمللى بسيار دشوار و در مواردى غير ممكن مىشود. از اينرو در چند دهه گذشته، دهها سازمان بينالمللى شكل گرفت و دولتها بدون توجه به گرايشها و شرايط خاص خود، عضويت در آنها را به خاطر منافع و مصالح ملى پذيرفتهاند.
روند رو به گسترش گرايش به جهانى شدن، انقلاب اطلاعات و افزايش ارتباطات و مبادلات فرهنگى، سياسى، اقتصادى و اجتماعى، به تدريج زمينه پذيرش حكومت جهانى اسلام را از لحاظ ذهنى و عينى شكل مىدهد، به گونهاى كه سازمانهاى بينالمللى مىتوانند در آينده، مبلغ و مدافع حكومت جهانى و در دراز مدت خواستار ارزشهاى مشترك اديان و فطرت الهى انسان باشند.
همچنانكه در پنجاه سال گذشته تحول عميقى در عملكرد سازمانهاى بينالمللى، حتى در امور فرهنگى و دينى به وجود آورد، در حالى كه اين سازمانها، دوران ابتدايى و تجربه اندوزى خود را مىگذرانند.
برگزارى دو كنفرانس بزرگ بينالمللى توسط سازمان ملل ـ در نيويورك و بانكوك ـ با شركت نمايندگان اديان مختلف و تبادل نظر پيرامون مشتركات آنها و چگونگى ايفاى نقش در راستاى رسالت خود و كمك به بهبود وضع فكرى، فرهنگى و اخلاقى جوامع انسانى ـ كه دچار معضلات و بن بستهاى پيچيدهاى شده است ـ رويكرد جديدى است كه در ادامه آن، نزديكى و هماهنگى بيشتر اديان را به دنبال خواهد داشت، كه نمودى از گرايش به جهانى بودن فطرى و حركت به سمت جهانى شدن طبيعى مىباشد.
انقلاب اسلامى، تأثير شگرفى در فعال كردن و نقش دادن به اديان؛ خصوصا اديان توحيدى داشت. از اينرو جمهورى اسلامى با درك شرايط و موقعيت بايد در جهت تحرك و انسجام و گسترش ارتباطات و همكارىهاى بين الاديان، ساز و كار مناسبى تدارك و با تبيين ابعاد جهانى اسلام و با بهرهگيرى از فطرى بودن آن، نقش بيشترى در جهت مقابله با جريان جهانى كردن يا غربىسازى و تهديدات آن ايفا نمايد.
تهديدات جهانى سازى
روند جهانى سازى براى جامعه بشريت و اسلام، همراه با تهديدات متعددى است كه مهمترين آنها عبارتند از:
1. فساد فرهنگى و اخلاقى كه عملاً امنيت فردى و عمومى را روز به روز تضعيف مىنمايد. جهانى سازى توأم با يكسان سازى يا همانند سازى فرهنگها، قداست زاديى يا به تعبير عرفىتر افسون زدايى از فرهنگها، سطحى سازى فرهنگهاى ديگر به منظور رمز گشايى، تهى سازى و در هم شكستن مقاومت ارزشى و عقيدتى ملتهاى ديگر است. جهانى شدن رد اين مفهوم به عنوان پروژه تهاجم فرهنگى از سوى تمدنى به تمدنهاى ديگر قلمداد مىشود... يعنى جهانى شدن معادل غربىسازى و غربىشدن جهان. غرب در تماميت و كليت ذهنى و عينى و با تمام وجوه خوب و بد آن، با ويژگىهايى (شعارهايى) چون؛ انسان ـ خدايى، اصالت فرد، سكولاريسم، لائيسم، برابرى، آزادى، حقوق بشر، جامعه مدنى، سرمايه دارى، سود پرستى، تجارت آزاد، تكثرگرايى (پلوراليسم)، خصوصى بودن ايمان، تسامح و تساهل،... در حقيقت جهانى سازى را به معناى فراگير شدن همه اين ويژگىها مىداند و مىخواهد.
به همين دليل است كه امروزه جهانى شدن در افكار عمومى جامعه بينالمللى، بيشتر به معناى جهانى سازى اقتصاد، سياست و فرهنگ غربىاست.(8)
گسترش و تجهيز رسانهها اعم از ماهوارهها، شبكههاى تلويزيونى و اينترنتى، پيوند فرهنگ و فناورى، گسترش و نفوذ قلمرو فرهنگ در تمامى امور زندگى اجتماعى و سياسى، به گونهاى است كه در هر حال انسانها در معرض پيام و ايدهاى از طرف آن قرار دارند.انسان آينده تا حدود زيادى ساخته «پروژه جهانى سازى نظام استكبارى» مىباشد.
در چنين شرايطى است كه فطرت انسانى به معارضه و تعارض مىپردازد و مبارزه براى «انسان» ماندن شروع مىشود.(9)
فطرى بودن اسلام زمينه مناسبى براى انسانهايى است كه مىخواهند در چارچوب اصول و ارزشهاى آن، زندگى خود را شكل دهند. به همين دليل در هر جامعه كه اسلام به شكل مطلوبىارائه شده، مورد استقبال مخاطبين قرار گرفته است. بيش از 90 درصد تازه مسلمانان جهان، اسلام خود را به دنبال برخوردهاى سنجيده، آگاهانه، انسانى و علمى به دست آوردهاند.
2. توسعهطلبى، سلطه جويى و زياده خواهى، امنيت بينالمللى را در معرض تهديد قرار داده است.
پروژه جهانى سازى آنچنان جذابيت و مقبوليتى براى دولتهاى استكبارى دارد كه خود را براى تسلط كامل بر جهان در قرن بيست و يكم آماده مىسازند.
در اوايل سال 1992، «كالين پاول» (وزير امور خارجه امريكا) اصل تازهاى را به كميته نيروهاى مسلح مجلس نمايندگان كنگره امريكا ارائه داد؛ مبنى بر اينكه «ارتش امريكا نياز به چنان قدرتى دارد، كه بتواند هر كشور ديگرى را كه حتى رؤياى به چالش گرفتن ايالات متحده را در صحنه گيتى در سر بپروراند، از اين فكر باز دارد».
«پاول» آشكارا اعلام داشت كه ما بايد «گردن كلفت محله باشيم» و به دشمنان بالقوه (خودمان) بفهمانيم كه كوشش در به چالش گرفتن نيروهاى مسلح امريكا هيچ آينده و شانسى ندارد.
در حالى كه «ديك چنى» (معاون رئيس جمهور) و پاول، دست اندركار قبولاندن نظرات خود به كنگره بودند، «پل ولفوويتز» (معاون وزير دفاع) مشغول تكميل و گسترش طرح خود و ادغام آن در سياستهاى دولت امريكا بود. در اوايل سال 1992 او ناظر بر تهيه بيانيه درونى سياستهاى داخلى پنتاگون و رهنمود به رؤساى بخشهاى مختلف در مورد تخصيص نيروها، تهيه بودجه و استراتژىهاى علمياتى آنان بود.
اين سند طبقه بندى شده معروف به «برنامه ريزى سياست دفاعى» كه محصول كار «پل ولفووتيز» و كاركنان زيردست او در پنتاگون بود، جهانى را ترسيم مىكرد كه امريكا بر آن تسلط كامل دارد و نظام خود را به عنوان تنها ابرقدرت جهان، با پشتوانه قدرت نظامى «توان كاه» حفظ مىكند. تصوير پادگانى تا دندان مسلح بر بالاى تپه و مسلط بر شهر...
اين سند كه با احتمال زياد آگاهانه به روزنامه نيويورك تايمز داده شد و بخشهاى مهمى از آن در شماره 8 مارس 1992، اين روزنامه به چاپ رسيد، به قول نيويورك تايمز چنين برنامه نظامى به طور ضمنى بيانگر آن است كه، امريكا چنان ترتيبات امنيتى در جهان برقرار خواهد كرد كه از قدرتگيرى نظامى ژاپن و آلمان به ويژه اتمى شدن آنها جلوگيرى كند.»(10)
3. فاصله طبقاتى و گسترش فقر، تراكم جمعيت، نابودى محيط زيست و مسابقه تسليحاتى، از جمله عوامل عدم امنيت ملى، منطقهاى و بينالمللى ناشى از جريان جهانى سازى در شرايط فعلى مىباشند.
امروز ارزش گذارىهاى تاريخى و سنتى، از مبانى قدرت و اقتدار ملى به تنهايى ـ يعنى گستردگى سرزمين و منابع طبيعى، ارتش و سلاحهاى پيشرفته ـ از اطمينان و اعتبار نسبتا كمترى برخوردارند. در حال حاضر، تكنولوژىهاى اطلاعاتى و ارتباطى در كنار رسانههاى گروهى جهانى، نقش بسيار مهمى را در شكل دادن به ديدگاهها و تفكرات عمومى دولت و حاكميت ملى ايفا مىكند و عدم توجه به قدرت چنين تكنولوژىهايى، مىتواند سبب تضعيف حاكميت دولت ـ ملت در برابر نيروها و عوامل خارج گردد.
4. دولتهاى ضد مردمى و فاسد و اغلب وابسته نيز، زمينه ساز ناامنىهاى مزمن و انفجارهاى اجتماعى ـ سياسى و جنگهاى منطقهاى مىباشند.
5 . جهانى شدن انديشههاى معارض با اسلام؛
يكى از نتايج جهانى سازى، جهانى شدن انديشههاى رقيب دين و حاكميت اسلام است. زيرا اسلام با ويژگى توسعه گرا و جهانى، طبعا در صدد افزايش پيروان خود و محدود كردن نفوذ و حيطه قدرت ديگران، و نسبت به وقايع محيطى خود حساس مىباشد.
به نظر مىآيد كه جهانى شدن، امكانات بسيار وسيعى را در اختيار رقباى دين اسلام قرار مىدهد، اين رقبا به سه دسته كلى تقسيم مىشوند.
1. رقباى دينى؛ به ويژه مسيحيت و يهوديت كه بزرگترين رقيب و تهديد اسلام است؛
2. فرقههاى منحرف به ويژه فرقه بهائيت كه يك فرقه قدرتمند و متحد صهيونيستى و رقيب تشيع به يك معنا و اسلام به طور كلى است.
3. سكولاريسم كه از آن به عنوان جريان نيرومند دين گريزى و حتى دين ستيزى مىتوان ياد كرد.
اين سه رقيب امكانات بسيار وسيعى پيدا كردهاند و عمده چالش ما در آينده در جريان جهانى شدن با اينهاست... پيشاپيش رقباى ما مسيحيت قرار دارد كه از تكنولوژى ارتباطى و اطلاعاتى استفاده مىكنند.(11)
بنابراين گسترش موج گرايش به اسلام و شكست ليبراليسم و افشاى ماهيت نظام سرمايهدارى، به ويژه بعد از پيروزى انقلاب اسلامى در ايران و آثار و پيامدهاى آن در جهان اسلام، از جمله چالشها و تهديدات جدى جهان اسلام و غرب به ويژه امريكا مىباشد. اعلام شروع جنگ صليبى و به كار گرفتن تمامى امكانات براى تسلط بر خاورميانه و پياده كردن فرهنگ و ارزشهاى امريكايى و به اصطلاح «دموكراتيزه كردن خاورميانه»! دقيقتا و عميقا تهديدى مستقيم و جدى بر ضد اسلام، مسلمانان و جمهورى اسلامى است.
فرصت هاى جهانى سازى
جهانى سازى در دو دهه اخير با رويكرد تسلط هر چه بيشتر بر جهان و مشابه سازى فرهنگها و يكپارچه سازى بازار كالاهاى سرمايه دارى و سوار شدن بر موج و روند عادى جهانى شدن، با استفاده از تكنولوژىهاى پيشرفته و سلطه سياسى و اقتصادى، آثار و پى آمدهاى گوناگونى داشته است.
در چنين شرايطى و با وجود امكانات گسترده هژمونى سلطه و ثروت و تكنولوژى، فرصتها و زمينههاى مناسبى در اختيار اسلام و مسلمانان قرار گرفته كه در صورت بهرهگيرى مىتواند نقش مؤثرى در آينده بشريت و جوامع اسلامى داشته باشد. مهمترين فرصتها براى آينده بشريت عبارتست از:
1. فطرى بودن اسلام و قابليتهاى جهانى شدن زمينه مناسبى براى انسانهايى است كه مىخواهند حقيقت را دريابند و در چارچوب آن زندگى خود را شكل دهند. فناورى اطلاعاتى و ارتباطى، فرصت ارزندهاى براى مسلمانان فراهم كرده است. پايگاههاى فعال اينترنتى، شكبههاى ماهوارهاى، موجب گسترش موج اسلام گرايى به ويژه در امريكا و اروپا گرديد، به گونهاى كه در موقعيت برترى نسبت به ديگر اديان قرار گرفته است.
2. به كارگيرى و تسلط بر رسانهها و شيوههاى پيام رسانى و ارتباطات، پاسخگويى به شبهات و ابهامات و ارائه الگوى مناسبى از انسان و جامعه ايده آل و همچنين نقد علمى و عالمانه و دقيق مكاتب، اديان و فلسفههاى موجود، تعبيين ماهيت سياستها و عملكرد نظام استكبارى و به خصوص تبيين اهداف جهانى سازى قطعا جاذبه زيادى براى جلب نظرات و عقايد دارد.
در عصر جهانى شدن ارتباطات، دسترسى به تكنولوژى اطلاعاتى، اصلىترين ابزار برخوردارى از قدرت نرم و آرام يا قدرت نفوذ فرهنگى و معنوى در مقابل قدرت مادى و ثروت مىباشد.
3. ايمان به خداوند، اعتماد به نفس و آگاهى و رهبرى مدبرانه، مىتواند بسيارى از جريانها از جمله جهانى سازى را به نفع مسلمانان كند. آنچه در انقلاب اسلامى ملت ايران، مقاومت و ادامه مبارزه و حفظ نظام جمهورى اسلامى، مقاومت پنجاه ساله ملت مسلمان فلسطين در مقابله با سلطه جهانى در قالب دولت غاصب اسرائيل، شكست دولتهاى مهاجم و در رأس آنها امريكا در تهاجم به افغانستان و عراق واقع شد، نمونه و نشانههايى از امكان مقاومت و حتى پيروزى بر روند جهانى سازى است.
4. طرح گفتمان مربوط به فلسفه سياسى اسلام و موضوع امامت و رهبرى جهانى، تبيين فلسفه و ديدگاه پيرامون حكومت جهانى و غيبت و انتظار، و بسيارى موضوعات مهم و اساسى در شرايط فعلى و با بهرهگيرى از فناورى موجود، جذابيت و مقبوليت بيشترى نسبت به گذشته دارد، اين فرصت براى اسلام و مخاطبين آن مىتواند زمينه ساز تحولات زيادى در آينده بشريت باشد.
به اين ترتيب مسئوليت و رسالت دستگاههاى تبليغاتى، فرهنگى و رسانهاى جمهورى اسلامى بسيار سنگين و در صورت ايجاد يك حركت علمى و با برنامه قطعا مىتوان منشاء تحولات مهمى در دراز مدت بود.
شكستهاى اخير امريكا در خاورميانه، نه تنها پيامدهاى سياسى و اقتصادى دارد، بلكه مهمتر و مؤثرتر از آن پيامدهاى فكرى و فرهنگى خواهد داشت كه هم اكنون مىبايست براى بهرهگيرى از آن تلاش كرد.
5 . با گسترش دسترسى به اطلاعات و آگاهى از تحولات، مىتوانيم بسيارى از عقب ماندگيهاى علمى، فنى و ارتباطى خود را به سرعت جبران نمائيم، بدون اينكه استقلال و منافع خود را در معرض تهديد وابستگىها قرار دهيم.
انقلاب اطلاعتى ـ ارتباطى كه مهمترين ابزار جهانى شدن و جهانى سازى است، قدرت فردى انسان را بيش از گذشته افزايش داده است و سلسله مراتب قديمى قدرت و حكومت را تا حدودى تضعيف نموده است.
آنچه درباره ويژگيهاى حكومت جهانى حضرت مهدى بيان مىشود، در واقع بازسازى و باز تعريفى از انسان فطرى، جامعه توحيدى و حكومت الهى مىباشد كه تاكنون به دليل ضعف، جهل و نقص انسانها امكان تحقق نداشته است. اما سرانجام پس از شكست مكاتب و فلسفههاى اجتماعى و سياسى، آمادگى پذيرش چنين حكومتى را پيدا مىكنند. بنابراين از جمله مهمترين اقداماتى كه بعد از ظهور حضرت مهدى (عج) مىشود رشد عقل، تفكر و بينش انسانهاست، زيرا با محدوديت عقلانيت و فقدان تفكر و ضعف بينش، امكان تحقق جامعه متعالى و زندگى مشترك و توأم با صلح و عدالت، محال و غير ممكن است. زيرا گرايشها، تمايلات و اقدامات غلط و غير واقع بينانه و مبتنى بر جهالت و خودمحورى، مانع اصلى همگرايى، همراهى، همكارى و همدردى است، كه در واقع شرط اوليه و اساسى تحقق حكومت جهانى مىباشد.
مهمترين محورهاى دعوت جهانى و مؤثر در آينده بشريت توسط مؤمنين و متعقدين به اين مكتب در سطح جهانى و از جمله دستگاهها و رسانههاى جمهورى اسلامى ايران، با توجه به واقعيتهاى موجود عبارتند از:
1. دعوت به وحدانيت و توحيد و حاكميت ارزشهاى الهى؛
2. دعوت به عدالت و اجتناب از ظلم و تبعيض؛
3. دعوت به برابرى انسانها و آزادى و آزادگى (نفى سلطه و سلطه پذيرى)؛
4. دعوت به اخلاق و ارزشهاى الهى و نفى ارزشهاى غير خدايى.
پذيرش اخلاق وارزشهاى الهى و گرايش به كمال و ارتقا و تعالى در شرايطى فراهم مىشود كه بشريت از حكومتهاى مادى و خود ساخته و هوى و هوسها به ستوه آمده و خواستار يك تحول عمومى در وضعيت جهانى باشد. شرايطى كه در واقع زمينه ساز ظهور حضرت مهدى (عج) و برقرارى حكوت جهانى مبتنى بر عدل خواهد شد. همچنانكه در روايات متعددى اين معنا كه همگان به نوعى در انتظار منجى، قائم، حاكم، پيامبر و عادل مىباشند وجود دارد. و هر كس و هر فرقه و مذهبى گمشده خود را در وجود «امام عصر» و (صاحب الزمان) جستجو كرده و از او پيروى و تبعيت مىكند.
بنابراين راهبرد اصلاح و تكامل جامعه بشريت از منظر اسلام و انقلاب اسلامى و هدف نهايى از صدور انقلاب براساس بينش وديدگاه امام خمينى(ره)، تحقق حكومت جهانى، ايمان به خداوند، اجراى فرامين و فرائض با هدف تقرب به خداوند، حذف تفكرات شركت آلود نژادى، قومى، زبانى و ملى؛ به معناى تعصب و تأكيد براصالت ملت و مليت، خدمت به مردم، احترام و رعايت حقوق مردم و دعوت آنان به پرستش خداوند، دين واحد، كتاب واحد و سرانجام اجراى عدالت، محور خواستهها مىباشد. چنين شرايط و اوضاع و احوالى فقط در يك حكومت الهى، به رهبرى امامى معصوم و مهدى از طرف خداوند و قائم بالقسط محقق مىشود. و بالاخره سرنوشت محتوم بشريت و تحقق فلسفه وجودى انسان در حكومت جهانى حضرت مهدى (عج) با ويژگيهاى بيان شده آن خواهد بود.
براساس اين ديدگاه و اعتقاد است كه در دعاى افتتاح در بخش خواستههاى آرمانى و الهى آينده بشريت مىخوانيم و مىخواهيم كه: «الهُمَ اِنّا نَرغَبُ اِليكَ فى دولةٍ كَريمَةٍ تُعزُّبِهَا اِلاسلام وَ اَهلَه وَ تُذَّلَ بِهَا النِّفاق وَاَهلَه وَتَجعَلنا فيها من الدّعاةِ اِلى طاعَتك وَالقادةِ اَلى سَبيِلك وَتَرزَقنا بِها كِرامَةَ اِلدنيا وَالاخِرةِ»
(خدايا زندگى در حكومت و حاكميت با كرامتى را مىخواهيم و مىطلبيم، كه اسلام و پيروانش در آن عزيز، و نفاق و پيروانش ر آن خوار و ذليل گردند، و در چنين شرايطى از دعوت كنندگان و مبلغان و علاقمندان به اطلاعت از تو و از پيشتازان راه تو باشيم و بزرگوارى، عزت و كرامت دنيا و آخرت را بما ارزانى دارى!)
پى نوشت ها:
1. استاد دانشگاه و مشاور وزير امور خارجه
2- سوره حجرات، آيه 13.
3. سوره سبا، آيه 28.
4. سوره بقره، آيه 143.
5. Universality
6. Globalization
7. Westernization
8- فصلنامه «فرهنگ و ديپلماسى». سال اول، شماره 2 و 3، ص 87. انتشارات وزارت امور خارجه.
9- اشارهاى به نمايشنامه «كرگدن» نوشته اوژن يونسكو است.
10. مجله «هارپر»، چاپ امريكا. اكتبر 2002، صص 76ـ77.
11. نشريه جهانى شدن و دين، مقاله «جهانى شدن، امكانات...». ص 30 ـ انتشارات دبيرخانه دين پژوهان كشور.
نکته : جهانی شدن جهانی سازی فرهنگ