تبليغاتX
بانک مقالات جهانی شدن Globalization

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بانک مقالات جهانی شدن - Globalization در 88/07/12 و ساعت |
كاميار صداقت ثمرحسيني

  جلسة دفاعية رسالة دكتراي كاميار صداقت ثمرحسيني با عنوان «جهاني‌سازي و انديشة سياسي متفكران عرب ۱۹۸۹-۲۰۰۷م » راس ساعت 17 روز يك‌شنبه 11 مردادماه 1388 برابر با 10 شعبان  در سالن اجتماعات پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي ...

       گزارش جلسه - اینجا را کلیک نمایید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بانک مقالات جهانی شدن - Globalization در 88/05/27 و ساعت |

 

 فناوري‌هاي نوين در حوزه ارتباطات و رسانه، موجب اهميت يافتن هر چه بيش‌تر «برنامه‌ريزي براي آينده» شده است. آنتوني گيدنز تحليل قابل توجهي از مفهوم ريسك ارائه داده است. ابتدا ريسك به آب‌هاي خارج از نقشة دريايي اطلاق مي‌گرديد كه استعمارگران به قصد تصاحب جهان از آن عبور مي‌نمودند و اكنون اين مفهوم بر تصميم‌گيري‌ براي ساختن آينده و مواجهه با خطرپذيري‌هاي آن دلالت دارد

 

«ايدة ريسك به كنترل زمان و آينده و اساساً تا حد زيادي به كنترل فضا نيز محدود شده است. اصطلاح ريسك به نظر مي‌رشد زماني از زبان پرتغالي به زبان انگليسي وارد شده است تا سفرهاي پيشتازان اروپايي در قرن شانزدهم به قصد كشف دنيا را توضيح دهد. همچنان كه غرب به لحاظ فيزيكي توسعه مي‌يافت، ايده ريسك به معناي روبه‌رو شدن با آب‌هاي خارج از نقشة دريايي بود. بنابراين ريسك اساساً مفهومي فضايي بود كه به توسعة غرب در سراسر دنيا گره خورده بود، ولي به سرعت به صورت مفهومي زماني درآمد. ريسك آن‌چنان كه ما اكنون آن را مي‌فهميم، عمدتاً دربارة زمان و محاسبه زمان آينده است؛ بنابراين ايده ريسك در جامه‌اي ظهور مي‌كند كه به كنترل آينده نظر مي‌افكند و اين مهم، بزرگ‌ترين انشقاق در تاريخ تمدن است.» (آنتوني گيدنز، 1379، جهان رها شده، ص 52)

 

نمي‌توان خود را مستقل دانست و نگران آينده نبود.

بر لب بام خطر نتوان به خواب امن رفت

ايمني خواهي ز اوج اعتبار انديشه كن

 

جلال امين از اقتصاددانان مشهور مصري، تقسيم‌بندي جالب توجهي از مفهوم استقلال ارائه مي‌نمايد. او مي‌گويد آيا استقلال يك ملت ناشي از استقلال برنامه‌هاي آن است و يا استقلالش در تملك ابزار؟ پاسخ جلال امین به این پرسش « برنامه و اهداف » است. به عنوان مثال اگر كشور ما براي 21 ميليون كاربر اينترنت خود برنامه و اهداف مشخصي را براي آينده ترسيم نموده و دنبال مي نمايد، در اين بُعد، كشوري مستقل است، در غير اين صورت نمي‌توان توسعة كمي ابزار رايانه‌اي را مُعرف استقلال ملتي دانست. اين‌ها تاملات مهمي هستند كه به سادگی نباید از کنارشان گذشت.

بدترين وضعيت براي مردم يك جامعه آن است كه به جاي آينده‌نگري در حل مسايل خود بگويند: «حالا كه خانه مي‌سوزد، پس حداقل خود را گرم كنيم!»

+ نوشته شده توسط بانک مقالات جهانی شدن - Globalization در 88/05/19 و ساعت |

    بخش اول - اینجا را کلیک نمایید.

آنتونی گیدنز در تعریف جهانی‌شدن آن را عبارت از «افزایش وابستگی متقابل میان مردمان، مناطق و کشورهای مختلف جهان همراه با گسترش مناسبات اقتصادی و اجتماعی در پهنة گیتی» می‌داند. این تعریف از جهانی‌شدن متضمن چند معرف اساسی است:

1. افزایش وابستگی متقابل میان مردمان و نیز کشورهای جهان؛

2. گسترش مناسبات اقتصادی و اجتماعی در سطح جهان.

اگر چه در این تعریف اشاره‌ای به تاریخ استعمار به منزلة تاریخ جهانی‌شدن که مورد توجه منتقدانی چون عبدالوهاب المسیری (دانشمند فقید مصری) و یا حسن حنفی (مصری) است؛ نشده است با این حال در آن بر دو مُعرف «واقعی» و موجود در سطح جهان تاکید می‌شود. در اینجا این پرسش مطرح است که آیا مرگ جهانی‌شدن به منزلة کاهش وابستگی‌های متقابل افراد و کشورها در جهان است؟ مثلاً در مورد صادرات و واردات کشورهای جهان سوم در سال 2009 شاهد تحولی بنیادین به نسبت با سال 2000 می‌باشیم؟ آیا مبادلات جهان سوم و جهان غرب سرانجام به سطحی تقریباً متناسب با هم در تولید و مصرف رسیده است؟

امروزه غالب محققان بر سیر فزایندة وابستگی‌های متقابل در سطح جهانی، در کنار تعمیق شکاف‌های اقتصادی میان ملل ثروتمند و فقیر جهان، هر چند با دیدی انتقادی، تاکید می‌نمایند.

از سوی دیگر افزایش مناسبات اقتصادی و اجتماعی در جهان موجب رواج برداشت‌های جدیدی شده است که از تحلیل‌های نوین از مکان و زمان نشأت می‌گیرد که می‌توان آن را «همبودی زمانی – جهانی» نامید. به عبارت دیگر «جهانی‌شدن وضعیتی است که در آن ما همگی در یک زمان در جهان زندگی می‌کنیم.» این وضعیت عملاً محقق شده است. چنان‌که آن را از خلال «اقتصاد بی‌وزن» می‌توان یافت که آن در کنار تولیدات فرهنگی ملل غربی به ویژه هالیوود، از خلال توسعة فناوری‌های نوین در تلفن همراه و لپ‌تاپ و مانند آن به سایر بخش‌های زندگی انسان‌ها سرایت می‌کند.

شاید آرمان‌هایی چون پایان‌تاریخ؛ همگرایی جهان با ارزش‌های غربی؛ افول مرزها و حاکمیت‌های ملی آن‌گونه که افرادی چون کینجی اومای انتظار داشته‌اند، محقق نگردید، اما نباید عدم تحقق این آرمان‌ها را به معنای زوال پدیدة جهانی‌شدن دانست.

اگر در اوایل دهة 1380 تعداد کاربران ایرانی اینترنت در حدود 5 میلیون کاربر تخمین زده می‌شد، این رقم در اواخر دهة 1380 بالغ بر 20 میلیون کاربر است. در کنار این‌ها باید ده‌ها میلیون خط تلفن همراه در کشور را که با فناوری‌های نوین صوتی و تصویری همراه گردیده‌اند؛ بدان افزود. 

همچنین در سطح جهانی گفته می شود که تا سال ۲۰۱۳میلادی جمعیت آنلاین جهان بالغ بر ۲.۲ میلیلرد نفر خواهد رسید که ۴۳ درصد آن در آسیا زندگی می کنند. (اینجا را کلیک نمایید.) لذا جهانی‌شدن دارای ادبیاتی بسیار وسیع است و نمی توان ابعاد گوناگون اثرگذاری آن را نادیده گرفت.

 شاید اکنون این پرسش مطرح شود که پیامد پذیرش مرگ جهانی‌شدن چیست؟ مثلاً حالا بپذیریم که جهانی‌شدن مرده است، با زنده‌اش چه فرقی دارد؟ پاسخ به این پرسش بسیار ساده و صریح است: مدیران مسئول و برنامه‌ریزان و به طور عام انسان‌ها زمانی دربارة مسایل می‌اندیشند که آن‌ها را به عنوان یک مساله بر سر راه خود ببینند. زمانی که ما پدیده‌ای به نام جهانی‌شدن را نمی‌بینیم، عملاً به نسبت خود با آن و زمین بازی خود و زمین بازی آن نمی‌اندیشیم، حال آن که میلیون ها جوان ایرانی عملاْ درگیر با فضاهای جهانی شدن شده اند.

 

+ نوشته شده توسط بانک مقالات جهانی شدن - Globalization در 88/04/31 و ساعت |

 

برخي از انديشمندان غربي از قبيل فرگوسن Ferguson گري Gray سائول Saul رزنبرگ Rosenberg  از پايان دوران جهاني‌شدن می گویند و البته در مقابل افرادي چون ديويد هلد David Held، آنتوني مك‌گرو Anthony Mc Grew، آنتوني گيدنز Anthony Giddens به نقد این دیدگاه می پردازند. زمانی که از مرگ یا زوال پدیده‌ای سخن می‌رانیم در واقع وجود آن را از پیش پذیرفته‌ایم. اما پیش از پاسخ به این پرسش نیازمند بررسی پرسش دیگري هستيم و آن اینکه آیا آنچه به عنوان جهانی‌سازی در متون دانشگاهی ارائه می‌شود، لزوماً در پی توصیف واقعیتِ جاري‌ است و یا آن‌که صرف‌نظر از واقعيت موجود، در پي ایجاد آن است؟ توجه شود که متون جهاني‌شدن (همانند تلويزيون در تحليل پير بورديو ) تنها ابزاري براي ثبت واقعيت نيستند، بلكه ابزاري براي ايجاد آنند.

مهم‌ترین استدلال کسانی که بر مرگ جهانی‌شدن تاکید می‌نمایند آن است که قرار بود جهانی‌شدن موجب هم‌گرایی در میان اعضای جامعة بشر گردد. اما حوادث پس از 11 سپتامبر 2001م نشان داد که نه تنها این هم‌گرایی رخ نداده است، بلکه نزاع و درگیری در جامعة بشری به ویژه میان «اسلام و غرب» تشدید گردید. ضمن آن‌که واکنش روسیه به گسترش ناتو در کشورهای پیرامونی‌اش و بحران روابط روسيه و اوكراين و به عبارت ديگر بحران انرژی در اروپا را نیز باید بدان افزود. اینچنین گفته مي‌شود كه جهانی‌شدن رو به مرگ است. اما آیا هم‌گرایی جهان با فرهنگ متجدد غرب، توصیف یک واقعیت عینی بود و یا آرمانی بود برای غرب در جهت تحقق آن در آينده؟ در اينجا صورت مساله از «مرگ یک پدیده به نام جهانی‌شدن» به «از میان رفتن اعتبار ادعای جهاني‌شدن به منزلة همگرايي جهان با غرب» تقلیل می‌یابد.

برخی از کسانی که ایدة مرگ جهانی‌شدن را مطرح نموده‌اند، در پی نقد تفاسیر ایدئولوژیک از جهانی‌شدن بوده‌اند. به عنوان مثال معمولاً در سرآغاز نظریه‌های جهانی‌شدن در دهة 1990م به نظریة پایان تاریخ فوکویاما توجه شده است. آیا پایان تاریخ فوکویاما محقق شد، تا از مرگ آن سخن برانیم و یا آن‌که این «ادعای برخي از محققان غربی» است که زیر سئوال رفته است؟

زمانی که آنتونی گیدنز در ویراست اخیر کتاب جامعه‌شناسی، شناختِ جامعه را با شناختِ پدیدة جهانی‌شدن لازم و ملزوم هم می‌داند، در واقع تاکید دارد که در حال حاضر سخن از جامعة غربی با همة ظواهرش، سخن از جهانی‌شدن است. اقتصاد، سیاست، آموزش و پرورش و دیگر نهادهای اجتماعی غرب عملاً در بستر جهانی‌شدن زندگی می‌نمایند. نمی‌توان در کشورهای غربی زندگی نمود و با آن‌ها در ارتباط بود و با جهانی‌شدن در تعامل نبود. با توجه به تحلیل‌های اجتماعی گیدنز از جامعة غربی، مرگ جهانی‌شدن به چه معناست؟ آنان که سخن از مرگ جهانی‌شدن می‌نمایند، به مواردي سلبی از نظریه‌ها اشاره می‌کنند اما به موارد تحول ایجابی در جوامع غربی اشاره ندارند. مثلاً گفته می‌شود که مرگ جهانی‌شدن به این معناست که پیش‌تر گمان می‌رفت جهانی‌شدن موجب از میان رفتن حاکمیت دولت‌ها و تضعیف نقش مرزها می‌گردد. اما اکنون كه اغراق‌آميز بودن این روایت معلوم گرديده است، پس جهانی‌شدن رو به زوال است. آیا جهانی‌شدن به معنای زوال مرزها محقق گردید و پس از آن از میان رفت؟ زوال مرز را به عنوان یک توصیف باید در نظر گرفت و یا یک پیش‌بینی؟ و آیا باید تنها به یک مفهوم رایج از آن تکیه نمود؟ پس آیا پیش‌بینی خوشبينانه در مورد زوال مرزها زیر سئوال رفته است و یا جهانی شدن؟

من در پی دفاع از وجود پدیده‌ای به نام جهانی‌شدن نیستم، اما باید مرز توصیف را از برداشت های ایدئولوژیک، نظریه‌ها و پیش بینی جدا ساخت. به ویژه آن‌که مسالة جهانی‌شدن در جهان اسلام همان صورت مسالة قدیمی شرق و غرب؛ اسلام و غرب و نیز ایرانی‌ها، اعراب و ... و غربی‌هاست که اینبار در فضاهای جدیدی از زمان و مکان مطرح می‌شود. لذا باید نه آن اندازه در دنیای نظریه‌پردازی سیر نماییم که از توصیف صحیح یک پدیده ناتوان گردیم و نه آن اندازه گرفتار اجزاي عيني يك پديده گرديم كه از ساختارهاي كلي‌تر در تبيين آن بي‌بهره مانيم.  (ادامه دارد... )

 

+ نوشته شده توسط بانک مقالات جهانی شدن - Globalization در 88/04/27 و ساعت |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بانک مقالات جهانی شدن - Globalization در 87/11/18 و ساعت |

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بانک مقالات جهانی شدن - Globalization در 85/03/28 و ساعت |