لینک زیر را حتماً کلیک کنید:

   

 دانلود           مقالات سال 1388    جهانی شدن - دانلود کتاب

                     جهانی شدن - دانلود فیلم   

 

  مراکز فروش کتاب جهانی سازی و اندیشه های سیاسی متفکران عرب

فروش آنلاین کتاب: شیعه شناسی اهل سنت مجلد اول جدید 


 منبع‌شناسي - كتاب‌     مطالب پیشین    همايش‌ها    ديدگاه‌ها             اخبار جهانی شدن     

منبع‌شناسي - پايان نامه               مقالات به زبان عربی                منبع‌شناسي - مقاله             

       *********************************

بخش پيشين وبلاگ: 

 مقالات و کتاب‌ها - 1 

مقالات و کتاب‌ها - 2 

مقالات و کتاب‌ها - 3 

مقالات و کتاب‌ها - 4

 

 دانلود متن کامل مقاله حدیث ثقلین و پژوهش قوام الدین محمد وشنوی درباره آن

 وب‌گاه شیعه شناسی  

 کتاب جهانی سازی و متفکران عرب -دکتر کامیار صداقت ثمرحسینی اینترنت و هویت ملی - دکتر کامیار صداقت ثمرحسینی  شیعه شناسی اهل سنت - دکتر کامیار صداقت ثمرحسینی اندلس - دکتر کامیار صداقت ثمرحسینیابن خلدون - دکتر کامیار صداقت ثمرحسینی

 

+Globalization جهانی شدن - عولمة - Globalization در یکشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۱ و ساعت |

 

 

خبرگزاری شبستان:  اقدام فرهنگی و علمی در برابر قتل‌و‌عام مسلمانان که متأسفانه در گستره جغرافیایی وسیعی از جهان اسلام در حال انجام است، نیازمند تأمین دو هدف کلی است:

 1. تبیین الگوی زندگی امت اسلامی بر پایة متنی مشترک که مورد تأیید همه مسلمانان باشد.

 2. رصد کردن واقعیت‌های جاری در جهان اسلام و انتشار آن؛ همچون فعالیت‌های توسعه‌طلبانه آل سعود در کشورهای جهان اسلام که اگر تصاویر این توسعه‌طلبی به‌صورت صحیحی در مقابل دیدگان امت اسلامی نمایان شود، خود تصمیم صحیح را خواهند گرفت؛ چراکه آل سعود در دهه‌های اخیر درصدد "سلفی کردن" و به تعبیر بهتر "سعودی کردن" سرزمین پاک حجاز و سراسر جهان اسلام برآمده‌اند و این رخدادی است بس عظیم و هولناک که قضایای تکفیری‌ها در سوریه و لیبی و مصر و عراق تنها چند برداشت کوتاه از آن است.

 با این دو اقدام هم الگو و معیار صحیح به امت اسلام ارائه می‌شود و هم تصویری صریح و روشن از وقایع جاری جهان اسلام؛ تا امت اسلامی فارغ از هیاهوی رسانه‌های غربی، معیارِ درست قضاوت را از دست ندهد و بیش از پیش در‌یابد که بمباران شهرهای مسلمان‌نشین یمن سنت پادشاهان سعودی است و نه سنت نبوی (ص) و قتل و ترور و کشتار مردم بی‌گناه در بلاد اسلام که در بین قربانیان آنها زنان و کودکان بسیاری به چشم می‌خورند، سنت وهابیان افراطی است و نه سنت پاک نبوی (ص) و ناگهان خود را با حقیقتی فراتر مواجه می‌بیند؛ آنکه چه قرابتی است میان کشتار حاجیان یمنی در سال 1340 ه.ق و کشتار مردم کربلا در سال 1216 ه.ق و کشتار دردناک مردم طایف در ذی‌قعده سال 1217 ه.ق که طبق گزارش مورخان اطفال شیرخوار نیز در آغوش مادرانشان سر بریده شدند؛ با کشتار مسلمانان در یمن و سوریه و عراق و افغانستان؛ و نقطه مشترک همگی آن‌ها تکفیر بدون ضابطه، بدون علم و بدون تقوای الهی است که نه شیعه می‌شناسد و نه سنی؛ و باز چه قرابتی است میان آن‌ها و کشتار زنان و کودکان مظلوم فلسطینی.

 در باب رصد کردن جهان اسلام مسئولان و مدیران سیاسی و علمی کشور باید احساس نیاز کنند و همت کنند تا امکاناتی مهیا شود که محققان و منبع‌شناسان بتوانند شبکه‌های مرئی و نامرئی موجود در جهان اسلام را دنبال کنند و به شکلی مستمر و قابل رجوع بایگانی و عرضه کنند.

 اما در باب الگو و متن مشترک اسلامی، یکی از بهترین گزینه‌ها همانا خطبه‌های پیامبر اکرم (ص) در حجة الوداع است. آن حضرت (ص) مکرر خطبه‌هایی را در مسجدالحرام و در عرفات و منی ایراد فرمودند؛ خطبه‌هایی با مضمونی تقریباً یکسان که به تعبیر مرحوم آیت‌الله میرزا خلیل کمره‌ای (1317 - 1405 ه.ق) در کتاب «کلید امن دنیا»، «اعلامیه‌های منشور امنیت جهان در پرتو امن حرم الله» هستند.

 حج آن سال را حجة الوداع نامیده‌اند؛ چراکه پیامبر اکرم (ص) در آن حج (سال 10 هجری) با مردم وداع کرد و دیگر حج نگزارد. و آن را حجة الاسلام نامیده‌اند؛ زیرا در اجتماع آن سال حلال و حرام را تبیین کرد و حجة الوداع را حجة البلاغ نیز می‌نامند؛ چراکه پیامبر اکرم (ص) در آن بسیار از تبلیغ خود و مسئولیت خود سخن گفت و امر به تبلیغ شاهد به غائب فرمود و این وظیفه را بر دوش تمامی مسلمانان اعصار تاریخ نهاد و ابن عباس می‌گفت: نگویید: حجة الوداع بلکه بگویید: حجة البلاغ.

 و مرحوم کمره‌ای به‌درستی اشاره داشته که این خطبه‌ها را باید با بهترین و اثرگذارترین ابزار در بین مسلمانان و به‌ویژه حاجیان توزیع کرد؛ ابلاغ پیام حضرت رسول‌الله (ص) بی‌هیچ رنگ و لعاب نژادی، مالی، زبانی، فرقه‌ای و ...  تنها بر پایة تقوای الهی. در آن کتاب چنین آمده است: «فتوی و نظریة فقیه ایران دربارة اعلامیه‌های رسولخدا صلی الله علیه و آله در عرفات و منی و مسجدالحرام: «تکلیف سران مسلمین و علمای اسلام خاصه مسؤلین امور در حجاز آنستکه در موسم حج این اعلامیه‌ها را به مردم ابلاغ کنند.» و اگر مسئولا حجاز این کار را نمی‌کنند، وظیفة دیگران بیشتر می‌شود.

 

متن اعلامیه رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) در کنگره صدهزارنفری حج

 خطبه‌های مذکور میراثی ارزشمند از رسول‌الله (ص) و از مهم‌ترین اسناد تقریبی و وحدت‌بخش امت اسلام هستند. چقدر دنیای اسلام نیازمند این بانگ محمدی (ص) است که: «أیها الناس إنّ دمائکم و أموالکم علیکم حرام إلی أن تلقوا ربّکم کحرمة یومکم هذا و کحرمة شهرکم هذا، و انّکم ستلقون ربّکم فیسألکم عن أعمالکم، وقد بلّغت.» و یا مسلمانان چقدر محتاج این بانگ آسمانی و قدسی هستند که: «أیها الناس اِسمعوا قولی و أعقلوه. تعلّمنّ أنّ کلّ مسلم أخ المسلم و انّ المسلمین اِخْوة، فلا یحلّ لامرئ من أخیه الاّ ما أعطاه عن طیب نفسه منه، فلا تظلمنّ أنفسکم. أللّهم هَلْ بلّغتُ؟ فقال رسول اللّه صلی الله علیه و آله أللّهم اشْهَد.»  

 مقابله با جریان‌های تکفیری و افراطی‌گری فزاینده در جهان اسلام نیازمند آن است که اجرای مفاد خطبه‌های مذکور به مطالبة عمومی در جهان اسلام تبدیل شود؛ و باید آن را به مطالبة عمومی در جهان اسلام مبدل ساخت تا قبح بمباران شهرهای مسلمین هرروز آشکارتر از دیروز شود و پلیدی قاتلان کودکان مظلوم و ترورهای کور در خیابان‌های لاهور و بغداد و دمشق و قاهره ... نمایان‌تر.

 مرحوم آیت‌الله کمره‌ای پانزده ماده از این خطبه‌های ارزشمند استخراج کرده است که در اینجا عیناً نقل می‌شوند:

 ماده 1. در این ماده احترام دماء مسلمین و اموال و اعراض و نوامیس مسلمین را بر یکدیگر وابسته به خانه بلدة الامن فرموده که خون یکدیگر را نریزند و به مال هم و نوامیس هم چشم‌داشت نداشته باشند گویی خانة قبله و بلدالامین را ناظر و مراقب نفوس و اموال و اعراض مردم کرد که نتیجتاً تا هر جا قبلة آن‌ها امتداد پیدا می‌کند، شعاع احترام آن، به‌طور مؤکد در مؤکد در مؤکد (این خانه و این بلد و این ماه و این روز) دماء و اموال و نوامیس آن‌ها را نیکو در شعاع خود می‌گیرد و ازاینجا معلوم می‌شود که این خانه خانة امن دنیا است یعنی ضامن امنیت جهان است و باید امنیت جهان ازاینجا تأمین شود.

 ماده 2 - تساوی حقوق اجتماع. کلیة مردم ازلحاظ حقوق اجتماعی ازنظر اسلام با یکدیگر مساوی و برابر هستند؛ زیرا همه از نسل آدم و حوا هستند و عرب بر عجم نمی‌تواند فخری داشته باشد و عجم هم بر عرب مزیتی ندارد؛ بلکه برتری با کسی است که صاحب تقوی باشد. فرمود: آدمیان با کیل و پیمانة مالامال: همه از آدم و حواءاند، فضلی نه عرب بر عجم و نه عجم بر عرب ندارد، مگر به تقوی.

 ماده 3- الغاء افتخارات نژادی و طبقاتی با حفظ ارزش و اصالت «کار و عمل» که حفظ آن به‌طوری است که در اسلام تنها مناط افتخار فقط آن می‌باشد و بس، دراین‌باره فرمود: (به‌حسب و نسب خود تفاخر نکنید، بلکه متکی به اعمال خود باشید.)

 ماده 4- منع انتقام‌جویی از خون‌های گذشته. کلیة جنگ‌های جاهلیت که روی خون و بر اساس آن در بین قبائل بوده، به‌حکم اسلام تعطیل است و انتقام‌جویی روی خون‌ها بی‌اساس است، یعنی در دنیای جدیدی قدم گذاردید که حس انتقامی در آن وجود ندارد. فرمود: هر خونی که در جاهلیت بوده زیر قدم من است و اولین خونی که من آن را هدر می‌کنم خون آدم بن ربیعه است که طفلک شیرخواری از قبیلة ما در قبیلة دیگر بود و کشته شد.

 ماده 5. منع رباخواری. جهت رفع تشنج جامعه دستور برانداختن رباخواری می‌دهد. فرمود: «هر ربایی که در جاهلیت بود زیر پای من است و اولین ربایی که فرو می‌نهم ربای عمویم عباس بن عبدالمطلب است.

 ماده 6. قانون آتش‌بس. تأکید می‌کند که کلیة اجتماع باید «آتش‌بس» را «در چهار ماه از سال» رعایت نموده اسلحه را بر زمین بگذارند، تا عقلا و رهبران بتوانند نقشة صلح را توأم به مصالح اجتماع عملی سازند. دراین‌باره فرمود: این چهار ماه را پس‌وپیش کردن برای ادامة چنگ از زیادی کفر است بدن قرار پس جنگ یک نوع کفری است و تأخیر و نسیئی ماه‌ها برای ادامة جنگ کفری فوق کفر. و سپس اختلال به نظم آتش‌بس امنیت کفر فوق کفر است.

 ماده 7. حقوق زنان. راجع به حفظ حقوق زنان و سفارش دربارة آن‌ها ازنظر لباس و غذا و روابط جنسی و کلیة حقوق اجتماعی آن‌ها است.

 مادة 8. حفظ حقوق غلامان. راجع به حفظ حقوق غلامان و بردگان می‌باشد، متذکر می‌گردد که آنچه را ارباب می‌خورد و می‌نوشد، بایستی غلام نیز از همان غذاخورده و به همان لباس ملبس گردد.

 ماده 9. برادری مسلمین. هر مسلمان برادر مسلمان دیگر است، نبایستی او را گول‌زده و به او خیانت نماید و همچنین از او غیبت نبایستی نمود، خون او را نمی‌توان ریخت و مال او را نمی‌توان خورد و برد مگر آنکه رضایت صاحب‌مال جلب شود.

 ماده 10. این خانه وحدانیت صفوف توحید را عهده‌دار است ولی باز مبارزات دامنه‌دار دیگری در کار است باید نسبت به آن‌ها هشیار باشد. پس قبله شدن خانة کعبه با اعلام توحید و وحدانیت خدا، شیطان از این محل دور شد طمع به بت‌پرستی و بت‌سازی دیگر نمی‌کند ولی بدانید که از راه دیگر ممکن است رخنه یا رسوخ کند، بنابراین در مقابل دسائس او از طریق دیگر آماده باشید.

 ماده 11. جلوگیری از تجاوز ابتدایی. راجع به جلوگیری از تجاوز ابتدایی است – می‌گوید: کسی که سیلی بدون جهت و به‌ناحق بزند، اولین سرکش محسوب می‌شود و بزرگ‌ترین دشمن خدا می‌باشد و همچنین اگر غیر قاتل خود را بکشد، اولین سرکش محسوب خواهد بود، فرمود: دشمن‌ترین دشمن‌ها بر خدا (و سرکش‌ترین سرکش‌ها بر خدا) ضارب غیر ضارب خود و قاتل غیر قاتل خود است.

 ماده 12. حفظ پرچم اسلام. رسول خدا (ص) به شما ابلاغ می‌کند که هر کس زیر پرچم بیگانگان برود و از تبعة غیر مسلمین گردد ملعون است و همچنین اگر خود را به غیر آباء و نیاکان خویشتن انتساب دهد، ملعون است و همچنین اگر به اجیر و کارگر خود ظلم کرد یا مزد کارگر را استیفاء نکند، ملعون است.

 ماده 13. پایان دادن نزاع‌های داخلی. مسلمین اگر به جنگ با یکدیگر بپردازند و دست از آستین بیرون آورده شمشیر بر روی هم بکشند، کفری است مجدد و نوعی از ارتجاع است. دراین‌باره فرمود:علاج آن: حل مخاصمات و اختلافات به وسیلة دو چیزی است که پیغمبر در میان شما گذارده باید به آن‌ها چنگ زد و از گمراهی و ضلالت نجات یافت. که من بجا گزارده‌ام قرآن و عترت من هستند «قرآن و سنت من» هستند.

 تفاوتی بین عترت با سنت نیست مگر به‌قدر تفاوت بین شخص و بین منطق او یا بین شخص با شخصیت او، زیرا اهل‌بیت و عترت پیغمبر صلی الله علیه و آله تراجم وحی او و زبان امرونهی اویند و از خود چیزی نمی‌گویند. البته امین وحی او لسان صدق او از مصادر صحیح سنت است نهایت آنکه آنان مصدر ثانوی سنت‌اند و پیغمبر خود مصدر اول است.

 ماده 15. مسئولیت در برابر این امر الهی. کلیة مردم در برابر امر پروردگار و ابلاغ رسول خدا، مسئولیت دارند و همان‌طور که شما از پیغمبر خود شنیده‌اید شما نیز بایستی به غائبین برسانید.

 نویسنده: دکتر کامیار صداقت ثمرحسینی،‌ عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

پایان پیام/

منبع: خبرگزاری شبستان  15 / 2/ 1394  شناسه خبر  455877

http://www.shabestan.ir/detail/News/455877

+Globalization جهانی شدن - عولمة - Globalization در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ و ساعت |

مرحوم حضرت آیت‌الله علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی ره

چند سالی پس از خاتمة جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران بود که برنامه‌های توسعه‌ای در کشور آغاز شدند. مشخصة برخی از آن برنامه‌ها همچون «برنامه کنترل جمعیت» که در طی دو دهه اخیر به قوت تمام استمرار داشته‌اند، توسعه در ظواهر بود که به‌تدریج نتایج منفی‌شان آشکار می‌شوند. توسعه سطحی همانند باد کردن بادکنک است. بادکنک تا سقف مشخصی باد می‌شود، از مرحله‌ای دیگر، هرچه بیشتر باد شود، تنها ریسک ترکیدن آن بیشتر می‌شود؛ زیرا خواسته‌اند بدون آنکه بر ظرفیتش بیافزایند، بزرگش کنند. در این زمینه شواهد بسیاری در آثار علمی مختلف مانند آثار دکتر فرامرز رفیع پور، «توسعه و تضاد» و «موانع رشد علمی در ایران» و کتاب اخیرش با عنوان «دریغ است ایران که ویران شود» می‌توان یافت.

امروزه فارغ از دو دهه هیاهوی تبلیغاتی کنترل جمعیت می‌دانیم که در برنامه‌های کاهش جمعیتی در وهلة اول باید از شریعت اسلام تخطی نکرد و هرگز نباید از روش‌هایی استفاده کرد که موجب عقیم‌شدن دائمی زنان و مردان جامعه می‌شوند. همچنین اینگونه برنامه‌ها باید با عنایت به ویژگی‌های محدوده‌های جغرافیایی و مدت زمان اجرای آن دائماً مورد ارزیابی و بازنگری واقع شوند؛ به عبارت‌ دیگر کنترل جمعیت برنامه‌ای محدود و کوتاه‌مدت است. علاوه بر مقطعی بودن، انجام برنامه‌های کنترل جمعیت باید در حاشیة برنامه‌های اصلی پیشرفت کشور باشند، بدین معنا که:
- اصل ارتقای نظام آموزش و تربیت کشور است و نه کم شدن جمعیت کشور.
-  اصل توزیع عادلانه امکانات در کشور است و نه کم شدن جمعیت کشور.
-  اصل توازن جمعیتی در کشور و مهار سیل مهاجرت‌هاست؛ و نه کم شدن جمعیت کشور.
- اصل زندگی بر اساس فرهنگ تولید است و ارتقای بازار کار است و نه کم شدن جمعیت کشور و ...
وقتی موارد مذکور و دیگر نظایر آن نادیده گرفته شوند و تنها بر کم شدن جمعیت پافشاری شود، نه‌تنها پیشرفتی حاصل نمی‌شود که نسل‌های آینده با بحران‌های سهمگین جدیدی نیز مواجه خواهند بود. امروزه مشاهده می‌شود که بافت جمعیت ایران به‌نحو بی‌سابقه‌ای دچار تغییر شده است؛ اما مشکل فزاینده مهاجرت و انفجار حاشیه‌نشینی در شهرهای بزرگ همچنان باقی است؛ زیرا مسئولان وقت، راه حل را در کاهش جمعیت دیده بودند و این خطایی بزرگ است. با کاهش جمعیت هرگز مشکل حاشیه‌نشینی در شهرها حل نمی‌شود و بلکه بر آن افزوده می‌شود که چنین هم شد.

در دوران موردبحث، تمام امکانات کشور در برنامه‌ای که گمان می‌شد ابدی است، در مسیر کنترل جمعیت ایران بسیج شد؛ همه‌جا سخن از رابطه‌ای میان بچه کمتر و زندگی بهتر بود و با تبلیغات چنین القاء می‌شد که همه موازین عقلی و شرعی حکم می‌کنند که سیاست کنترل جمعیت در کشور دنبال شود. کم‌کم تبلیغ جهت عقیم کردن (بستن لوله) زنان و مردان ایرانی شروع شد و هشدار برخی از پزشکان متعهد کشور مبنی بر بازگشت‌ناپذیری برخی از روش‌های مذکور سانسور شد. اطلاعات غلط بر قضاوت‌ها تأثیرگذار است.

عقیم‌سازی در اسلام حرام است و دیة یک انسان کامل بدان تعلق می‌گیرد و طبیعتاً عدم بیان واقعیت بر تصمیمات تخبگان تا عامه مردم اثرات منفی دارد. در چنین زمانی حضرت آیت‌الله علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (ره) (1345 - 1416 قمری) با نگارش کتاب «رسالة نکاحیه: کاهش جمعیت، ضربه‌ای سهمگین بر پیکر مسلمین» در برابر تبلیغات نادرست آن زمان بپا خاست. در معرفی او همین بس که او فقیه و عارفی سرشناس از شاگردان بنام آیات عظام حسین حلی، سید ابوالقاسم خویی، سید محمود شاهرودی، آقابزرگ طهرانی و سید محمدحسین طباطبایی بوده است. کتاب مذکور در اصل بخش مهمی از مجلد اول کتاب نور الملکوت قرآن است که در قالب کتابی مستقل در سال 1415 قمری در چهارده هزار نسخه در انتشارات حکمت تهران منتشر شد.

به خاطر دارم در اوایل دهه 1380 شمسی بود که در نشستی علمی حضور داشتم و یکی از محققانِ فاضل کشور مطالب آن را نشانه عقب‌افتادگی دانست و کتاب علامه را تنها مناسب خمیر کردن. این سخن آشکارا نشان می‌داد که مخالفان سیاست‌ جمعیتی مذکور چگونه در معرض فشار هنجاری بودند و به‌عنوان نماینده افکار کهنه و عقب‌مانده معرفی می‌شدند؛ اما حقیقت مطلب چیز دیگری است. ابتدا به دیدگاه علامه حسینی طهرانی (ره) درباره زنان که بسیار صریح و روشن ابراز کرده است، اشاره می‌شود: «اگر زن بچه بزاید و دنبال کمال برود، همه ملت خود را حیات بخشیده است.» (ص 230 – 231) او می‌نویسد:«طبق اعتقاد ما اگر زن بچه بزاید، با تندرستی خود، نیمی از حیات جمعیت کشور خویش را تضمین کرده است و اگر با آن به دنبال کمال روخی خود برود سعادت ابدی خود را حائز گردیده است، و بنابراین در روند مصالح جمیع جمعیت کشور خویش قدم راستین برداشته است.» (ص 230)

انسان اگر مطلبی را حق بداند و بیانش را لازم شمارد ولی به دلیل فشار هنجاری ساکت بنشیند و تنها نظاره کند تا مبادا توسط مردم سرزنش شود، نشانی از فرهیختگی و آزادگی در او نیست که آزادگی و فرهیختگی به حق‌خواهی و حق‌گویی است.

اینکه علامه حسینی طهرانی این انتقاد را مطرح می‌کند که مسئولان وقت، «آراء مخالفان کاهش جمعیت کشور» را لحاظ نکرده‌اند و حتی مخالفان کنترل جمعیت مجالی برای بیان نظرات خود نداشته‌اند، و این موضوعی است که باید به گونه‌ای تدبیر شود که دیگر نظایر آن رخ ندهند. او می‌نویسد: «در سمینارها و نشست‌ها صرفاً موافقین با مسئله را دعوت می‌کردند و از مخالفین نه‌تنها دعوتی به عمل نمی‌آمد بلکه از اطلاع آن‌ها و از ورود آن‌ها به اطراف و جوانب آنچه در آن سمینار سربسته و دربسته گذشته است، بطور کامل استیحاش داشتند» (ص 65) جالب آنکه برخی از ناشرین قم کتاب را ازآن‌جهت که مخالف سیاست رسمی دولت در زمینه کنترل جمعیت کشور بوده است، توزیع نکردند. (ص 250)مسئله کنترل جمعیت، مسئلة سرنوشت یک ملت است و باید با نگاهی همه‌جانبه بدان نگریست و از تک‌محوری پرهیز کرد. در چنین موضوعاتی باید همه دیدگاه‌ها را شنید، نگرانی‌ها را در نظر گرفت، فواید و معایب مترتب بر آن را سنجید و آنگاه درباره ابعاد و میزان و روش‌های اجرایی آن اندیشید.

علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی کتاب خود را در دو بخش تنظیم کرده است. او در بخش اول به تفسیر آیه شریفه «وَ لَا يَقْتُلْنَ أوْلَادَهُنَّ» و در بخش دوم با عنوان «تذییلات» به بیان سیزده مطلب مهم در زمینة سیاست‌های کنترل جمعیت پرداخته است. مطالب کتاب عمیقاً نشان می‌دهد که این فقیه و عارف معاصر امامیه به مسائل اجتماعی و فرهنگی جامعه اهتمامی فوق‌العاده داشته و با پرس‌و‌جو از پزشکان حاذق کشور درباره برگشت‌ناپذیری عمل‌های وازکتومی و توبکتومی و عوارض آن و جمع‌آوری اخبار و اطلاعات مربوطه کوشیده تا همه زوایای موضوع را بشناسد.

موضوعات جالب‌توجه از مثال‌های ارائه‌شده در کتابش بسیار زیاد است. در اینجا به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌شود:

1. او به دیدگاه‌های برخی از اساتید معروف کشور چون دکتر ناصر سیم فروش (چهره‌ ماندگار پزشکی کشور) اشاره می‌کند که به‌شدت با فرایند فزاینده عقیم‌سازی بی‌برگشت در جامعه مخالفت کرده‌اند و نوشته است: «مسلماً عده‌ای با ایجاد رعب در جامعه سعی دارند که از تمامی راه‌های کنترل جمعیت بدون توجه به جنبه‌های اخلاقی پزشکی و اسلامی آن استفاده کنند و اگر دست عدة معدودی از این گروه باز باشد، حتی سقط جنائی را نیز پیش کشیده و تقاضای قانونی شدن آن را خواهند کرد.» (ص 76) و در جایی دیگر سخنی را از دکتر حاج عباسعلی امیدی (پاتولوژیست معروف) و رییس بانک خون استان خراسان چنین نقل می‌کند: «روزی به او گفتم: شما با این علوم منحصرة به خود، چرا در این سمینارها و مجالسی که برای تقطیع و عقیم نمودن ارحام و ریشه‌کن کردن نطفة مردان تشکیل می‌دهند، شرکت نمی‌نمائید؛ و آراء طبّی خود را شرح نمی‌دهید؟! با کمال تأسف گفت: آقا اصلاً ما را در این سمینارها و نشست‌ها راه نمی‌دهند و نیز می‌گفت: روزی جوانی برومند، هیکل دار، قویّ البنیّه نزد من آند که چون لوله‌های خود را بسته بود و عارضه‌ای پیدا نموده بود، علاجی کنم. ...» (ص 132)

2. برخی از بیمارستان‌های خیریه نیز رسماً اعلام کرده بودند که در ازای بستن لوله، عمل زایمان و سزارین مجانی انجام می‌شود. (ص 147)

3. روزنامه خراسان 10 شعبان 1414 قمری (3 بهمن 1372) طی شماره 12885 تحت عنوان «ارائه برگ تنظیم خانواده شرط اصلی متقاضیان تحت پوشش کمیتة امداد امام خمینی (ره) خراسان اعلام شد.» آمده است که کمک به خانواده‌هایی که سه فرزند یا بیشتر داشته باشند، منوط به عمل وازکتومی و یا توبکتومی است و به خانواده‌های زیرپوشش کمیته در صورت عمل جراحی مذکور 50 هزار ریال پاداش تعلق می‌گیرد. (ص 147 – 148) و علامه طهرانی درجایی دیگر از کتابش دردمندانه چنین می‌نویسد: «در کمیته‌های امداد امام خمینی به زنان و مردان فقط می‌گویند وازکتومی و توبکتومی باید بنمایید. زن بیچاره مسکین اگر بگوید: «آی. یو. دی» نصب کنید، فائده ندارد. اگر بگوید از هر وسیلة دیگر استفاده می‌کنم و شما هر ماه مرا معاینه کنید، اگر حامله نبودم کمک خود را بنمائید، قوطی شیر خشک به طفلم بدهید، ابداً فائده ندارد. اُف بر این مساعدت! اُف بر این رویْه! اف بر این ستم!» (ص 237)

4. روزنامه خراسان شنبه 6 صفر 1415 (25 / 2 / 73) شماره 13020 نوشت: «اطلاعیه: فرزند کمتر زندگی بهتر با دریافت جائزه» به مناسبت بزرگداشت هفته کنترل جمعیت بیمارستان و زایشگاه خیریه علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام به مردان یا زنانی که برای انجام عمل وازکتومی و توبکتومی (جهت جلوگیری از تراکم و انفجار جمعیت) به این بیمارستان مراجعه کنند، علاوه بر رایگان بودن عمل‌های مذکور، به‌حکم قرعه تعدادی تلویزیون اهداء می‌کند. (ص 210)

5. معاون امور بهداشتی وزارت بهداشت در آماری بیان کرده است که در ظرف چهار سال هشتاد هزار مرد و یک‌میلیون زن واقع در سن باروری اقدام به عمل جراحی وازکتومی و توبکتومی کرده‌اند. (ص 212 به نقل از روزنامه قدس 30 محرم 1415 (19 تیرماه 1373) شماره 1891)   این بدان معناست که تنها در چهار سال فوق بالغ‌بر یک‌میلیون «خانواده ایرانی» نازا شدند.

مثال‌های علامه حسینی طهرانی در این زمینه فراوان است و مجال بیان تمامی آن‌ها در این مختصر نیست. علامه با استناد به آمار رسمی مقامات می‌نویسد آمار تلفات زنان و مردان در خصوص بستن لوله (توبکتومی و وازکتومی) در زنان یک‌میلیون و در مردان هشتاد هزار نفر رسیده است. منظور او از تلفات، مرگ‌ومیر ناشی از عمل‌های مذکور نیست، بلکه خود آن عمل‌هاست؛ چراکه دیة لوله‌های مرد در شرع مقدس اسلام قیمت دیة یک مرد کامل و دیة لوله‌های زن قیمت دیة یک زن کامل است. (ص 209 و نیز ببینید: ص 313 الی 323) و تأکید دارد که به دلیل فریبکاری و بنا بر قاعده غرور که پیامبر اکرم (ص) فرمود‌ند: «المَغْرُور یَرجِعُ الی من غَرَّه»، دیة زنان و مردانی که بنام کنترل جمعیت عقیم شده‌اند بر عهدة سازمان‌هایی است که در این امر دخالت داشته‌اند. (ص 322 – 323) ... پنج هزار تومان جایزه و یا تلویزیون به‌حکم قرعه و مانند آن ... «گویی به طفلی آجیلی داده‌اند تا او را بدزدند و سرقت کنند و خونش را بمکند.» (ص 210)

در دوران دفاع مقدس کشور با تحریم‌هایی وسیع مواجه بود. شاید بسیاری از خوانندگان این سطور به یاد داشته باشند که جهت تهیه دارویی و حتی نخ عمل جراحی باید خانواده بیمار از نیمه‌های شب در مقابل داروخانه هلال‌احمر در صف ‌نوبت می‌ایستادند. در اینجا سؤال علامه حسینی طهرانی آن است که چرا غربی‌ها که دارو و درمان کشور را تحریم کرده بودند، اینک سیل کمک‌های مادی خود را جهت تسهیل سیاست‌های کنترل جمعیتی ایرانیان که علامه آن را «قتل و عام مسلمین و شیعیان» می‌نامد، (ص 199) پیش گرفتند؟ بعد هم سیل اهدای جوایز غربی به مسئولان وقت باز شد.

هر کس آمار بیشتری و یا راهکارهای جدیدتری جهت کاهش و نابودی باروری ایرانیان ارائه می‌داد، تشویق «جهانی» می‌شد. در همان سال‌ها وزیر بهداشت وقت جایزه کنترل جمعیت را از سازمان ملل دریافت کرد و چند سال بعد هم معاون تنظیم خانواده وزارت بهداشت دیگر جایزه کنترل جمعیت را درو کرد و حتی اینک نیز جوایز بین‏المللی سازمان بهداشت جهانی به کسانی تعلق می‌یابد که پرشک و رواشناس و غیره و با استفاده از وسایل ارتباط‌جمعی می‌کوشند تا ازدواج در سنین بالا و سن بارداری در سنین بالای چهل‌سالگی زنان را با استناد به پیشرفت‌های پزشکی «طبیعی» نشان دهند. این جوایز دامی است که سال‌هاست برای جوامع اسلامی تدارک دیده‌شده است و در سراسر اثر علامه حسینی طهرانی اینگونه هشدارها نسبت به برنامه‌های استعماری دیده می‌شود.

از دید او افزایش جمعیت درصورتی‌که با آموزش صحیح همراه شود، نه‌تنها مایة فقر نیست که سرمایه آینده توسعه و پیشرفت است. اینکه اسرائیل می‌کوشد تا جمعیت اعراب رشد سالمی نداشته باشد، نشان از نگرانی آن رژیم دارد که مبادا این جمعیت به سرمایه‌های توسعة آینده تبدیل شوند. (ص 205) از دید علامه حسینی طهرانی مشکل اصلی کشور افزایش جمعیت آن نیست، بلکه توازن جمعیت است. به بیان او «تکرار و تبلیغ آنچه دیگران از خارج از مرزها می‌خواهند، گرهی از مشکلات امروز ما بازنخواهد کرد و هرگز نمی‌تواند بر مشکل اصلی که ناشی از مهاجرت بی رویة جمعیت به‌سوی شهرهای بزرگ است سرپوش بگذارد و بالاتر از آن، ضعف برنامه‌ریزی، مدیریت و اجرا در مرحلة ارائة خدمات جدی و مؤثر به روستاها را به‌طوری‌که متناسب با ابعاد عظیم نیازها و کمبودها باشد، از دیدها محو نخواهد کرد. (ص 308) نباید با مردم به‌صورت گلة گوسفند برخورد کرد و قابلیت‌ها و مهارت‌ها و شایستگی افراد و خانواده‌ها برای تربیت صحیح فرزندان صالح و کارآمد را یکسره نادیده گرفت و برای خوشایند مراجع بین‌المللی که امروز دروغ بودن حرفشان را خودشان هم اعتراف دارند، یکسره همه‌چیز را زیر پا گذاشت و چنین وانمود کرد که گویا انفجار جمعیت، همه سرمایه‌ها و ثروت‌ها و امکانات کشور را می‌بلعد ...» (ص 308 – 309) مبحث پایانی کتاب علامه به ضدیت فلسفة اسلام و روح ایمان با کاهش جمعیت اختصاص دارد. (ص 327 الی 345)

علامه انگیزة کاهش جمعیت در کشور را فقط اهداف سیاسی می‌داند و آن را بخشی از طرح‌های تغییرات فرهنگی کشورهای استعمارگر غربی در کشورهای اسلامی می‌داند که منجر به حاکمیت فرهنگ غرب می‌شود و از مسئولان میِ‌خواهد تا با جامع‌نگری در سیاست‌گذاری‌های کلان کشور، مراقب باشند که ناخواسته در مسیر سیاست‌های استعماری کشورهای غربی قرار نگیرند.

منبع:
سید محمد حسین حسینی طهرانی (1415 ه.ق) رسالة نکاحیه: کاهش جمعیت، ضربه‌ای سهمگین بر پیکر مسلمین. طهران، انتشارات حکمت

انتهای پیام/

خبرگزاری تسنیم - سرویس: فرهنگی ، تاریخ: ۲۱/بهمن/۱۳۹۳ - ۱۷:۲۷ ، شناسه خبر: ۶۵۰۱۰۳

http://www.tasnimnews.com/Home/Single/650103

به نقل از وب‌نوشت نویسنده به نشانی: http://kamyarsedaghat.blogfa.com

 

+Globalization جهانی شدن - عولمة - Globalization در چهارشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۳ و ساعت |

 

منبع خبرگزاری فارس: حوزه آئین و اندیشه: 93/11/14 - 12:16 - شماره: 13931114000274

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931114000274

 نقل از وبلاگ دکتر صداقت: http://kamyarsedaghat.blogfa.com/post/702


 کامیار صداقت ثمر حسینی، عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و نویسنده «مجموعه شیعه‌شناسی معاصر اهل سنت»، درباره اهمیت تمدن‌سازی به خبرنگار آیین و اندیشهخبرگزاری فارس گفت:‌ فرهنگ و تمدن وقتی در مسیر صحیح قرار می‌گیرد که هر کس اعم از کارگر و کشاورز و مدیر و کارمند، محکم و قاطع و با علم و تعهد و حق‌خواهی به حوزه کاری خود بپردازد و وظایفشان را انجام دهد، اینجا دیگر ما فرد مهم و غیر مهم نداریم، هرکسی در قبال کاری که می‌کند مسئول است، آنچه مهم است پرداختن به نیازهای واقعی و اجتناب از نیازهای کاذب است.

وی با بیان اینکه به طور مثال، مسلمانان باید از صنعت فزاینده سرگرمی و تفریح که جوامعشان را سخت درگیر خود کرده، فاصله بگیرند و از صدها میلیون ساعت زندگی جوانانشان استفاده‌های بهتری ببرند تا پای بازی رایانه‌ای و برنامه‌های پوچ ویدئویی و بسیاری از برنامه‌های بی‌محتوای تلویزیونی هدر نرود، افزود: افراد در ساختن فرهنگ و تمدن خود چه پیشرفت و یا انحطاط آن سهیم هستند. مثال دیگری بزنم استاد میرزا عبدالجواد ملقب به ادیب نیشابوری پایه‌گذار یکی از بزرگ‌ترین مکاتب ادبی کشور بود که تأثیری عمیق بر آموزش ادبیات سنتی و نوین (زبان و ادب فارسی و عربی) داشته است. او سنتی زندگی ‌کرد و در آن زمان شاید قدر کارش به‌درستی مشخص نبود ولی جانانه و مردانه پای‌ کارش که تعلیم و تربیت بود، ایستاد و این صفتی است که امروزه گوهری نایاب است؛ نتیجه کارش تحولی شگرف در عرصه ادبیات و زبان‌شناسی معاصر بود و با گذشت زمان بود که فضلش بیش‌ از پیش آشکار شد.

وی همچنین شهید حضرت آیت‌الله سید محمدباقر صدر را یکی از نوابغ حوزه‌های علمیه شیعه در دوران معاصر به شمار آورد و گفت: او در عمر کوتاه خود توانست تأثیرات عمیقی بر جریان اندیشه اسلامی معاصر در جهان اسلام داشته باشد. شهید صدر مردانه پای‌کار ایستاد و شاگردان بسیاری تربیت کرد که برخی از آنان در خط مقاومت اسلامی علیه رژیم صهیونیستی و مبارزه با رژیم بعث عراق حضوری چشمگیر داشته‌اند. اگر بسامد مثال‌های فوق در جامعه‌ای زیاد شود، یعنی شاهد حضور مستمر شهید صدرها و امثال او در جامعه باشیم، رشد و تعالی مادی و معنوی جامعه تضمین خواهد شد و اعتلای تمدن حاصل ازدیاد این سنخ بسامدهای فرهنگی است.

صداقت‌ثمر حسینی در ادامه یادآور شد: در صورتی‌که مراد از «تمدن‌سازی نوین اسلامی» اصلاح امت و اصلاح جامعه بنا بر آن چیزی باشد که موردنظر پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) است، این امری لازم و شدنی است و همچنان که پیش‌تر نیز اشاره شد، نیازمند عزم و پایبندی به کار و تعهد به‌حق و دوری از باطل است. هر کس در حوزه خودش اگر خوب کار کند و وظایف خود را به‌درستی به انجام رساند، کاری کرده است کارستان. هرچه بسامد کارهای خوب بیشتر شود و بسامد اشتباهات و خطاها کمتر شود، امیدواری به آینده بیشتر خواهد شد.

وی با ارائه مثالی از مجاهدت علامه قمی در تغییر وضعیت‌ موجود فرهنگی جامعه و حتی جهان اسلام گفت: علامه قمی اگر لحظه‌ای به فکر مدرک‌گرایی، استاد شدن، ریاست این گروه و آن گروه و مانند آن افتاده بود، هرگز نمی‌توانست آغازگر جریانی اصیل باشد. بیداری اسلامی به افتتاح ساختمان و ابنیه باشکوه و داشتن القاب پرطمطراق و مانند آن نیست، به زنده شدن قلوب ساکنان آن ساختمان‌هاست که دیر یا زود ساختمان‌ها را باید گذاشت و گذشت.


 توضیحات بیشتر

الف - به طور کلی مصاحبه در پاسخ به پرسشهای زیر بوده است:

درباره ضرورت تمدن سازی اسلامی توضیحاتی ارائه دهید و اینکه چه ابزارهایی برای تمدن سازی باید در اختیار داشته باشیم؟

در حال حاضر وضعیت تمدن اسلامی در چه مرحله‌ای قرار دارد و چگونه تمدن سازی نوین اسلامی تحقق‌پذیر است؟

 

ب - در خصوص ادیب نیشابوری

استاد میرزا عبدالجواد ملقب به ادیب نیشابوری پایه‌گذار یکی از بزرگ‌ترین مکاتب ادبی کشور بود که تأثیری عمیق بر آموزش ادبیات سنتی و نوین (زبان و ادب فارسی و عربی) داشته است. او سنتی زندگی ‌کرد و در آن زمان شاید قدر کارش به‌درستی مشخص نبود ولی جانانه و مردانه پای‌ کارش که تعلیم و تربیت بود، ایستاد و این صفتی است که امروزه گوهری نایاب است؛ نتیجه کارش تحولی شگرف در عرصة ادبیات و زبانشناسی معاصر بود و با گذشت زمان بود که فضلش بیش‌ازپیش آشکار شد. برای مثال، از شاگردان او می‌توان به آیت‌الله میرزاعلی اکبر نوغانی، آخوند ملا عباس تربتی، ملک‌الشعرای بهار، بدیع‌الزمان فروزان فر، محمدتقی مدرس رضوی، محمد پروین گنابادی، محمدامین ادیب طوسی و ده‌ها تن دیگر اشاره کرد. کار او با درخشش یکی از شاگردانش بنام شیخ محمدتقی ادیب راموز نیشابوری (ادیب دوم) به کمال رسید و از شاگردان ادیب دوم نیز می‌توان به آیت‌الله‌العظمی سید علی سیستانی، آیت‌الله‌العظمی وحید خراسانی، آیت‌الله عباس واعظ طبسی، استاد علامه سید علی حجت هاشمی و اساتیدی چون دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، دكتر محمدجعفر جعفري لنگرودي، دکتر عبدالجواد فلاطوری و ... اشاره کرد. یک نفر ایستاد یک فرهنگ زنده شد و بادانشی که او آموخت صدها کتاب تصحیح شد، نوشته شد و به نسل‌های بعدی عرضه شد. تفسیر المیزان را در نظر بگیرید. علامه طباطبایی (ره) آن را نوشت، سطح تفسیر‌نویسی را در دورانش ارتقا داد. 

 ج - در خصوص شهید سید محمدباقر صدر و  برخی از شاگردان او:

شهید فقید حضرت آیت‌الله سید محمدباقر صدر از شاگردان برجسته آیت‌الله شيخ محمدرضا آل ياسين (ره) و آیت‌الله‌العظمى سيد ابوالقاسم خویی (ره) و یکی از نوابغ حوزه‌های علمیه شیعه در دوران معاصر است. او در عمر کوتاه خود توانست تأثیرات عمیقی بر جریان اندیشه اسلامی معاصر در جهان اسلام داشته باشد. هر حرکت علمی‌اش، چه در مقام تدریس و یا تعلیم به نهضتی فراگیر منجر شد؛ دیدگاه‌های او در فقه و اصول، در اقتصاد اسلامی، در منطق و مبحث استقراء جلوه‌ای از اندیشه پویای او هستند. مواضع سیاسی و اجتماعی‌اش نیز بسیار شجاعانه بود. در دوران اختناق رژیم بعث عراق، از نهضت انقلاب اسلامی ایران و امام خمینی (ره) سرسختانه پشتیبانی کرد و در تحریم عضویت در حزب بعث عراق فتوا صادر کرد و سرانجام به همراه خواهرش، شهید بنت‌الهدی صدر توسط دژخیمان رژیم بعث عراق به درجه شهادت رسید. شهید صدر مردانه پای‌کار ایستاد و شاگردان بسیاری تربیت کرد که برخی از آنان در خط مقاومت اسلامی علیه رژیم صهیونیستی و مبارزه با رژیم بعث عراق حضوری چشمگیر داشته‌اند. از زمرة شاگردان او می‌توان به شهید آیت‌الله سيّد محمدباقر حكيم، شهید آیت‌الله سید عباس موسوی دبیر کل فقید حزب‌الله لبنان، آیت‌الله سید محمود شاهرودی، آیت‌الله حاج شیخ محمدعلی تسخیری، آیت‌الله حاج شیخ محسن اراکی، آیت‌الله نورالدين اشكوري، آیت‌الله رضا استادی، حجةالاسلام‌ والمسلمین حاج شیخ علی‌اصغر اوحدی، آیت‌الله عفیف النابلسی از علمای لبنان و ... اشاره کرد که اینان در خط مقدم دفاع از وحدت اسلامی و مقاومت اسلامی بوده‌اند.

 د - در خصوص مجاهدت علامه قمی:

در اینجا باید نیازهای جامعه را شناخت و اولویت را به نیازهای واقعی داد تا نیازهای کاذب. مثالی از مجاهدت علامه قمی خالی از لطف نیست که بیان این موضوع است که می‌توان در تغییر وضعیت‌های موجود فرهنگی جامعه و حتی جهان اسلام مؤثر بود. دقت شود که مجاهدت یک نفر با دست‌خالی چگونه می‌تواند بر جهانی تأثیرگذار باشد. پس از واقعة شهادت مرحوم ابوطالب یزدی از حاجیان ایرانی در حجاز به دست عمال ملک عبدالعزیز پادشاه وقت سعودی و تشدید تبلیغات وهابی‌ها علیه شیعه، مرحوم علامه قمی که جوانی رشید و از خانواده‌ای پاک‌دامن بود، عزم خود را جزم کرد که جهان اسلام را به وحدت اسلامی فراخواند. او برای آموختن زبان عربی به لبنان رفت و مدتی در یکی از روستاهای لبنان زندگی کرد، آنگاه در سال 1938 م به قاهره رفت و با شیوخ الأزهر دیدار کرد و از ایدة خود مبنی بر تقریب میان مذاهب اسلامی سخن گفت. شیوخ الأزهر به‌ویژه شیخ محمد مصطفی المراغی و شیخ عبدالمجید سلیم و شیخ محمود شلتوت و بسیاری از دیگر از علمای معظم اهل سنت از این حرکت استقبال کردند. زندگی علامه قمی در آن دیار دور از وطن و اقوام از سویی در غایت سادگی و سختی که در نوشته‌های مرحوم شیخ محمود شلتوت به آن اشاره شده است، و از سوی دیگر در معرض هجمة مخالفان وحدت اسلامی بود. او بعدها در اواسط دهة 1940 میلادی بود که او در مراجعت به ایران با علما و مراجع دینی همچون آیت‌الله‌العظمی بروجردی و آیت‌الله‌العظمی میلانی دیدار کرد و با کسب حمایت عالی‌ترین مراجع شیعی و بزرگانی همچون آیت‌الله سید ابوالحسن رفیعی قزوینی امکانات و زمینة بهتری یافت.

یک نفر دنبال حق بود، نسبت به سرنوشت جهان اسلام احساس مسئولیت کرد، وارد کار شد، سختی کشید و نهایتاً بی‌آنکه ادعایی و یا مطالبه‌ای کند، زمینة ظهور یکی از بزرگ‌ترین جریان‌های معاصر بیداری اسلامی را در دار التقریب قاهره پدید آورد که برکاتی عظیم برای امت اسلامی داشته است. 

+Globalization جهانی شدن - عولمة - Globalization در سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۳ و ساعت |

  جریان عظیم جابه‌جایی استاد - دانشجو با هدف سلفی کردن نخبگان جهان اسلام در عربستان سعودی در حال انجام است که این امر یکی از اصلی‌ترین عوامل موثر در جهت‌دهی و گسترش شیعه‌هراسی در جهان اسلام است. 


در جهان اسلام، شیعه ‌هراسی به مجموعه‌ ای از مطالعاتِ نظری و یا اقداماتِ عملی بر ضد شیعیان اطلاق می ‌شود که در پی ممانعت از برقراری ارتباطی صمیمی و برادرانه و تحقق وحدت اسلامی میان شیعه و سنی است. اوجِ شیعه‌ هراسی در مطالعات نظری به «تکفیر» و اوجِ آن در اقداماتِ عملی به «ترور و انفجارهای تروریستی» می‌انجامد. (در موارد بسیاری ترور نتیجه تکفیر است.) ناگفته نماند که امروزه شیعه‌ هراسی در مغرب زمین عمدتاً در راستای ایران‌ هراسی، در کانون توجه رسانه ‌های غربی است.

در دهه ‌های اخیر شیعه ‌هراسی عمدتاً از سوی سه جریان هدایت شده است که عبارت‌اند از:

1. قدرت‌ های مداخله‌ گر غربی که به جهت تأمین منافع خود، در پی تبدیل تفاوت‌ های موجود در جوامع اسلامی به تضاد و تفرقه و درگیری هستند. همچنان که ادوارد سعید، پژوهشگر فقید فلسطینی، معتقد بود، قدرت‌های غربی با دو انگیزه (که ادوارد سعید می‌گفت سومی هم ندارد) در امور منطقه خاورمیانه دخالت می‌کنند: الف - چپاول نفت کشورهای اسلامی و ب - تأمین امنیت رژیم صهیونیستی.

2. سلفی‌های وهابی که به ‌صورت سنتی با شیعه مخالف‌اند. لازم به ذکر است که بسیاری از علمای بزرگ اهل سنت از وحدت و برادری اسلامی حمایت می‌کنند و نیز باید توجه داشت که در موارد بسیاری، اختلافات میان پیروانِ شخصیت‌های بزرگ اسلامی است و نه میان خود آنان، وقایع دردناکی که میان شیعه و حنابله رخ داده است، منافی با رویکرد شخص احمد بن حنبل بود. شخص احمد شیعه را و به ویژه علویین را مورد احترام قرار می داد و حتی خانۀ او را به اتهام تمایل به علویین مورد تفتیش قرار دادند.

3. برخی از جریان‌های سکولار منطقه مانند حزب بعث عراق.

به این جریان‌ها باید جماعتی را نیز افزود که به نام شیعه، سعی در تشدید ادبیات شیعه ‌هراسی در میان اهل سنت می‌کنند. آن‌ها همچون گروهک یاسر الحبیب در پوشش هیئتی به ظاهر مذهبی، با عنوان «خدام المهدی» در لندن، از سال 2010 م، در پناه سرویس‌های اطلاعاتی بریتانیا فعالیت خود را در توهین به برادران اهل سنت تشدید کرده‌اند. تاریخ مذکور نقطه‌عطفی در تشدید شیعه ‌هراسی توسط مخالفان وحدت اسلامی به شمار می‌رود و برای آنان که وقایع و تحولات مربوط به شیعه ‌شناسی معاصر اهل سنت را دنبال می‌کنند، اثرات مخرب اقدامات این گروهک به ‌خوبی ملموس است. یکی از اهداف گروه مذکور ایجاد فشار هنجاری برای علمای بزرگ اهل سنتی است که در پی وحدت اسلامی میان شیعه و اهل سنت هستند.

مثال هایی از شیعه‌ هراسی در مطالعات نظری

شیعه ‌هراسی در مطالعات نظری مخالفان وحدت اسلامی، گذشته‌ای طولانی دارد و آثار ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم جوزیه، نمونه بارزی از آن هستند. امروزه با شیب بسیار تندی، این مطالعات در غالب کتاب و مقاله و رساله‌های دانشگاهی در جهان اسلام منتشر می‌شوند و بسامد آن به صورت روزافزونی بالا رفته است. محورهای مورد تأکید مخالفان تقریب و وحدت اسلامی عبارت‌اند از:

1. ادعای انتساب عقیده تحریف قرآن به شیعه.

2. ادعای عبادت غیر خدا (مانند عبادت قبور) توسط شیعه.

3. ادبیات شبیه انگاری شیعه به یهود و نصاری و مجوس.

4. متهم کردن شیعه به نفاق و تزویر (با تبلیغات روانی در خصوص مفهوم تقیه)

همچنین در دسته‌ای از آثار مرتبط با شیعه ‌هراسی ادعا می‌شود که شیعیان تمامی مسلمانان را تکفیر می‌کنند و با این رویکردِ تبلیغاتی، خواننده مسلمان را به تکفیر شیعه سوق می‌دهند. این رویکرد را می‌توان در کتابِ «الفکر التکفیری عند الشیعة حقیقة أم أفتراء؟» (مکتبة الإمام البخاری: 2006 م، 272 ص) اثر عبدالملک عبدالرحمن الشافعی مشاهده کرد که در راستای شیعه ‌هراسی در جهان اسلام کوشیده است تا آنچه را که عقاید تکفیری شیعه در قبال مسلمانان می‌داند تبیین کند. یا عبدالرحمن دمشقیه در آثارش به‌ ویژه کتاب «ظاهرة التکفیر فی مذهب الشیعة الإمامیة الإثنى عشریة»‌ (مکتبة الرضوان: 2005 م، ط 1 100 ص) همان خط‌مشی را در سیاق شیعه‌ هراسی دنبال کرده است. همچنین صافیة أبو جودة در کتاب خود با عنوان «اللغة والتکفیر (النظریة والتطبیقات التربویة)» (مکتبة الرشد، 2009، ط 1) در راستای شیعه ‌هراسی، مدعی تکفیر مسلمانان توسط شیعیان شده و مذهب شیعه را مذهبی دشمن با اسلام و مسلمین معرفی می‌کند و از این نوع آثار بسیارند.

مثالی از شیعه ‌هراسی در قالب اقداماتِ عملی

جهت درک بهتر شیعه‌ هراسی در قالب اقداماتِ عملی، می‌توان واکنش‌های شیوخ وهابی مصر را در مورد سفر گروهی از جهانگردان ایرانی به مصر (ورود جهانگردان به مصر شنبه 10 فروردین 1392 ش به مدت یک هفته) مورد توجه قرار داد. در آن زمان، اولین گروه جهانگردان ایرانی در طول سفر کوتاهشان، از پنج شهر آسوان، اقصر، غردقه، قاهره و اسکندریه دیدار کردند و مردم مصر رفتار بسیار خوبی با آنان داشتند؛ اما فشارهای شیوخ سلفی مصر که غالباً تحصیلکردة سعودی هستند، موجب شد تا دیدار چند خانواده معمولی ایرانی از آثار تاریخی مصر، با پوشش خبری وسیع رسانه‌‌های سلفی همراه شود و تصویر رسانه‌ای این سفر از وضعیت عادی خارج شود.

متأسفانه منبع‌شناسی و رصد کردن تحولات و وقایع جهان اسلام در مراکز پژوهشی کشور مورد اعتنا نیست. منبع‌ شناسی مادرِ پژوهشها و مطالعات راهبردی است و ما تا منبع ‌شناسی نکنیم، متوجه ماجراهایی پیرامونمان نخواهیم شد و نقاط ضعف و قوت خود و حریف را نخواهیم شناخت.

شیوخ وهابی مصر تمام کوشش خود را به‌ منظور برهم زدن گردشگری ایرانی در مصری به کار بردند. یکی از فعالیت‌های آموزشی آنان برگزاری همایش‌های مختلفی با عنوان «الشیعة هم العدو فاحذروهم» در شهرها و مساجد مختلف مصر بود.

یکی از تکنیک‌های اصلی شیعه‌ هراسی ایجاد شک و تردید نسبت به شیعیان بوده است؛ برای مثال گفته ‌شد که شیعیان با استفاده از حربة تقیه همواره باطن خود را از اهل سنت مخفی نگه می‌دارند. ازاین‌رو نباید به آن‌ها اعتماد کرد و اینکه شیعیان همواره در حال برنامه ‌ریزی برای نابودی اهل سنت هستند. برخی عناوین خبری وب‌گاه‌های وهابی، از سفر ایرانیان به مصر به عنوان «آغاز جنگ شیعه با اهل سنت مصر» تعبیر کردند و مصر را به‌عنوان «گورستان ایرانیان» نامیدند؛ تعابیری که عملاً در چارچوب تکفیر ایرانیان و شیعیان بود؛ مانند:

- بدأ التشیع بغزو مصر السنیة

- العلاقات مع إیران تفتح أبواب جهنم ..ومصر لن تکون إلا مقبرة الإیرانیین.

این‌گونه ادعاها، همان مضامین اصلی آثار دانشگاهی مخالفان وحدت اسلامی است که اینک به زبانی ساده و رسانه‌ای، برای مردم مصر بازنشر می‌یافت. حتی کوشش شد تا در سال 2012 م، کتابی با عنوان «شطحات وضلالات» وارد دروس مدارس ابتدایی و متوسطه مصر شود که بخشی از آن درباره شیعه و مخالف روح تقریب و وحدت اسلامی بود.

اسامی برخی از شیوخ وهابی مصری که واکنش‌های تندی نسبت به حضور ایرانیان در مصر داده‌اند چنین است: سید حسین العفانی، محمود شعبان، وحید عبدالسلام بالی، راغب السرجانی، صفوت حجازی، محمد حسان، احمد فرید، ابواسحاق الحوینی، ناصر رضوان، یاسر البرهانی، محمدحسین یعقوب، عبدالملک الزغبی، عبدالله سمک، عبد الله شاکر الجنیدی و ...

همچنین نام پاره‌ای از سازمان‌ها و احزاب سیاسی مصر مانند حزب النور، حزب الأصالة، الرایة، الجبهة السلفیة، الدعوة السلفیة، حزب الإصلاح، أنصار السنة، به موضوع باز شد.

در اثنای حضور جهانگردان ایرانی به مصر، گروهی با عنوان «لجنة التصدى للمد الشیعى بمصر» تشکیل شد که هدف اساسی آن مبارزه با هرگونه حضور ایرانیان در مصر حتی در قالب جهانگردانی ساده بود که آن را از طریق ایراد خطبه و دروس ضد شیعه در مساجد دنبال کردند. اعضای این گروه عبارت بودند از: أحمد فرید، محمد عبدالملک، احمد فرید، ناصر رضوان، احمد السیسی، شحاته صقر. گروه مذکور با همکاری حزب نور و عبدالله بدران (رییس جناح نمایندگان حزب نور در مجلس وقت مصر) آنان کوشیدند تا با زیر فشار قرار دادن وزارت گردشگری مصر، از ورود ایرانیان به مصر جلوگیری کنند.

همچنین دعوت سلفیه، دعوایی قضایی را در این زمینه مطرح کرد؛ با این بهانه که امضای موافقت‌نامه گردشگری میان مصر و ایران غیرقانونی بوده است و وزیر گردشگری در غیاب تصمیم مجلس ملی آن را امضا کرده است.

اقدامات عملی تنها به برگزاری همایش‌ها و سخنرانی‌ها محدود نشد و موضوعاتی چون محاصرة فرودگاه‌ها و یا حملات به دفاتر ایران از سوی پیروان سلفی مطرح شد؛ برای مثال، سلفی‌ها نیز مانع ورود مسئول حافظ منافع ایران به الازهر برای شرکت در همایش جشن ولادت عایشه، همسر پیامبر، شدند و شماری از پیروان آن‌ها در مقابل درب آنجا تحصن کردند و ....

سه نکته مهم درباره شیعه‌هراسی

در خصوص شیعه‌هراسی نکات بسیاری قابل‌طرح است که از آن میان به سه نکته مهم در خصوص سلفیه رسمی سعودی و سلفیه مسلح تکفیری اشاره می‌شود:

1. جریان عظیم جابه‌جایی استاد - دانشجو

عموماً تصور می‌شود که مهم‌ترین مهاجرت‌های به عربستان سعودی مهاجرت کارگران است درحالی‌که به‌صورت هدفمند جریان عظیم جابه‌جایی استاد - دانشجو در سعودی که با هدف سلفی کردن نخبگان جهان اسلام در حال انجام است، بسیار مهم‌تر است. این مطلب را در مجلد سوم کتاب شیعه‌شناسی معاصر اهل سنت که به مراکز آموزشی و مطالعات نوین دانشگاهی شیوخ سلفی می‌پردازد، به‌تفصیل تشریح کرده‌ام. ناگفته نماند که اولین شخصیت شیعی که متوجه عمق فعالیت‌های راهبردی عربستان سعودی در جهت مرجعیت بخشیدن به عقیده وهابی رسمی شد، مرحوم آیت‌الله میرزا خلیل کمره‌ای است. برای مثال در صفحه 212 کتاب «سروش مقدس وادی ایمن مکه و مدینه – اسمعی یا حجاز» می‌نویسد:

در اعصار متأخره شماره شیوخ ازهر 312 از جمیع مذاهب بود و شماره طلاب آن 9069 نفر بود و از مابین آن‌ها 28 دانشجو از حنابله و 3 نفر از شیوخ آن‌ها بودند. لکن در قرن 18 میلادی به‌واسطۀ ظهور وهابیین که در تحت تأثیر تعالیم ابن تیمیه واقع شدند، به صورتی قوی جدیداً ظهور کردند و دراین‌باره تا حدِّ زیادی از اعتدال خارج شدند و به‌افراط و تفریط گرفتارند.

این سیاست در پی تضعیف شجره آموزشی معتدل و معقول شیخ محمد عبده و شاگردانش و همفکرانش همچون شیخ محمود شلتوت است.

2. افزایش بسامد شیعه‌هراسی

بسامد شیعه‌هراسی وهابی‌ها در روزگار کنونی، به ویژه با توسعه ابزارهای نوین ارتباطی همچون ماهواره و اینترنت، به مراتب بیش از گذشته است. در گذشته شیعیان عموماً وهابیت را از چند واقعه می‌شناختند که عبارت بودند از:

- تخریب اماکن مقدسه در حجاز و ایجاد محدودیت‌هایی برای زیارت حاجیان.

- حملات تاریخی وهابیان به شهر مقدس کربلا و برخی دیگر از شهرهای عراق.

- شهادت ابوطالب یزدی زائر ایرانی خانه خدا در سال 1322 ه.ش به دست مأموران سعودی.

- کشتار حاجیان حرم الهی توسط فهد بن عبدالعزیز پادشاه وقت سعودی در ششم ذی الحجه سال 1407 ه.ق.

اما امروزه به صورت روزانه با اخبار، منابع و وقایع شیعه‌هراسی (اعم از تکفیر و تهدید و ترور) در سراسر جهان اسلام مواجه‌ایم. این بسامد ضرورت ایجاد تحول در شیوة مطالعه درباره جهان اسلام و به ویژه منطقه موسوم به خاورمیانه را به صورتی روزافزون خاطرنشان می‌کند 

باید توجه داشت که در موارد بسیاری، اختلافات میان پیروانِ شخصیت‌های بزرگ اسلامی است و نه میان خود آنان، وقایع دردناکی که میان شیعه و حنابله رخ داده است، منافی با رویکرد شخص احمد بن حنبل بود.

3. ضرورت بررسی آثار مرجع تکفیری معاصر

مجموعه ادبیاتی در میان گروه‌های تکفیری موسوم به «سلفیه جهادی» شکل‌گرفته است که تروریسم را در قالب یک مذهب تعریف می‌کند. درک عقاید سازمان‌های تروریستی القاعده و یا داعش در گرو بررسی این آثار است. داعش بزرگترین اجتماع تروریستی در طول تاریخ جهان اسلام است و از اینرو، درک منابع اعتقادی آن اهمیت بسیاری دارد. 

 این آثار را در مجلد چهارم کتاب شیعه‌شناسی معاصر اهل سنت که اختصاص به جماعت‌های سیاسی ضد وحدت اسلامی دارد، تشریح کرده‌ام. برخی از معروف‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از: 

-فتوای معروف ابن تیمیه موسوم به فتوای ماردین

-فتاوی جهادی شیخ محمد بن عبدالوهاب

-قرائتی ویژه از کتاب «معالم على الطریق» اثر سید قطب که آن را در دهه 1960 م در زندان نگاشت

-کتاب «الفریضة الغائبة» اثر محمد عبدالسلام فرج (1962 - 1982 م)

-کتاب «الجهاد والاجتهاد: تأملات فی المنهج» اثر أبو قتاده عمر محمود عثمان (1960 م) معروف به ابو قتاده که از منابع موردتوجه سلفیه جهادی - تکفیری به‌ویژه القاعده است.

-کتاب قطور «دعوة المقاومة الإسلامیة العالمیة» اثر مصطفى الرفاعی معروف به ابو مصعب السوری (متولد 1958 م)؛ کتاب فوق در حدود 1600 صفحه است و از آثار مشهور و موردتوجه سازمان تروریستی القاعده است.

-کتاب‌های «العمدة فی إعداد العدة» و «الإرهاب من الإسلام ومن أنکر ذلک فقد کفر» اثر سید امام الشریف که با نام جهادی «عبدالقادر بن عبدالعزیز» نیز شناخته می‌شود، آن کتاب‌ها نیز از منابع اصلی و اندیشه تکفیری سازمان القاعده هستند.

-کتاب «آیات الرحمن فی جهاد الأفغان» اثر عبدالله عزام (1941 - 1989 م)، عزام چهره‌ای اخوانی بود که در جهاد افغانستان حضور داشت و بعدها به القاعده پیوست

-کتاب «الولاء والبراء؛ عقیدة منقولة وواقع مفقود» اثر ایمن الظواهری (متولد 1951 م) پزشک مصری بود که به پاکستان و سپس افغانستان رفت و به همراه اسامه بن‌لادن، عنوان یکی از رهبران اصلی سازمان القاعده فعالیت کرد.

-مقالات عمر عبدالرحمن، مانند «قولوا للظالم لا، الشریعة الإسلامیة شریعة کاملة»

-رساله‌های جهیمان بن سیف العتیبی نیز بر پاره‌ای از سلفی‌های جهادی زمانه‌شان تأثیرگذار بوده‌اند؛ چنانکه در زمانه‌اش، به پیدایش جریان نظامی «جماعت حرم» یا «جماعت جهیمان» در عربستان سعودی انجامید.

4. معرفی چند کتاب

در اینجا شایسته است تا برخی از منابعی که مطالعه آنها جهت فهم وقایع جاری جهان اسلام و مسایل فکری آن اهمیت دارد، پیشنهاد شود:

- آثار آیت‌الله میرزا خلیل کمره‌ای

- آثار آیت‌الله حاج شیخ محمدعلی تسخیری که بهترین دیدگاه های تقریبی را با علم و آگاهی و خلوص نیتی والا ارائه داده است.

- کتاب «نقض الفریضة الغائبة» اثر شیخ جاد الحق علی جاد الحق که نمونه ای از نقدهای علمای الأزهر بر جریانات تکفیری معاصر است. شیخ جاد الحق علی جاد الحق (1917 - 1996 م) از علمای بزرگ الازهر، مفتی کشور مصر (1398 - 1402) و شیخ جامع الأزهر (1402 - 1417 ه.ق) بود. مجموعه فتاوی او با عنوان «الفتاوى الإسلامیة» منتشر شده است.

- کتاب «وهابیان» اثر عالم بزرگوار علی اصغر فقیهی که بررسی منصفانه‌ای از تاریخ وهابیت را ارائه داده است.

- کتاب «برهان در رد تحریف قرآن» اثر آیت‌الله میرزا مهدی بروجردی که از آثار مهم در پاسخ به شبهه تحریف قرآن و رد اتهامات برخی شیوخ وهابی است.

- کتاب «دریغ است ایران که ویران شود» اثر فرامرز رفیع‌پور که بررسی دیدگاه‌های او درباره توسعه و تضاد و به ویژه نقش استعمارگران در تشدید تضاد و درگیری در جوامع اسلامی حاوی نکات جالب‌توجهی است.

چه باید کرد؟

مشکل اصلی در مقابله با شیعه‌هراسی در جهان اسلام به خودمان و اصلاح خودمان باز می‌گردد. تا خودمان را اصلاح نکنیم، نمی‌توانیم به صورتی جدی و سازنده در جهان اسلام فعالیت کنیم. مقدم بر همه مسائل، «ضرورت ایجاد تحول در مراکز مطالعات راهبردی کشور» است. برای مثال، از میان مواردی بی‌شُمار، پایان‌نامه کارشناسی ارشدی دانشگاهی در شهر تهران درباره «نهضت اسلامی تاجیکستان» با نمره عالی (20) پذیرفته شده است و آن پایان نامه کپی‌ تمام ‌عیاری از کتاب «اس‍لام‌ و ن‍ه‍ض‍ت‌ اس‍لام‍ی‌ در ت‍اج‍ی‍ک‍س‍ت‍ان‌ م‍ع‍اص‍ر» اثر شمس الحق نور است. در اینجا آیا دانشگاه می‌تواند ادعا کند که کارشناسِ مسایل تاجیکستان تربیت کرده است؟ آیا جز این است که اساتید آن پایان نامه تنها به ارتقای شغلی خود اندیشیده‌اند و حتی دم‌ دست‌ترین کتاب در آن زمینه را نخوانده‌اند؟ اشاره‌ای به خرید و فروش وسیع مقاله و پایان‌نامه و کتاب نمی‌شود که خوانندگان ارجمند و گرامی خود شاهد تبلیغاتِ سنگین و رقابت نفس‌گیر آن بر در و دیوارهای شهرها هستند.

از سویی دیگر، متأسفانه جز برای عده‌ای معدود از اساتید بزرگ کشور، ارتقای اعضای هیأت علمی به استادی، بیش از آنکه بازتاب استاد شدن آنان باشد، ابزاری برای استاد شدن، مهم شدن، رئیس شدن و ... بوده است. اینان حال و حوصله ساعت‌ها پشت میز نشستن و مطالعه و یادداشت برداشتن را ندارند و تنها در اندیشه ریاست و پست و مقام هستند؛ و به تعبیر خوب دکتر فرامرز رفیع‌پور در کتاب «موانع رشد علمی ایران» استادان توسعه‌ای هستند که نتیجه عملکردشان تنها فرصت‌سوزی است.

باز باید گفت که متأسفانه منبع‌شناسی و رصد کردن تحولات و وقایع جهان اسلام در مراکز پژوهشی کشور مورد اعتنا نیست. منبع‌ شناسی به‌عنوان مادرِ پژوهشها و مطالعات راهبردی است. ما تا منبع ‌شناسی نکنیم، تا وقایع و حوادث را در طول تاریخ رصد نکنیم، متوجه ماجراهایی که در پیرامون ما جریان دارد، نخواهیم شد و نقاط ضعف و قوت خود و حریف را نخواهیم شناخت.

بخشی از مراکز پژوهشی کشور باید به منبع شناسی و رصد تحولات کشورهای همسایه و منطقه خاورمیانه و جهان اسلام اختصاص یابد. کسانی که وقایع و منابع را رصد می‌کنند به ‌خوبی می‌دانند که وقایع کنونی در عراق و سوریه تازه آغاز یک اتفاق بزرگ است و باید آن را جدی گرفت.

از سوی دیگر به ‌طور طبیعی برنامه‌ها و سیاست‌های همه گروه‌ها، پژوهشکده‌ها و مراکز پژوهشی کشور با گذشت زمان نیازمند تجدیدنظر و بازسازی بر اساس نیازهای روز جامعه هستند که در این میان لازم است بررسی مسائل و مشکلات شیعیان در روزگار حاضر و نیز رصد مستمرِ مخالفان شیعه و دشمنان وحدت و تقریب مذاهب اسلامی، در محور توجه واقع شود و مراکز پژوهشی به تأسیس بانک‌های اطلاعاتی و بایگانی قابل رجوع هرگونه منابع شنیداری، دیداری و نوشتاری دوستان و دشمنان وحدت اسلامی اهتمام کنند.

مراد مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) از بیداری اسلامی این نیست که درباره بیداری اسلامی صحبت کنیم و فلسفه ‌بافی کنیم؛ بلکه مراد ایشان آن است که هر کس در جایگاه فردی و اجتماعی خود در قبال حقوق و تکالیفش و در قبال دیگران، در قبال جامعه و جهان اسلام بیدار باشد. حضرت پیامبر اکرم صلی‌الله علیه‌ و آله به روایت حضرت امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «مَنْ أَصْبَحَ لَایَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ، وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلًا یُنَادِی: یَا لَلْمُسْلِمِینَ، فَلَمْ یُجِبْهُ، فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ‏.» اجابت به ندای یاری‌خواهی مسلمانان و شیعیانِ روزگار حاضر گاه در خط مقدم جبهه‌هاست و گاهی هم در پژوهش و رصد کردن و به‌روز بودن اطلاع‌رسانی علمی دربارة وقایع دردناک سوریه و عراق و بحرین و لبنان و پاکستان.

اینکه مادران داغدار شهیدان شیعه پاکستانی، جهت احقاق حقشان از به‌ خاک‌سپاری فرزندان شهیدشان امتناع کرده‌اند؛ اینکه بزرگ‌ترین جریان تربیت دانشجو - استاد در عربستان سعودی بر ضد جریان تقریب و وحدت اسلامی شکل‌گرفته است؛ اینکه به‌صورت‌ روزافزونی فعالیت گروه‌های تکفیری و عملیات تروریستی در جهان اسلام بر ضد شیعیان افزایش‌ یافته است، اینکه رسانه‌های ماهواره‌ای و اینترنتی ضد شیعی و ضد وحدت اسلامی در جهان اسلام بیش‌ازپیش توسعه‌ یافته‌اند، اینکه صدها و هزاران کتاب و رساله دانشگاهی جدید علیه تشیع در حال تألیف و انتشار است و ... همگی وظایف سنگین مراکز مطالعاتی کشور را در قبال عمل به دستور رسول خدا صلی‌الله علیه‌ و آله گوشزد می‌کنند.

دکتر کامیار صداقت

عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

منبع: خبرگزاری فارس - 93/08/10 - 07:01  - شماره: 13930807001134

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930807001134

بازنشر: سایت قوه قضائیه - ستاد حقوق بشر

http://www.humanrights-iran.ir/news-42759.aspx

 باز نشر: سایت‌ مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی 

http://www.taqrib.info/persian/index.php?option=com_content&view=article&id=2029:1393-08-10-10-40-01&catid=36:feraghekalami&Itemid=84

+Globalization جهانی شدن - عولمة - Globalization در یکشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۳ و ساعت |